علیرضا امیری
برای دهه ها عبور و مرور از تنگه راهبردی هرمز نه در قالب یک حق، بلکه در چارچوب تعاملی مبتنی بر مراوده و همکاری و حسن نیت جریان داشته است و در این سالها کشورمان به عنوان یک دولت ساحلی با رویهای مستمر و مسالمتآمیز، تردد کشتی ها و نفتکش ها و تمامی شناورها را تسهیل میکرد اما علیرغم این شرایط، رویه مذکور هرگز به معنای پذیرش یک الزام حقوقی تعهدآور یا تضییع حق حاکمیت دولت ساحلی بر آبراه خود نبوده است.
در شرایط کنونی و با توجه به تحولات اخیر و تغییر بنیادین اوضاع امنیتی، به نظر می رسد این مراوده یکجانبه امکان استمرار ندارد و اتخاذ تدابیر مقتضی مبتنی بر رعایت حقوق حاکمه دولت ساحلی ایران به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. تنگه هرمز در واقع از دیرباز یک آبراه حساس و راهبردی به شمار آمده است؛ جایگاهی که این بار در سایه حملات و تجاوزهای مکرر اسرائیل و آمریکا و با مشارکت همسایگان منطقه، بازتعریف شده است. برای بررسی این موضوع،گفتگویی را با دکتر محمد علی بصیری، از صاحبنظران برجسته حوزه روابط بین الملل کشورمان انجام داده ایم که در ادامه میخوانید.
با توجه به تحولات و تنش های اخیر در منطقه، آیا ایران و عمان می توانند ترتیبات امنیتی و اداری جدید بر تنگه هرمز اعمال و عوارض اخذ کنند؟
-اگرچه ایران کنوانسیون آزادی دریانوردی را امضا کرده اما هنوز تصویب نکرده است. تا پیش از جنگ اخیر عملاً دو دولت ایران و عمان نظارتی بر تنگه هرمز نداشتند، ولی وقوع تنش ها و بروز این جنگ و تغییر شرایط منطقه میتواند قوانین و حقوق بین الملل را نیز تحت تاثیر قرار دهد. از طرفی، سوء استفاده قدرتهای مداخلهگر از جمله آمریکا که اقدام به ایجاد پایگاههای متعدد در منطقه کرده و از طریق این پایگاهها و سلاحهایی که در آنها مستقر شده است، با جنگ اخیر ،تهدیدات خودعلیه جمهوری اسلامی ایران را عملی کرد، رژیم حقوقی دریاها به ویژه تنگه هرمز میتواند به تبع این اقدامات تغییر کند.
جمهوری اسلامی اکنون این ادعا را دارد و معتقد است عمده حوزه آب های خلیج فارس و تنگه هرمز متعلق به ایران است و به دلیل عدم نظارت کافی بر این تنگه و آبراهها، اکنون متوجه تهدیداتی بسیار بزرگ شده است و از این پس دیگر اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی روی دهد. این مواضع از سوی ایران ارائه میشود که بیشترین قدرت و سهم برتر را در آبراههای خلیج فارس و تنگه هرمز دارد. از سوی دیگر، عمان به عنوان یک کشور عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس و عضو اتحادیه عرب در موضع ضعف قرار دارد و اگرچه از متحدان عرب آمریکا به شمار میرود، اما در واقع سیاست خارجی عمان، تابعی از سیاست دیگران مقابل ایالات متحده است و از دههها قبل عمان و سایر کشورهای عرب خلیج فارس امنیت خود را از واشنگتن در قبال ارائه نفت و پترودلارها میگرفتند .
بر این اساس بسیار بعید به نظر میرسد که عمان پیشنهاد ایران برای کنترل دو طرفه یا حتی کنترل یکطرفه توسط تهران بر تنگه هرمز را بپذیرد یا بخواهد از آن عوارض اخذ کند، چون بیشتر یک سیاست تبعی از آمریکا را دارد و بر اساس خواستههای ایالات متحده عمل میکند.
به همین دلیل، اگر روزی آمریکا مجبور شود دیدگاه ایران را بپذیرد، عمان نیز آن را قبول خواهد کرد و اگر همانند وضعیت کنونی، کاخ سفید دیدگاه یا پیشنهادهای ایران را نپذیرد، به عقیده من ،عمان نیز هرگز برخلاف خواستههای واشنگتن اقدامی نخواهد کرد حتی اگر مجبور به ورود به درگیری با ایران
شود.
ترامپ اخیرا علیرغم تصریح کنوانسیون ۱۹۸۲دریاها و آزادی دریانوردی و همچنین مخالفت شدید کشورهای عرب همپیمان آمریکا با اخذ عوارض از سوی ایران در تنگه هرمز، اعلام کرد در ازای تامین امنیت این تنگه و عبور و مرور نفتکش ها و آزادی کشتیرانی در این آبراه، عوارض ۲۰ درصدی اخذ می کند. او گرچه ساعاتی بعد از این تصمیم در ازای وعده سرمایه گذاری اعراب منطقه در ایالات متحده عقب نشینی کرد، اما سئوال این است که در صورت اصرار وی بر عملی شدن این طرح، امکان اجرای آن وجود داشت؟
-اگر ارتش آمریکا در میدان دست برتر را داشته باشد و کنترل تنگه هرمز را عملا به دست بگیرد، ترامپ در صورت اصرار بر اجرای این طرح میتوانست آن را عملی کند. اکنون اما با پیشنهادهای متعدد کشورهای عرب همپیمان خود، از این تصمیم صرف نظر کرده و قرار است ،در قبال آن متحدان عرب منطقهای واشنگتن، سرمایهگذاریهای عظیمی در اقتصاد آمریکا انجام دهند و همچنین به واشنگتن در برآوردن هزینههای تامین امنیت تنگه هرمز و آبراه خلیج فارس کمک
کنند.
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران نیز هرگز اجازه عملی شدن این خواسته ترامپ را نمی دهد. از طرفی، می توان گفت در شرایط فعلی، این تصمیم رئیس جمهوری آمریکا میتواند بیشتر جنبه بلوف و جنگ رسانهای داشته باشد، کما اینکه ترامپ به همین ادبیات هم شهره است و آرزوهایش را در سیاست و رسانهها اعلام میکند.
نیروی دریایی آمریکا اخیراً بار دیگر پس از مسدود شدن تنگه هرمز توسط کشورمان، محاصره دریایی ایران را از سر گرفته است که این اقدام میتواند فشارهای اقتصادی بر کشورمان وارد سازد. آیا این امر میتواند به عقب نشینی تهران از مواضع خود منتهی شود؟
-پاسخ به این سئوال بستگی به تاب آوری دو کشور ایران و آمریکا در زمینه انرژی ازجمله قیمت سوخت، هزینههای حمل و نقل کالاها، هزینههای محدودیت در ارسال و یا افزایش قیمت بسیاری از کالاها از جمله کودهای شیمیایی و ریز تراشهها دارد. این روند البته پیشتر نیز در جنگ ۴۰روزه رخ داده است و آمریکا نشان داد که تاب آوری کمتری نسبت به ایران دارد. به همین دلیل، واشنگتن در آن برهه خواستار آتش بس با ایران شد و مذاکرات و امضای تفاهمنامه را در اولویت قرار داد.
در مدتی که آتش بس برقرار بود، ایران و آمریکا سعی کردند ضعفهای خود را رفع کنند. ایران سعی کرد در این مدت صادرات نفت خود را تسریع بخشد و ذخایر ارزیاش را تقویت کند و همچنین نیازهای اساسی خود را به سرعت از طریق واردات تامین کند. از طرف دیگر، آمریکاییها دست به اقداماتی در فاصله آتش بس و باز بودن تنگه هرمز زدند. اگرچه آنها فقط توانستند از این طریق در موضوع انرژی از آتش بس بهره ببرند. آنها در پی اعمال محدودیتهای ایران در تنگه هرمز، موفق به انتقال و جابجایی نیروها و تسلیحات از طریق دریا به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که پایگاههای آمریکا در آنجا قرار دارند، نشدند. در هر صورت، دو طرف با حداکثر محاسبه این اقدامات را انجام دادند و این کار برای هر دو در بدترین شرایط که بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران است، صورت گرفت.
احتمالاً هر دو کشور برای تکرار چنین سناریویی آمادگیهای لازم را دارند زیرا قبلاً آن را تجربه کرده اند. روزها و هفتههای آینده نشان خواهد داد که کدام یک از این دو کشور در مقابل محدودیتهای اعمال شده بر دیگری قویتر و کدام ضعیف و شکنندهتر هستند و اینکه کدام کشورها آستانه تحمل کمتری دارند و به شروط دیگری تن خواهند داد. چنین به نظر میرسد که در صورت تکرار این محدودیتها، ترامپ و آمریکا به دلیل انتخابات میاندورهای پیش رو و تورم وافزایش قیمت حاملهای انرژی به ویژه بنزین، آستانه تحمل کمتری داشته باشد.
شما چه نظری دارید؟