با یک نظر سطحی ازاین گراور(عکس) جزیک صندوقچه چیزدیگر نمیبینید، ولی این یک صندوقچه نیست، بلکه عمارت تلگرافخانه بعد از زلزله است که درآن دستگاه مخابره نصب گردیده و درداخل این صندوقچه مدیر تلگراف دیده میشود که روی دستگاه قرار گرفته و مشغول مخابره است .
بعد از آن که زلزله مهیب ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۸ شیروان را ویرانه ساخت بنای تلگرافخانه هم مثل سایر بناهای شیروان خراب شد. سیم تلگراف تا دو روز بعد از زلزله قطع و خراب بود. دو رشته سیمی که بالای تیرهای تلگراف درکوچههای شیروان بود که نیم ذرع با هم فاصله داشتند،تکان زمین بهطوری این دوسیم را به هم پیچیده بود که مدتی غلامهای تلگراف وقت صرف کردهاند تا این دورشته سیم را از هم جدا کنند.
مدیر تلگراف که مامن شخصی و محل تلگرافخانه را از دست داده بود، اقدام به بنای تلگرافخانه موقتی نموده، عمارت تلگرافخانه را به طوری که در این گراورمی بینید با مبلغ چهارتومان و چهارقران به شکل صندوقچه از چوب بنا نموده ودستگاه تلگراف را درآنجا نصب کرد و در این صندوقچه فقط خود میتوانست قرارگیرد. جز این هم چاره نداشت، زیرا بنایی پیدا نمیشد که دستگاه مخابره را درآن قرار دهد.
در شیروان سروکار همه با اینجا بود. تمام صبح و شام یا مخابره حضوری بود و یا سایر امور مربوط به زلزله دیدگان بوسیله مخابرات انجام مییافت. تلگرافچی بیچاره مخابرات دوماهه خود را در یک روز دریافت میداشت و خود را دراین مخابرات غرق میدید. اغلب مطالب را روی میز مقابل چشم خود گذارده و یک نگاه حسرت آمیزبه آنها میکرد، ولی جرأت مخابره نداشت.
تلگرافخانه مشهد هم درگرفتن مطلب از او به علت داشتن رعشه دست و مغلوط مخابره نمودن تعلل میورزید. بالاخره مدیراین تلگرافخانه با وجود این که شب و روز کار میکرد وقتی خودرا غرق درمطالب میدید و عاجز میماند مخابرات را دسته کرده، روی هم میگذاشت و بایست به قوچان میفرستاد که از آن جا به مشهد مخابره کنند یا از آنجا به مشهد میفرستاد که به طهران مخابره شود.
تعویق درکارها بواسطه مرتب نرسیدن تلگرافات شکوه همه را بلند میکرد و مکرر به مشهد اطلاع داده شد که یک عضو کمک برای این بیچاره که هم مدیر تلگرافخانه و هم رئیس پست و هم کفیل حکومتی شیروان بود بفرستند و اقدامی نشد تا این اواخر آقای تقیزاده فرمودند که در مسافرت اخیر خودشان یک نفر تلگرافچی هم همراه خود به شیروان بردند که تحت نظر مدیر سابق موقتاً مشغول کار باشد تا کارهای جاریه به عهده تعویق نیفتد.
شیروان از ادارات دولتی جز تلگرافخانه و پستخانه و مالیه چیزی نداشت. همان ایامی که ما توقف داشتیم، رئیس نظمیه جدید وارد و اداره نظمیه شیروان را تشکیل داد. اهالی فوقالعاده خوشوقت شدند و انتظارات زیادی از حیث تأسیس موسسات بلدی و معارفی داشتند.
(در گراور فوق از راست به چپ آقای میرزا محمد خان هادی رئیس کابینه ایالتی- آقای دکتر امیر اعلم – آقای مسعودی، مدیر اطلاعات – یاور بهمن میرزا- دکتر محمد خان رئیس دارالشفای رضوی، دیده میشوند.)
شما چه نظری دارید؟