مهندس محمدمهدی کلانتری، فارغ التحصیل رشته مرمت و احیای بافت های تاریخی و پژوهشگر این رشته، سالهاست برای احیای بافت و جلوگیری از تخریب آن فعالیت رسانهای دارد. اقدامات او ابتدا یادآوری اهمیت موضوع بافت تاریخی و بعد جلوگیری از تخریب آن را شامل میشود. کلانتری در جنگ ۴۰ روزه با سفر به چند شهر و تهیه گزارش، حملات دشمن به آثار تاریخی را بررسی کرد. وی معتقد است به جز حمله مستقیم دشمن به آثار تاریخی، ما خود نیز تحت نفوذ و القائات آنها دست به تخریب گسترده آثار تاریخی خود به ویژه بافتهای تاریخی زدهایم. گفتگو با او را پیش رو دارید:
جنگ ۴۰ روزه و ادامه آن تا به امروز به ۱۴۹ بنای تاریخی آسیب رسانده است در حالی که بسیاری از آنها هیچ کاربرد و فعالیت نظامی نداشتند. به نظر شما هدف چه بود؟
کلانتری: برخی از این اصابت ها مربوط به خود اثر بود، مثل ساختمان مجلس سنا یا کلانتری بازار؛ اما برخی دیگر اصابت در حریم اثر اتفاق افتاد و موج انفجار باعث آسیب شد. آسیبها نیز در سه سطح اتفاق افتاد، یا اصل اثر از بین رفته، یا آسیب سازهای بوده و سطح آخر، تزئینات به دلیل موج انفجار از میان رفته است. از این ۱۴۹ اثر چهار اثر ثبت جهانی بود. کاخ گلستان در تهران، میدان نقش جهان و کاخ موزه چهلستون اصفهان و تپهها و قلعه فلکالافلاک خرم آباد. از نظر قواعد بینالمللی حمله به آثاری که ثبت جهانی شدهاند جنایت جنگی محسوب میشود. این موضوع در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه ذیل حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و کنوانسیون ۱۹۷۲ میراث جهانی به تصویب رسیده است. از این نظر میتوانیم در مورد آثار جهانی اقدام حقوقی کنیم.
اما مساله اینجاست که سازمان ملل متحده بعد از جنگ جهانی دوم توسط دولتهای پیروز بهوجود آمد و سازوکارهای آن به گونهای است که هیچ وقت کشورهای بزرگ در آن محکوم نمیشوند و به طور جدی با آنها برخورد نمیشود. حتی یونسکو که سازمان فرهنگی زیرمجموعه سازمان ملل است در جنگ اخیر جانبدارانه برخورد کرد و نسبت به چهار سایت مذکور فقط دو طرف درگیر را به خویشتنداری توصیه کرد! در حالی که اساسا ایران هیچ سایت تاریخی را مورد اصابت قرار نداد.
پس به نظر شما حمله به آثار تاریخی عمدی بود؟
کلانتری: باید گفت بسیاری از این بناها با همین شرایط پیرامونی خود ثبت شده بودند. در تهران بنای کلانتری بازار با همین کاربرد ثبت شده بود یعنی کلانتری، نظامی تشخیص داده نشده و اساسا پلیس نیروی نظامی نیست و حمله به پلیس خود جنایت جنگی است. در برخی دیگر از موارد اصابت به بناهای اداری بود که آن هم به نظرم کاملا عمدی بود. چرا که مثلا ساختمان اصلی مورد اصابت قرار نگرفت، ساختما ن مجاور کاخ مورد اصابت بود یا در اصفهان استانداری مورد حمله واقع شد که در جوار میدان نقش جهان بود ولی در هیچ استان دیگری استانداری مورد حمله قرار نداشت. از این رو، به نظرم بیشتر نیت تخریب تمدنی بود.
من اعتقاد دارم ما در امتداد یک جنگ تمدنی قرار داریم. ترامپ یک بار گفته بود میخواهیم ۵۰ نقطه فرهنگی را مورد اصابت قرار دهیم، وزیر جنگشان هم همین را گفت. سناتور گراهام نیز اعلام کرد که ما باید مانند اسکندر ایران را نابود کنیم. خود ترامپ هم از نابود کردن تمدن ایران سخن گفت و اینکه ایران را به عصرحجر برگردانیم.
به نظرم، اصابت به مناطق تاریخی و آثار تمدنی به طور واضح در سخنان آنها بود و از گفتن آن ابایی ندارند. حمله به مدرسه، بیمارستان، پتروشیمی، صنایع و پلها نشان داد مشکل، تمدن ایران است و نه حتی حکومت. وزیر جنگشان یک بار هم گفت در میان جنگ صلیبی قرن بیستویکم هستیم. یعنی بین مسلمانان از یک سو و مسیحیان و یهودیان در سوی دیگر برای فتح اورشلیم!
اگر جنگ دوباره آغاز شود، هیچ بعید نیست آثار را به صورت مستقیم از بین ببرند. ما نمونههای این را در نیروهای نیابتی آنها دیدهایم. مثلا وقتی داعش را به وجود آوردند یکی از ماموریتهای آن، از بین بردن آثار تاریخی بود. حتی زمانی که به سمت پالمیرا میرفتند، طبق اسناد اپستین، آمریکاییها در جریان بودند و به داعش کمک لجستیکی کردند تا به پالمیرا بروند و شهر باستانی سوریه را منهدم کنند. یا موزه بغداد زمانی که عراق در اشغال آمریکا بود غارت شد. کشورهایی که تاریخ ندارند، به دنبال تخریب تمدن های دیگر هستند.
پیشتر هم چنین تخریبهایی صورت می گرفت؟
کلانتری: بله، ریشه دارد و به نظرم ریشه آن در تفکر صهیونیزم است که میگوید باید همه تمدنها پاکسازی شوند تا تنها تمدن کهن یهودیت باشد. از آنجایی که در دینشان کسی نمیتواند یهودی شود و یهودیت از طریق نژاد منتقل میشود، آنها در ادیان دیگر پیاده نظامهایی را به خدمت گرفتهاند. در دین مسیحیت اوانجلیست، در مذهب اهل سنت وهابیت و در شیعه بابیت و بهاییت را به وجود آوردند و همه اینها در پازل صهیونیزم است. بسیاری از آثار که به اسم نوسازی نابود میشود، ذیل همین تفکر اتفاق افتاده. ما سندی از ساواک در سال ۱۳۵۰ داریم که یکی از بزرگان بهاییت در شیراز برای دیگران از تخریب خانهها و الگوهای معماری صحبت می کند. بعد از انقلاب هم تحت عناوین مختلف این روند با قدرت به ویژه در تخریب بافتهای تاریخی ادامه پیدا کرد. با عناوینی چون بافتهای فرسوده، بافتهای ناکارآمد شهری و بافتهای مسالهدار شهری، به بافت تاریخی انگ زده میشود تا این بافتها بیارزش محسوب شوند و بتوانند آن را تخریب کنند.
این نفوذ در قوانین ما رسوخ داشته و ساختار ۶۰ به ۴۰ شمالی ـ جنوبی در تمام شهرهای ایران رواج پیدا کرده است، ساختاری که دیگر کاری به اقلیم و بوم و مصالح بومی ندارد. حیاط مرکزی، درونگرایی، چهارطرف ساخت، خانههای بادگیردار، زیرزمینهای تابستان نشین و... تمام ارکان معماری ایران که طی هزاران سال تکامل یافته بود از میان رفت. الان اگر بخواهید خانه سنتی طراحی کنید، سند و پایان کار نمی گیرید، تخلف محسوب میشود! این تغییر مهندسی که علیه ما صورت گرفت نمیتواند بجز نفوذ باشد، نمیتواند عمدی نباشد.
در واقع، ما منویات دشمنانمان را قانون کردهایم و با آن بافتهای تاریخی را از بین بردهایم. بافتهای مسکونی ما الان به قوطی کبریتهایی تبدیل شده که پر از مشکل و بحران معضلات فرهنگی ـ اجتماعی است، در همین جنگ به ما ثابت شد مجتمعهای بلند مرتبه مسکونی چقدر میتواند آسیبزا باشد. در بسیاری از موارد اگر ساختمانها دو طبقه بودند، تلفات کمتر بود. تجمیع انسانها در یک ساختمان تلفات را بالا برد. این سبک مجتمعها در بحرانهایی نظیر جنگ، سیل، زلزله و امثالهم فاجعه بار است.
بسیاری از تخریبهای صورت گرفته هم در مورد بافت تاریخی و هم در مورد آثار ویژه توسط خود ما انجام شده، چگونه آن را به دشمن نسبت میدهید؟
کلانتری: معتقدم ما تحت یک نفوذ هستیم که معماری و شهرسازی ما را تحتالشعاع قرار داده و برخی اوقات این نفوذ عریان میشود مثل جنگ؛ اما برخی اوقات تبدیل به قوانینی شده که ما را مجبور به تخریب تمدن خودمان کرده است. قوانینی مثل خیابان کشی، تجمیع پلاک و پروژه های بزرگ مقیاس در بافت تاریخی همگی ما را به سمت بی هویتی و بی تمدنی سوق می دهد و این نقشه به ما تحمیل شده و ما خودمان پیاده نظام آنها می شویم.
اگر دشمن خارجی تخریب کند، ناراحت میشویم و محکوم میکنیم، اما سالهاست ما خودمان در حال تخریب تمدن خودمان هستیم، بسیاری از آثار ثبت شده را تخریب کردهایم.
همین حالا در بحبوحه جنگ موضوع خیابان انصاری شرقی در محله بلاغی قزوین بار دیگر مطرح شده و هر آینه ممکن است افرادی که تحت نفوذ قرار دارند اقدام به تخریب بافت تاریخی قزوین کنند. خیابانکشی در محله بیوک یزد نیز در همین دوره مطرح شده و کسانی پیگیر آن هستند. یک کلیسای تاریخی در مشهد با خاک یکسان شد.
به نظرم همه اینها در پازلی به نام تخریب تمدنی قرار دارند، هیچ فرقی ندارد که دشمن تخریب کند یا ما به دست خودمان تخریب کنیم.
بسیاری از تخریبها، به ویژه در شهرهای مذهبی برای گسترش صحنها صورت گرفته است ، آنها را چگونه تحلیل میکنید؟
کلانتری: نه فقط در شهرهای مذهبی، در همین تهران، یکی از پروژه های بسیار خطرناک، طرح توسعه امامزاده یحیی(ع) در یک بافت و محله تاریخی به نام اودلاجان است؛ محلهای که به ثبت ملی رسیده است. اگر این طرح اجرا شود، ۶۰ پلاک ارزشمند تخریب خواهد شد. با اینکه پروژه مورد مخالفت وزارت میراث است، اما تملک همچنان ادامه دارد، در حالی که فضای مورد نیاز برای امامزاده یحیی که یک امامزاده محلی است کافی است و نیاز به گسترش ندارد.
اینکه همه حرمها دنبال گسترش هستند از مشهد شروع شد و خود مشهد از مکه و مدینه پیروی کرد و بعد به قم و شیراز رسید و حالا به امامزادههای کوچک محلی رسیده است. از نظر من، یکی از مهمترین مزیتها برای کسانی که اطراف صحنها را تخریب میکنند، ساخت صحنهای جدید برای فروش قبر است چون سود بسیار بالایی دارد. به اعتقاد من این بخشی از نفوذ است. در مشهد با عنوان توسعه حرم ۶۰ و بعد ۳۶۰ هکتار تخریب شد و عملا به هتل و مجتمعهای تجاری و یک سری رهباغ تبدیل شد. در احداث رهباغها، مسیرهایی انتخاب شد که تعداد بیشتری مسجد و حسینه تخریب شود. در واقع حرم هیچ توسعهای نداشت. حرم پوششی بود برای سوداگری که هتلها و مجتمعهای تجاری احداث کنند. در قم ارتباط بین بافت مسکونی و حرم حضرت معصومه توسط خیابان عمار یاسر قطع شد. این خیابان پیش از انقلاب توسط شرکتی طراحی شد که طراح آن یهودی است.
باید اذعان کرد، عمده طرحهای مذهبی که به تخریب بافت تاریخی انجامیده توسط این گونه افراد طراحی شده است. به نظرم وقتی اینها را کنار هم بگذاریم نمیتوانیم نفوذ را نبینم و این همه تخریب را اتفاقی بدانیم.
شما چه نظری دارید؟