مهندس علیرضا مشهدی میرزا

وجود بافت‌های تاریخی تنها به معنای حفظ چند ساختمان قدیمی نیست؛ این بافت‌ها حامل نوعی حافظه جمعی و تجربه زیسته‌اند. معماری گذشته ایران در دل خود پاسخ‌هایی برای شیوه زندگی، اقلیم، روابط اجتماعی و حتی حکمت فرهنگی جامعه داشته است.
وقتی این بافت‌ها حفظ می‌شوند، برای معماران امروز به مثابه یک الگو و منبع الهام عمل می‌کنند؛ الگویی که نشان می‌دهد چگونه می‌توان میان نیازهای معاصر و ارزش‌های فرهنگی پیوند برقرار کرد. در واقع بافت تاریخی مانند یک آزمایشگاه زنده است که در آن می‌توان منطق شکل‌گیری فضاها، نحوه تعامل انسان با محیط و مفهوم‌هایی چون حریم، همسایگی و آرامش را مشاهده کرد.
بنابراین حضور و تداوم بافت تاریخی کمک می‌کند تا معماری امروز، صرفاً تقلید از الگوهای جهانی نباشد، بلکه بر پایه سبک زندگی و حکمت ایرانی شکل بگیرد؛ حکمت و تجربه‌ای که در طول قرن‌ها در کالبد شهر و معماری آن متجلی شده است.
به‌عنوان یک طراح، در پروژه‌های اسلامشهر و بوموسی تلاش کردم نگاه خود را به الگوهای معماری شهری ایرانی در قالبی معاصر بازتعریف کنم. برای من بافت و تجربه تاریخی شهرهای ایران تنها یک موضوع نوستالژیک نیست، بلکه مجموعه‌ای از الگوهای فضایی و اجتماعی است که در طول زمان شکل گرفته و با فرهنگ و شیوه زندگی ایرانی پیوند خورده است.
در پروژه اسلامشهر، تمرکز بر بازخوانی الگوهای سازماندهی فضاهای مسکونی و محله‌ای بود؛ مفاهیمی مانند حریم، فضای میانی، حیاط و سلسله‌مراتب فضایی که در معماری ایرانی نقش مهمی داشته‌اند.
 در این پروژه تلاش کردم این مفاهیم را نه به شکل تقلیدی، بلکه با زبانی جدید و متناسب با نیازهای سکونت معاصر بازتعریف کنم تا بتوانند در قالب یک بافت شهری امروزین عمل کنند.
در اسلامشهر، ما سعی کردیم الگوهایی را پیش‌بینی کنیم که به زیست مناسب ایرانی کمک کند. پیش‌بینی فضاهای جمعی برای هر محله یا زیرمحله از آن جمله است. به ازای هر چهار بلوک، یک فضای اجتماعی برای شکل‌گیری تعاملات اجتماعی و ایجاد روابط همسایگی طراحی کردیم. زمین‌های ورزشی برای نسل جدید دیده شد تا به جای باشگاه در همان محله مورد استفاده قرار گیرد. ارتباط پیاده از دیگر مباحث بود، در طرح ما هیچ خودرویی روی سطح دیده نمی‌شد و حرکت نمی‌کرد، همه خودروها به زیر منتقل می‌شدند. 
سعی شد در محل اتصال بلوک‌ها از سابات استفاده شود و در دو طبقه بالای مجموعه، واحدها به صورت غیر آپارتمانی و مسیرها شبیه کوچه ها طراحی شده و به نوعی یادآور کوچه و محله‌های سنتی ماست.
در پروژه بوموسی نیز با توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی متفاوت، نگاه به معماری بومی و الگوهای شکل‌گیری سکونت در اقلیم‌های گرم و ساحلی ایران مبنای طراحی قرار گرفت. هدف این بود که اصولی مانند سازگاری با اقلیم، شکل‌گیری فضاهای جمعی و توجه به زندگی روزمره ساکنان در قالبی امروزی بازآفرینی شود.
در بوموسی هم باز خودرو را زیر محله بردیم و در کل محله خودرو رفت و آمد نداشت. از الگوهای سایه‌اندازی بلوک‌ها، عرض معبر کم کوچه ها برای ایجاد سایه‌ها و سابات‌ها برای کاهش حرارت استفاده شد. 
همچنین در فضاهای جمعی و گردهمایی به الگوهای پیشین نزدیک شدیم. در بوموسی از جریان باد، با بادگیرهایی به نام «سه تار» که از بندر کنگ الهام گرفته شده، برای گردش هوا در پشت بام ها استفاده کردیم. چرا که مطابق سنت منطقه بام‌ها از غروب تا آخر شب مورد استفاده اهالی بوده است.
البته روشن است که همه الگوهای گذشته الزاماً پاسخگوی نیازهای انسان معاصر نیستند. با این حال، بسیاری از این الگوها که ریشه در فرهنگ و جامعه ایرانی دارند همچنان ظرفیت بالایی برای الهام‌بخشی دارند. به باور من، این الگوها نه‌تنها می‌توانند در معماری امروز کارآمد باشند، بلکه در بسیاری موارد جایگزینی مناسب برای برخی الگوهای رایج و وارداتی محسوب می‌شوند؛ الگوهایی که لزوماً با شیوه زندگی و زمینه فرهنگی ما سازگار نیستند.
متاسفانه علیرغم توجه و پرداختن به جزئیات در هر دو طرح هیچکدام از این طرح‌ها اجرا نشد!
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی