ابوالقاسم قاسم زاده
امروز همچنان اغلب کارشناسان سیاسی ـ امنیتی در اروپا و آمریکا میگویند و مینویسند تا نشان دهند شرایط کنونی در مجموعه صحنه بینالمللی چگونه میچرخد و امتداد دارد. دو فرد شاخص یکی «ترامپ» و آن دیگری دنبالهرو و همراه او «نتانیاهو» و شاید هم برعکس، مدام میخواهند نشان دهند که فرماندهی میدان را، هم در تقابل نظامی و هم در کنشها و واکنشهای گفتگوی سیاسی در برابر ایران، در اختیار و فرماندهی کامل خود دارند. این گفته مدام در صحنههای خبری و رسانهای، هم در کشورهای منطقه ما و هم در صحنه چرخش خبرها در صحنه بینالمللی، میچرخد و امتداد دارد. سر خبر اغلب رسانههای منطقهای و بینالمللی چنین است.
از نگاه خبری، «نتانیاهو» که هماکنون خود را رئیس دولت اسرائیل میخواند، آشکارا نشان میدهد که در پایان دوره ریاست سیاسی در جایگاه رئیس دولت اسرائیل قرار دارد.
ترامپ نیز دریافته این دوره از ریاست جمهوریاش در آمریکا، به هر صورت که پایان پذیرد، آخرین دوره ریاست جمهوریاش بر آمریکا است. بعد از این دوره به ناچار به خواست اغلب رأیدهندگان آمریکایی، بایگانی میشود. به عبارت بهتر، در پایان عمر سیاستورزی خود آن هم در جایگاه ریاست جمهوری آمریکا است. این هر دو «نتانیاهو و ترامپ» در افکار عمومی مردم آمریکا و اروپا منفورند.
با هر محاسبه، آنگونه که در نوشتههای اغلب کارشناسان و تحلیلگران سیاسی در داخل اسرائیل و اروپا و آمریکا دیده میشود، نظامیگری و «جنگطلبیِ» ترامپ و بخصوص «نتانیاهو» در افکار عمومیِ سراسر جهان از سوی اکثریت مردم طرد شده است.
افکار عمومی در اغلب کشورهای جهان بر این باورند که جمهوری اسلامی ایران در حال دفاع از کیان ملی خود است. ترامپ و همسو با او نتانیاهو در پی توجیه و تثبیت اصل «هژمونی قدرت»طلبی خویش هستند.
معادله تهاجم قدرت نظامی و تلاش برای تثبیت آن، هم از سوی «نتانیاهو» و هم از سوی «ترامپ»، با تفاوتهایی همچنان ادامه دارد. در این معادله، هم تجربههای «ترامپ» از دور اول دوران ریاست جمهوریاش تا امروز در آمریکا و اروپا، و هم کارنامه «نتانیاهو» در اسرائیل که اکنون او و همسرش بعد از پایان نخستوزیری اسرائیل باید با حکم جلب و حضور در دادگاه و محکمه قضایی اسرائیل حاضر شوند، واقعیتِ ملموس و مطرح شدهی هر روز در این بحران است.
«نتانیاهو» و «ترامپ» کاملاً دریافتهاند که امتداد شرایط نظامی و جنگی در برابر جمهوری اسلامی ایران در استراتژی «دفاعی» آن، لحظه به لحظه افول این هر دو را در صحنه بینالمللی موجب شده است. در یک جمله و در پایان این نوشته کوتاه، بار دیگر جهان و مردم آن، شاهد یک معادله در صحنه بینالمللیاند، و آن دفاع مردمی و مشروع از سوی مردم ایران، لبنان و سراسر منطقه خاورمیانه و در برابر آن، «نتانیاهو» و «ترامپ»ی است که از نگاه عمومی جامعه ملل، منفور شدهاند. امروز «ترامپ و نتانیاهو» در باور مردم جهان، دو جنایتکار جنگطلب و خونریزِ نفرتانگیزاند.
شما چه نظری دارید؟