روفیا تیرگری 

وقتی ظرفیت دستیاری در دانشگاه‌ها تکمیل نشود، هر پزشکی با هر میزان سواد و توانایی می‌تواند در آزمون‌های دستیاری شرکت کند و این زنگ خطری برای سلامت جامعه است

براساس اعلام سازمان نظام پزشکی، قریب به ۱۰۷ هزار پزشک عمومی و بیش از ۶۹ هزار پزشک متخصص در کشور فعال هستند. این در حالی است که همزمان صدها پزشک عمومی بیکارند، هزاران صندلی تخصصی در دانشگاه‌ها خالی است و حداقل 
۲۰ هزار پزشک عمومی نیز از حرفه پزشکی و چرخه طبابت خارج شده‌اند.
به گفته محمد رئیس‌زاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، ظرفیت رشته‌های پزشکی در طول ۸۷ سال به ۸۵۰۰ نفر رسید و طی چهار سال اخیر نیز همین میزان بدون زیرساخت اضافه شد. افزایش ظرفیت پزشکی دو بحران موازی را برجسته می‌کند: خالی ماندن رشته‌های تخصصی حیاتی و از بین رفتن تدریجی کیفیت آموزش پزشکی.
دکتر امیرحسین ضیایی، معاون اسبق آموزشی وزارت بهداشت نیز با اشاره به خالی ماندن صندلی‌های دستیاری در رشته‌هایی مانند بیهوشی، داخلی، جراحی زنان و طب اورژانس می‌گوید: بحران صندلی‌های خالی دستیاری، ناشی از کاهش علاقه پزشکان نیست، بلکه ریشه در ضعف حکمرانی و سیاست‌گذاری نظام سلامت دارد. در سال‌های اخیر، بخش بزرگی از ظرفیت‌ پذیرش در رشته‌های تخصصی حیاتی و مادر مانند بیهوشی، طب اورژانس و اطفال بدون متقاضی مانده است. وقتی ظرفیت دستیاری در رشته‌ها تکمیل نمی‌شود، هر پزشکی با هر میزان سواد و توانایی می‌تواند در آزمون دستیاری شرکت کند؛ یعنی در سال‌های آینده متخصصانی داریم که توانمندترین پزشکان نبوده‌اند و این یک زنگ خطر برای سلامت جامعه است.
دلزدگی پزشکان جوان 
همیشه باهوش‌ترین دانش‌آموزان، رشته پزشکی را انتخاب می‌کردند و آن را تا دوره‌های تخصصی و حتی بالاتر از آن ادامه می‌دادند. اکنون چه شد که پزشکان جوان علاقه‌ای به ادامه تحصیل در دوره‌های بالاتر ندارند؟ 
دکتر محمدمهدی حسنی، پزشک رزیدنت در این باره می‌گوید: دوره رزیدنتی (دستیاری) وضعیت خوبی ندارد، دوره تخصص هم همین‌طور. پزشکان در دوره عمومی با زحمت کمتر می‌توانند درآمد بیشتری داشته باشند. حقوق متخصصان براساس سیستم پلکانی وزارت بهداشت با تأخیر پرداخت می‌شود اما یک پزشک عمومی با چند شیفت بیشتر می‌تواند درآمدی معادل متخصص داشته باشد. پزشکی دیگر مانند سابق نیست و بهتر است که والدین، فرزندانشان را مجبور به تحصیل در این رشته نکنند. تا ۱۰ سال پیش تصور بر این بود که دانشجویان پزشکی بعد از فارغ‌التحصیلی به درآمدی قابل‌قبول خواهند رسید، ولی کسانی که فارغ‌التحصیل شده‌اند می‌گویند حالا که دارم طرحم را می‌گذرانم، درآمدم از دوره رزیدنتی خیلی کمتر است.
وی می‌افزاید: موضوع دیگری که موجب نگرانی است این‌که اگر برای بیمار مشکلی پیش بیاید، وکیل دیه، همراه بیمار یا خود بیمار را تشویق به شکایت از پزشک رزیدنت می‌کند و می‌گوید اگر موفق شدیم ۵۰ درصد حق شما و ۵۰ درصد دیگر حق وکالت من. در اکثر موارد معمولا قصوری از سوی پزشک صورت نگرفته است اما همین رفت و آمدها به نظام پزشکی و توضیح دادن‌ها برای یک پزشک جوان ظالمانه است.
حذف غذای رزیدنت‌ها 
دکتر حسنی می‌گوید: ما پزشکان رزیدنت هر ۴۸ ساعت (دو روز یک‌بار) باید ۳۶ ساعت در بیمارستان حضور داشته باشیم. من رزیدنت آنکولوژی (خون‌شناسی) هستم؛ بخشی مستقیم با زندگی و مرگ بیمار در ارتباط است. ما همان غذای ساده‌ای را می‌خوردیم که برای دیگر کارکنان بیمارستان می‌آوردند. در میان کارکنان بیمارستان، حجم کار رزیدنت‌ها از همه بیشتر است و در واقع کل مسئولیت بیماران بر عهده پزشکان رزیدنت است اما حالا غذای رزیدنت‌ها کلا حذف شده؛ در حالی که حتی وقتی برایمان غذا می‌آوردند تا ساعت‌ها وقت نمی‌کردیم آن را بخوریم. اگر بخواهیم از سلف بیمارستان، غذایی تهیه کنیم حداقل ۴۵ دقیقه برای رفت و برگشت و تهیه غذا زمان می‌برد؛ درحالی که شما بیمار سرطانی دارید که شیمی‌درمانی می‌شود و ممکن است هر لحظه اتفاقی برایش بیفتد... اگر به فکر ما نیستند، حداقل به فکر بیماران باشند.
پزشکان سهمیه‌ای
دلزدگی پزشکان جوان از حرفه پزشکی، فقط به دلیل مسائل مادی نیست بلکه فراتر از آن است. دکتر بیژن نوذری، پزشک کل‌نگر و مشاور درمان‌های حمایتی در این باره می‌گوید: پزشکی حرفه‌ای است که افراد بر حسب علاقه آن را انتخاب می‌کنند، نه سهمیه! چیزی که پزشکی کشور ما را به نابودی کشید سهمیه است، زیرا گاه افرادی کم‌هوش را که لیاقت پزشک بودن ندارند و اخلاق پزشکی نمی‌دانند، در کنار کسانی قرار می‌دهد که به خاطر هوش بالایشان در این حرفه پذیرفته شده‌اند.
به عقیده وی، باید از وزارت بهداشت بپرسید چند درصد دانشجویان پزشکی و چند درصد کسانی که در تخصص پذیرفته می‌شوند سهمیه‌ای هستند یا در رشته‌های به اصطلاح لوکس مثل پوست، اورولوژی و ارتوپدی چه تعداد سهمیه‌ای و چه تعداد آزاد هستند؟ نوذری با این‌حال آماری از اینگونه پزشکان ارائه نمی‌دهد.
او می‌گوید: برای کسی مثل من طبیعی بود که پزشکی بخوانم؛ اصلا به هیچ چیز جز پزشکی فکر نمی‌کردم اما برای برخی کسانی که از سهمیه استفاده می‌کنند، پزشک شدن، صرفا یک امتیاز است که می‌تواند از طریق آن پولدار شود و درآمد کسب کند!  ببینید بعضی از بیمارستان‌ها چگونه تأسیس شدند. 
اگر تاریخچه آن‌ها را بررسی کنید به مافیای پزشکی پی می‌برید. پزشک‌سالاری چنان در این بیمارستان‌ها حاکم است که گاهی پولی را که دولت برای روز پرستار پرداخت می‌کرد، در میان خودشان تقسیم می‌کردند و به پرستاران چیزی نمی‌دادند.
تبعید به خاطر باهوش بودن 
دانشجویان پزشکی پس از هفت سال تحصیل در دوره پزشکی عمومی، باید دوره طرح خود را در مناطق محروم بگذرانند تا بتوانند اقدام به تأسیس مطب کنند. دکتر نوذری می‌گوید: بچه‌های باهوش، پزشکی را انتخاب می‌کنند و به خاطر همین باهوش بودن تبعید و مجازات می‌شوند و باید در مناطق محروم و در محرومیت زندگی کنند. 
وزارت بهداشت اعزام پزشکان به مناطق محروم را با هدف جبران تحصیلات رایگان از سوی آنها و توزیع خدمات درمانی در نقاط مختلف کشور توجیه می‌کند که امری قابل قبول است اما به‌عقیده نوذری، سئوال مهم‌تر این است که کدام دانشجوی سهمیه‌ای برای گذراندن طرح به مناطق محروم فرستاده می‌شود؟
بهره‌کشی ظالمانه 
تقسیم وقت و آموزش دوران دستیاری در کشور ما با استانداردهای جهانی برابر نیست. رزیدنت در سال اول فقط ۱۰ ساعت در ۴۸ ساعت اجازه مرخصی دارد، یعنی فردای کشیک ۲۴ ساعته هم باید تا ساعت دو بعدازظهر کشیک باشد. با وجود کشیک‌های سنگین و اجباری، حقوق این قشر بسیار کم است. 
دکتر نوذری در ارتباط با این موضوع می‌گوید: انترن‌ها و رزیدنت‌ها در بیمارستان به عنوان نیروی کار استثمار می‌شوند. به نوعی می‌توان گفت از دستیاران، بهره‌کشی ظالمانه می‌شود. رزیدنت‌ سال اول در  ۳۰ شب ممکن است ۲۰ شب کشیک داشته باشد. بیمارستان به عنوان فضای آموزشی حقوق کمی به دستیاران می‌دهد. رزیدنت حق کارکردن در خارج از بیمارستان را ندارد (یعنی نباید بابت خدمات پزشکی درآمدی داشته باشد)، به همین دلیل گاهی مجبور می‌شود مسافرکشی کند. 
وی می‌افزاید: رزیدنت‌ها به‌شدت تحت فشار هستند. حقوق کم، شیفت‌های فراوان، کم‌خوابی یا بهتر بگویم بی‌خوابی، نیاز به مطالعه فراوان شبانه‌روزی در حین کار، احتمال ابتلا به بیماری‌های جسمی و روحی ناشی از کار زیاد و... انرژی زیادی می‌خواهد که همه افراد توان تحمل آن را ندارند. و به همین دلیل، بعضی برای این که سرپا بمانند به مواد روی می‌آورند، بعضی دیگر هم طاقتشان تمام می‌شود و دست از زندگی می‌کشند.
این پزشک کل‌نگر می‌گوید: دخترم می‌خواست پزشکی بخواند، به او گفتم اگر می‌خواهی از تو بهره‌کشی شود برو پزشکی بخوان! از دختران پزشک که می‌خواهند طرح خود را بگذرانند، تعهد محضری می‌گیرند که اگر ازدواج کردی و همسرت خواست نزد او به شهر دیگری بروی، تو حق رفتن نداری. در گذشته بچه‌های باهوش پزشکی می‌خواندند، این روزها بچه‌ها اگر باهوش باشند به سراغ پزشکی نمی‌روند.
جایگاهی که از دست می‌رود 
استقبال کم پزشکان عمومی از دوره‌های تخصصی نشان از آن دارد که پزشکی دیگر آن جایگاه والای گذشته را ندارد. دکتر اعظم عرفانی‌فر، فوق‌متخصص غدد، عضو هیأت علمی و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این باره می‌گوید: اول از همه جایگاه احترام‌آمیز معلم را تخریب کردیم، با آمدن برخی معلم‌های سهمیه‌ای به فضای آموزش، جایگاه معلم از او گرفته شد. آموزش قداست دارد و هرکسی نمی‌تواند معلم خوبی باشد. 
وی می‌افزاید: امروز دیگر اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها هم جایگاه خودشان را ندارند. با توجه به برخی سهمیه‌های غیرمتعارف که وجود دارد، گاهی افرادی وارد این رشته می‌شوند که پزشکان باسوادی و لایقی نخواهند شد در حالی‌که شغل‌های بهداشتی و آموزشی مثل معلمی و پزشکی باید جایگاه خودشان را داشته باشند. متأسفانه وقتی جایگاه یک حرفه مشخص نباشد و آرامش روان وجود نداشته باشد، آن حرفه تخریب می‌شود.
وی در مجموع معتقد است نسل امروز امیدی به آینده رشته‌اش ندارد؛ به همین دلیل شما می‌بینید پزشکان عمومی به جای آن که وارد دوره‌های تخصصی یا حتی بالاتر از آن شوند به شغل‌های میان‌رشته‌ای مثل پوست و زیبایی، کلینیک‌ چاقی و لاغری، بیزنس و... روی می‌آورند. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی