پژوهشگر مطالعات زنان: به تناسب افزایش قدرت زنان، از آثار منفی تجرد بر آنان کاسته میشود ولی این استقلال و قدرت، الزاما دلیل افزایش تجرد زنان نیست
سمیه میرزایی
خبرنگار
به گفته مسئولان وزارت ورزش و جوانان، آمارها از وجود بیش از ۱۸میلیون نفر مجرد در کشور خبر میدهد که نیمی از آنها را زنان تشکیل میدهند.
به گزارش اطلاعات، اگرچه در تقویم ایران، روز ۲۵ ذیحجه (۲۱ خرداد) به نام روز خانواده نامگذاری شده تا یادآور اهمیت این واحد اجتماعی باشد، اما حدود یک دهه است که مسأله کاهش آمار ازدواج و تأثیراتی که بر فرزندآوری دارد، بیش از پیش دغدغه کارشناسان و صاحبنظران شده است و وقتی از پدیده «تجرد قطعی» نیز صحبت میشود، نگرانیهای بیشتری در مورد زنان مجرد در این باره وجود دارد.
فشار روانی ناشی از تجرد
دکتر کتایون مصری، پژوهشگر و دارنده دکترای مطالعات زنان در گفتگو با اطلاعات هشدار میدهد کهتجرد قطعی موجب بحران جمعیتی در کشور خواهد شد. وی در بیان اهمیت تجرد قطعی گفت: به نظر من تجرد قطعی نهفقط در مطالعات زنان که در همه علوم انسانی دارای اهمیت است و جنبه هشدارآمیزی دارد. به عبارتی، وقتی با رشد آمار افرادی که در سن تجرد قطعی قرار دارند روبهرو میشویم، با یک کلانمسأله فرهنگی روبهرو هستیم.
وی با تأکید بر این که از منظر مطالعات زنان، ازدواج به طور تاریخی یکی از راههای مهم تعیین پایگاه اجتماعی زنان محسوب میشده، ادامه داد: حتی در جامعه امروز هم از دخترانی که در آستانه ازدواج هستند پرسیده میشود که شغل داماد یا پدر داماد چیست. این پرسش ریشه در همین باور دارد که جایگاه اجتماعی زنان به همسر و خانواده همسرشان گره خورده است.
مصری اظهار داشت: تجرد قطعی، نشانه تغییر در موقعیت فردی و اجتماعی زنان است. اما باتوجه به آمار پایین اشتغال زنان در ایران و نبود حمایت کافی از زنان خوداشتغال، بسیاری از این دختران در سن تجرد قطعی مجبور به زندگی با خانواده خود هستند که نمیتوانیم از فشار روانی موضوع بر این دختران و فشار اقتصادی حضور آنان بر خانوادهها چشمپوشی کنیم. واقعیتی که به آن کمتر اشاره میشود این است که در جامعه سنتی ایران، هنوز ازدواج برای زنان نوعی امتیاز تلقی میشود و تجرد با فشارهای روحی زیادی همراه است.
برهم خوردن تعادل جمعیتی
و توازن فرهنگی
مصری پیرامون ابعاد فردی و اجتماعی تجرد قطعی در زنان افزود: تجرد از نگاه زنان فقط یک امر فردی نیست، یک مسأله کلان اجتماعی است که باعث بههم خوردن تعادل جمعیتی و توازن فرهنگی می شود. البته پیامدهای تجرد را نمیتوانیم فقط زنانه بدانیم اما به نظر میرسد از آنجا که در ازدواج، انتخابکننده مرد و انتخابشونده زن است، گویا در تجرد قطعی این زن است که انتخاب نمیشود و گویی زنی که انتخاب نمیشود دارای کاستی و نقصان است. پس فشار روانی این امر بر دختران بیش از پسران است.
این پژوهشگر و مدرس دانشگاه بیان کرد: از منظر اجتماعی، تجرد قطعی حتما ساختار خانوادهها را دگرگون میکند. ما درحال حرکت به سوی خانوادههایی با ابعاد یک یا دونفره و ازدواجهایی با عمر بسیار کوتاه هستیم و این یعنی تحول ساختاری در کوچکترین واحد اجتماعی جامعه که میتواند سایر رفتارهای جمعی مارا تحتتأثیر قرار دهد. کاهش نرخ زادو ولد و افزایش سقط جنین از یک طرف و پدیده تنهایی افراد در جامعه و ایجاد گروههای جدید دوستی به جای ازدواج، همگی از تبعات اجتماعی و جمعیتشناختی تجرد قطعی است.
تفاوت تجرد و تجرد قطعی
تجرد قطعی معمولا از نسبت ازدواجها به تعداد کل زنان به دست میآید، این نرخ یا عدد در سال ۱۴۰۱ برابر ۴.۳۵ و در سال ۱۴۰۴ برابر ۳.۱۶ بود. از این آمار به چه تحلیلی درباره وضعیت تجرد قطعی میتوان رسید؟
مصری در پاسخ به این پرسش گفت: من نسبت به این آمارها نمیتوانم با قطعیت صحبت کنم، چون این کار، کار یک جمعیتشناس است، اما تجرد قطعی معمولا به این معناست که بخشی از افراد پس از عبور از سنین متعارف ازدواج، هرگز ازدواج نکردهاند. پس معمولا با نسبت یا درصد افراد هرگزازدواجنکرده در سنین بالاتر سنجیده میشود، نه صرفا با «نسبت ازدواجها به کل زنان». اگر شاخصی که شما گفتید واقعا از تعداد ازدواجها نسبت به کل زنان به دست آمده باشد، بیشتر شبیه نرخ عمومی ازدواج است، نه «تجرد قطعی». از نگاه من، تجرد قطعی با نرخ ازدواج ارتباط دارد و کاهش شدید نرخ ازدواج به دلایل مختلف مثل تغییر تعریف و ذائقه افراد از خانواده تا آمار بیکاری و مشکلات اقتصادی است. در جامعه ما ازدواج عامل مؤثری محسوب میشود اما تجرد قطعی الزاما با طلاق در ارتباط نیست؛ یعنی اگر کسی بعد از سن تجرد قطعی ازدواج کند نمیتوانیم قضاوت کنیم که زندگی خانوادگی کوتاهی خواهد داشت و طلاق بین این افراد بیشتر خواهد بود. این امر را نمیتوان بدون تحقیق و تأثیر متغیرهای دیگر تأیید کرد.
مسأله زنان مستقل
ارائه تعریف جدیدی از خانواده با توجه به استقلال مالی دختران و عدم تمایل آنها به ازدواج و پذیرش خانوادههای تکنفره با محوریت زنان، موضوع دیگری است که مصری درباره آن اظهار داشت: در یک جامعه مدرن، خواهناخواه شاهد افزایش قدرت زنان در تصمیمگیریها هستیم. افزایش خودآگاهی جنسیتی و استقلال مالی زنان منجر به اثرگذاری آنان بر حیات فردی و اجتماعیشان میشود. آنان مختارند که ازدواج کنند، تنها زندگی کنند، نوع خانوادهشان را تعیین کنند و... اما ما هنوز در مرحله گذار هستیم و غلبه سنتها بر زندگی ما باعث میشود بسیاری از زنان از قدرتی که درباره آن صحبت میکنیم بیبهره باشند.
وی افزود: همهچیز به جایگاه اجتماعی زنان و تغییر ذهنیت آنان نسبت به زندگی مشترک و قدرت تصمیمگیری آنان بستگی دارد. به تناسب افزایش قدرت زنان، از آثار منفی تجرد قطعی بر آنان کاسته میشود ولی این استقلال و قدرت، الزاما به معنی افزایش تجرد قطعی زنان نیست، بلکه به معنای افزایش حق انتخاب آنان است.
شما چه نظری دارید؟