سیدصادق موسوی شیرازی
سید احسان حائری
خبرنگار اطلاعات در قم
مرحوم شریف رضی گزیده ای از گفتار امیر مؤمنان علی(ع) را گرد آورد که چون ملاک اصلی انتخابش بلاغت بود، آن را «نهج البلاغه» نامید، بی آنکه اسناد و سلسله راویان را بیان کند. تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب، رهبر شهید در سخنرانی خود پیشنهادی کردند که استاد محقق، حجت الاسلام موسوی شیرازی پس از سالها کوشش، آن را محقق کردند و آن تدوین کتاب «تمام نهج البلاغه»است که پس از ۲۰ سال تحقیق، پژوهش و گردآوری و تنظیم نوشته شده است. در این کتاب، همه ادعیه و مناجاتهای امام علی(ع) که بخشی از آنها در نهجالبلاغه آمده، همراه با سند ذکر شده است. متن اصلی نهجالبلاغه نیز با خط پررنگ از سایر متنها ممتاز شده است. این کتاب نخست در هشت جلد و سپس در سال ۱۳۹۲ش در یک جلد به چاپ رسید و با استقبال محققان و دانشوران حوزه و دانشگاه مواجه شده است. استاد در شماره پیش به برخی از سؤالات پاسخ گفتند و اینک ادامه سخن:
فصلبندی
به نظر می رسد که حضرت عالی تجدید نظری هم در خصوص ابواب کتاب کرده اید.
درباره فصلبندی و باببندی، طبیعی است که ترتیب خطبهها، کلمات و نامهها در «تمام نهجالبلاغه» تغییر کند؛ چون حتی چینش و ترتیب در نسخههای گوناگون نهجالبلاغه که در دسترس عموم است، واحد نیست و هم در متن و هم ترتیب، در نسخههای متعدد اختلاف وجود دارد. از سوی دیگر شریف رضی سخنرانیها و کلمات و وصایا را یک باب کرده و ترتیب موضوعی و تاریخی نیز لحاظ نشده، به اضافه اینکه بعضی از گزیدهها سخنان امیرالمؤمنین(ع) را به شکل حکمتهای کوتاه در یک باب آورده است، حال آنکه در «تمام نهجالبلاغه»، خطبهها در یک فصل با ترتیب موضوعی و سپس تاریخی قرار گرفته و کلامها و نامهها نیز به همین ترتیب قرار گرفتهاندکه ترتیب موضوعی برای دسترسی محققان و پژوهشگران و ترتیب تاریخی برای فهم و برداشت صحیح از مقصود امام علی(ع) بسیار ضروری است.
در «تمام نهجالبلاغه» فصل اول شامل «باب الخُطب» میشود که حاوی ٦١ خطبه است، «باب الکلام» حاوی ١٧٧ کلام، و «باب الوصایا الشفهیه» حاوی ١٢ وصیت شفاهی است، و «باب الأدعیه» با ١٦ دعا، و در فصل دو «باب الکُتُب» ٨٠ نامه، و «باب العهود» سه عهدنامه و یک حِلف، و در باب «الوصایا المکتوبه» ٤ وصیت نوشته شده از آن حضرت آمده است.
چرا نام دیگری برای این کتاب انتخاب نکردید؟
اشاره کردم که نهجالبلاغه شریف رضی(ره) حاوی گزیدههایی از یافتههای ایشان است که قبلا در فصلی از کتاب «خصائص امیرالمؤمنین(ع)» آورده بود و به درخواست شاگردان ایشان (به تعبیر خودشان: جماعۀ الأصدقاء) فصل «دُرر من کلامه» را منفک کردند و با اضافاتی بدون ذکر منابع و اسانید (به جز در مواردی معدود)، آن را «نهجالبلاغه» نامیدند، در حالی که کتاب «تمام نهجالبلاغه» گزیدههای شریف رضی را به طور کامل و با ترتیب موضوعی و سپس تاریخی به همراه ذکر منابع و اسانید آوردیم و بهجز در موارد معدودی از محدوده آوردههای رضی خارج نشدیم. این خروج اندک نیز به جهت ضرورت ارتباط موضوعی یا تاریخی و امثال آن بود که با دقت مطالعهکنندگان اهمیت امر بهوضوح عیان میشود، لذا اسم کتاب را «تمام نهجالبلاغه» گذاشتهایم؛ برای اینکه پایه کار ما نهجالبلاغه بوده و کلمه «تمام» را در نامگذاری انتخاب کردیم که هم حق شریف سید رضی حفظ شود و کار بسیار ارزشمند ایشان لطمهای نبیند و هم گزیدههای نهجالبلاغه به طور کامل و بههم پیوسته و با ترتیب موضوعی و تاریخی و به طور مُسند و موثّق در اختیار عاشقان فرهنگ علوی قرار بگیرد.
وثاقت نهج البلاغه
آیا در کتاب نهجالبلاغه سید رضی به روایاتی نامعتبر هم دست یافتید که با بیان حضرت امیر(ع) منافات داشته باشد؟
خوشبختانه با دسترسی به متن بههم پیوسته و بدون تقطیع کلام امیرالمؤمنین(ع) بسیاری از اشکالات و تشکیکات در باره بعضی از آنچه در نهجالبلاغه آمده،رفع شده است؛ چون وقتی گزیدهای از یک سخن مفصل انتخاب شود و اتصالی به ما قبل و مابعد خود نداشته باشد، آنوقت این چنین متن ممکن است فاقد معنای حقیقی خود باشد و مقصود متکلم به طور صحیح را هم به ما مخاطبان منتقل نکند.
وجود این تقطیعها در سخنان حضرت مولی(ع) و حتی در احادیث پیامبر اکرم(ص) و روایات بقیه ائمه معصومین(ع) زمینه را برای دشوارشدن فهم صحیح از نص ایجاد می کند و آنگاه ممکن است بعضی در صحت انتساب این قطعه از سخن به امیرالمؤمنین(ع) تشکیک ایجادکنند؛ اما وقتی متنی به ماقبل و مابعد خود متصل شود، زمینه درک درست از سخن ایجاد میشود و عمق مطلب به طور صحیح قابل برداشت خواهد شد.
کتاب تمام نهجالبلاغه که متون برگزیده و تقطیع شده را به ماقبل و مابعد خود با استناد به منابع مورد وثوق و سلسله سند راویان قابل اعتماد پیوستمیدهد، با این روش راه بر هر گونه تردید در انتساب سخن به امیرالمؤمنین بسته میشود و با قاطعیت عرض میکنم که همه آنچه در نهجالبلاغه آمده است، گزیدهای مورد وثوق از سخنان حضرت مولی(ع) است، لیکن گاهی عدم دسترسی به متن ماقبل ومابعد، فهم صحیح متن را مشکل میکند و همین امر باعث ایجاد تشکیک از سوی بعضی از علما و محققان میشود.
از چه منابعی برای این مستندسازی کتاب استفاده کردید و آنها را از کجا به دست آوردید؟
دسترسی به منابع در زمانی که کار را شروع کردم، بسیار سخت بود، بهخصوص که این بار بسیار سنگین را تنها و بدون پشتیبانی مالی از هیچ نهاد یا مؤسسه یا شخصی آغاز کردم. تنها حجتالاسلام اختری که سفیر ایران در سوریه بود، بر اساس رفاقت قدیمی و دوستی دیرینه، کمکی به بنده در راستای این عمل تحقیقیکردند، لذا نسخه اول کتاب با ٢٩ عنوان انتشار یافت، لیکن پس از آن توجه بیشتری به اهمیت کار علمی و تحقیقی این جانب ایجاد شد و پشتیبانی نسبتاً خوبی از تلاشم را دریافت کردم که دسترسی به منابع بیشتر را برایم ممکن کرد و در نتیجه نسخه دوم کتاب در تهران انتشار یافت که مورد استقبال مقام معظم رهبری شهید نیز قرار گرفت، و این امر باعث شد زمینه را برای سفر به کشورهای مختلف و مراجعه به کتابخانههای گوناگون ممکن سازد و نسخه سوم کتاب که حاوی منابع و سلسله سندهای هر متن اضافه شده با تعداد ٧٧٠ منبع در ٨ جلد در بیروت منتشر شد و پس از آن نیز با ادامه تحقیق، چهارمین نسخه در یک جلد بزرگ با ١٢٠٠ منبع و به شکل بسیار نفیس در بیروت جاپ و انتشار یافت.
کارآیی این کتاب به عنوان کتاب مرجع تا چه اندازه در سطح جهانی میتواند در پیشبرد اهداف عالیه انسانی مؤثر واقع شود؟
ما باید اصل اولی اسلام را که دعوت همه انسانها به راه راست و هدایت به صراط مستقیم است، به جدّ باور کنیم، آنگاه تکلیف عالمان در حرکت به سوی محرومان از این نعمت الهی مشخص میشود و در این زمان که دشمنان خداوند و حقیقت با استفاده از ابزارهای گوناگون تبلیغاتی تمام توان خود را در جهت گمراه کردن افراد و جوامع بشری به کار میگیرند، متقابلاً تکلیف اهل حق است که توطئه اهل باطل را خنثیکنند
و افراد و جوامع را ارشاد و هدایت کنند.
پیامبر اکرم(ص) وقتی علی(ع) را به یمن فرستادند، فرمودند: «یا علی، لأن یهدی الله عزّ وجلّ عَلی یدیکَ رجلاً، خیرٌ لکَ ممّا طلعت علیه الشمس و غَربت»، یعنی هدایت یک نفر از گمراهی و ضلالت، اهمیتش بیشتر است از آنچه خورشید بر آن میتابد و بر آن غروب میکند! بهترین شخصیتی که میتوان با کمال سربلندی و افتخار از او نام برد، علی بن ابی طالب(ع) است که هم نفس رسولالله(ص) است و هم وزیر ایشان و وصی منصوب بعد از رحلتشان و همچنین «باب علم رسولالله»اند و ما باید نام و کلام و فکر آن امام همام را از هر طریق و به هر وسیلهای، به گوش جهانیان برسانیم و بهترین راه برای رسیدن به این مقصود، استفاده از وسائل ارتباط جمعی و رسانههای جهانی و سکوهای خبری مختلف میباشد.
بنده تا آنجا که توانسته ام و میتوانم، در این راستا حرکت کرده ام و میکنم، لذا از طریق این رسانه از همه وسائل خبری ایرانی و شیعی در داخل و خارج از ایران میخواهم پاسخگوی تشنگی انسانها در سرتاسر جهان باشند و با نام و کلام امیرالمؤمنین(ع) میتوانیم به بالاترین مراکز رسمی جهانی دست یابیم و صدای امیرالمؤمنین(ع) را که همان اسلام اصیل است به گوش جهانیان برسانیم و حجت را بر تمامی انسانها تمام کنیم انشاءالله.
شما چه نظری دارید؟