مترجم: نادر مازوجی

منبع: شبکه المیادین

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا از کشورهای منطقه خواسته است به توافقنامه‌های عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی (توافقنامه‌های ابراهیم) بپیوندند؛ از جمله کشورهایی که از قبل با اسرائیل روابط دارند و توافقنامه‌هایی امضا کرده اند مانند مصر، ترکیه و اردن. ترامپ در بیانیه‌ای که چند روز پیش در پلتفرم اجتماعی خود منتشر کرد، مذاکرات با ایران برای پایان جنگ را به گسترش توافقنامه‌های ابراهیم مرتبط دانست و علاوه بر امارات متحده عربی و بحرین که قبلاً این توافقنامه‌ها را امضا کرده‌اند، از عربستان سعودی، قطر، مصر، اردن، پاکستان و ترکیه نیز خواست به این روند ملحق
 شوند.
 اظهارات ترامپ با شعار او مبنی بر تحمیل صلح از طریق زور، سازگار است. با این حال، زور به تنهایی در تحمیل دیدگاه ترامپ بر منطقه موفق نبوده، زیرا او به پیروزی نظامی بر ایران دست نیافته است. ترامپ نتوانسته ایران را از طریق جنگ و تهدید به نابودی کامل، مطیع خود کند و  تاکنون در دستیابی به اهداف خود از طریق مذاکره شکست خورده است. به نظر می‌رسد ترامپ به باج‌گیری متوسل شده، اما نه علیه ایران که در برابر باج‌گیری مقاوم است، بلکه او طرف‌های منطقه‌ای را که می‌خواهند جنگ را از ترس منافع خود پایان دهند، هدف قرار می‌دهد.
هدف، تغییر خاورمیانه
آنچه ترامپ می‌خواهد، کاملاً با اراده بنیامین نتانیاهو که به دنبال تغییر خاورمیانه است، مطابقت دارد،اما موضوع این است همانطور که ترامپ نتوانست با نیروی نظامی به اهداف خود برسد، نتانیاهو نیز در حل و فصل جنگ‌های خود با غزه، لبنان و ایران موفق نشد. 
او جنگ در هیچ جبهه‌ای را به پایان نرسانده و به پیروزی مطلق دست نیافته است. به نظر می‌رسد هم ترامپ و هم نتانیاهو در بحران به سر می برند و به دنبال راهی برای خروج از بحران هستند که بتوانند قبل از انتخابات آمریکا و اسرائیل تا قبل از پایان سال جاری میلادی، آن را به پایگاه‌های مردمی خود عرضه کنند.
 آنها این توهم را ایجاد کرده اند که منطقه در حال آماده شدن برای یک توافق جامع منطقه‌ای با محوریت اسرائیل به عنوان یک محور منطقه‌ای، شامل کشورهای عرب خلیج فارس، مصر، اردن، ترکیه و پاکستان با هدف انزوای ایران و متحدانش است. آنچه ترامپ و نتانیاهو می‌خواهند، صرفاً نزدیکی سیاسی به کشورهای عربی نیست، بلکه ایجاد یک محور منطقه‌ای جدید است که خاورمیانه را مطابق با منافع اسرائیل و کاملاً مطیع سیاست‌های آمریکا تغییر شکل
 دهد. 
به عنوان مثال، این دیدگاه جدید نمی‌خواهد کشوری مانند مصر در حالت «صلح سرد» با اسرائیل باشد، بلکه می‌خواهد علاوه بر هماهنگی و همکاری در مورد مسائل اقتصادی، امنیتی و سیاسی مربوط به مسائل کلیدی منطقه‌ای مانند غزه، دریای سرخ و ایران، روابط عادی را در تمام سطوح، از جمله عادی‌سازی مردمی، رسانه‌ای و فرهنگی با تل آویو برقرار کند. در مورد ترکیه، یکی دیگر از کشورهای محوری که ترامپ به آن اشاره کرد نیز او به دنبال رسیدگی به روابط پرتنش بین ترکیه و اسرائیل پس از جنگ غزه است و هدفش یافتن زمینه مشترک در مورد مسائل دوجانبه مانند سوریه، ایران، انرژی و تجارت است.
کلید تغییر خاورمیانه در عربستان
ترامپ معتقد است کلید تغییر در خاورمیانه، در دستان عربستان سعودی است که عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به آغاز فرآیندی برای حل مساله فلسطین مرتبط کرده؛ شرطی که توسط نتانیاهو و دولت راست افراطی او رد شده
 است. 
کشورهای اصلی که در بیانیه ترامپ ذکر شده‌اند و روابط رسمی با اسرائیل ندارند، یعنی عربستان سعودی، قطر و پاکستان روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به مساله فلسطین و نه جنگ ایران، مرتبط دانسته‌اند. این امر، درخواست ترامپ از آنها را در چارچوب تلاش برای باج‌گیری قرار می‌دهد و کشورهایی را که این درخواست را رد کنند، در صورتی که ترامپ تصمیم به بازگشت به جنگ علیه ایران بگیرد،از نظر او مسئول شناخته خواهد شد. 
از سوی دیگر، درخواست ترامپ، پس از افزایش انتقادات در درون حزب جمهوریخواه آمریکا در مورد توافق احتمالی با ایران مطرح شده است. ترامپ درخواست خود برای گسترش کمپین عادی‌سازی روابط با اسرائیل را راهی برای ایجاد یک داستان موفقیت جدید در جنگ ایران، ایجاد بحث‌های داخلی و منحرف کردن توجه از شکست در مطیع کردن ایران در میز مذاکره پس از شکست در میدان نبرد، می‌داند.
ناکامی در مطیع کردن ایران
درخواست ترامپ برای گسترش توافقنامه‌های ابراهیم، انعکاس بحران استراتژیکی است که او با آن روبرو است، یعنی ناکامی در شکست دادن و مطیع کردن ایران از نظر نظامی و دیپلماتیک. این شکست، پیامدهای عظیمی برای ایالات متحده و نفوذ آن به عنوان یک ابرقدرت و همچنین پیامدهای فوری برای ترامپ و حزبش قبل از انتخابات میاندوره‌ای خواهد
 داشت.
 اگر ترامپ درگیر جنگی جدید با ایران شود یا توافقی را امضا کند که از جاه‌طلبی‌هایش کوتاه بیاید، شکست برای او و به تبع آن برای ایالات متحده اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این امر، او را واداشته است با ارائه یک ایده مبهم - نه یک طرح و نه یک ابتکار عمل، بلکه صرفاً یک توییت دیگر برای اضافه کردن به فهرست طولانی اظهارات متناقض خود- سعی در منحرف کردن توجه از فشارهای داخلی داشته باشد. 
اگر ترامپ روی تبدیل توافق با ایران به دروازه‌ای برای گسترش عادی‌سازی روابط با اسرائیل در منطقه شرط‌بندی می‌کند، قمار او به تحولات جنگ و مذاکرات با ایران بستگی دارد که ماهیت چشم‌انداز سیاسی منطقه را تعیین می‌کند. اگر ایالات متحده در مهار ایران در جنگ شکست بخورد، دایره عادی‌سازی روابط در منطقه ممکن است گسترش یابد اما با ایران، نه با اسرائیل.
هماهنگی قبلی ترامپ با نتانیاهو
دولت اسرائیل نیز یکی از اهداف خود پس از جنگ ایران را توسعه عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی و تغییر شکل خاورمیانه با گسترش روابط سیاسی و ایجاد شبکه‌های امنیتی و اقتصادی جدید که موقعیت منطقه‌ای این رژیم را تقویت کند، می‌داند. اسرائیل توافقنامه‌های ابراهیم را که در سال ۲۰۲۰ امضا شدند، کامل نمی‌داند، بلکه آن را فرآیندی می‌داند که باید پس از جنگ ایران تکمیل شود و توسعه یابد. بنابراین، درخواست ترامپ با هماهنگی قبلی با نتانیاهو مطرح شد و اظهارات تند «لیندسی گراهام» سناتور مشهور جمهوریخواه هوادار ترامپ و نتانیاهو نیز که کشورهای امتناع کننده از عادی‌سازی روابط با اسرائیل را تهدید کرد، آن را تقویت کرد. 
اگرچه اسرائیل معتقد است‌توافقنامه های ابراهیم در سطح رسمی و امنیتی خود باقی مانده‌اند و شرکای فعلی آن باوجود جنگ ایران، از آن عقب‌نشینی نکرده‌اند، اما در عین حال متوجه است که جنگ، زمینه‌های عادی‌سازی روابط را تضعیف کرده، هزینه پیشرفت در مذاکرات با کشورهای جدید را افزایش داده و مساله فلسطین را به قلب محاسبات منطقه‌ای بازگردانده است.
 به همین دلیل نتانیاهو می‌خواهد از طریق چانه‌زنی و باج‌گیری با کمک متحد مورد اعتماد خود، ترامپ، آن را با مساله ایران جایگزین کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی