سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۳
نظرات: ۰
۰
-
[ابوذر ابراهیمی ترکمان] مدیریت پیش‌نگر

پیش‌نیازِ صیانت از هر جامعه‌ای در رفع و دفع نهفته است. رفع، ناظر به مشکلی است که پدید آمده و باید برطرف شود؛ دفع، ناظر به خطری است که هنوز به‌طور کامل پدید نیامده، اما نشانه‌ها و زمینه‌های آن وجود دارد و باید از ورود یا گسترش آن جلوگیری کرد.

اگر مدیریت جامعه در تشخیص این دو توانا باشد، علاوه بر تسکین ظاهری، از تبدیل مشکلات به بحرانی دشوار پیشگیری می‌کند. بنابراین، رفع، هنرِ درمانِ آسیب موجود است و دفع، هنرِ پیشگیری از آسیب آینده.

یکم: 

در هر جامعه‌ای، مشکلات موجودی  همچون فقر، بیکاری، اعتیاد، فساد، بی‌اعتمادی، و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از اموری هستند که از سدهای پیشگیری عبور کرده و در جامعه رخنه کرده‌اند که باید برای رفع آنها چاره جویی و اقدام کرد.

 فقر را با ایجاد اشتغال و آموزش مهارت، بیکاری را با رونق تولید و اصلاح بازار کار، اعتیاد را با درمان، بازپروری و حمایت اجتماعی، فساد را با بستن دریچه‌های فساد زا و شفافیت و نظارت موثر، بی اعتمادی را با افزایش هزینه برای متخلفان و پاسخگو کردن مسئولان، می‌توان رفع کرد.
در کنار مشکلات موجود، خطرهایی نیز وجود دارند که هنوز به بحران تبدیل نشده‌اند. اینها همان اموری هستند که باید پیش از ریشه‌دار شدن، دفع شوند.

به عنوان مثال در حادثه طبیعی زلزله، اگر نگاه رفعی داشته باشیم صرفاً در اندیشه آواربرداری، نجات مصدومان، اسکان مردم و بازسازی خانه‌های ویران شده خواهیم بود.

اما نگاه دفعی، متوجه هنر پیشگیری از آسیبِ آینده است و مقاوم سازی ساختمان‌ها، دقت در اجرای مقررات ساخت‌وساز و بستن راههای چانه زنی برای عبور از سد قانون در دستور کار قرار خواهد گرفت. رفع، چاره جویی پس از حادثه است و دفع، تدبیر و دور اندیشی پیش از حادثه. در واقع رفع، درمان آسیب موجود است و دفع، جلوگیری از تبدیل شدن زمینه آسیب به واقعیت.

دوم:

جامعه خردمند منتظر نمی‌ماند تا همه خطرها به بحران تبدیل شوند و سپس به دنبال درمان برود. پیشگیری، نشانه ترس نیست؛ نشانه آینده‌نگری است.

رفع نیز، تنها پاک کردن نشانه‌های مشکل نیست؛ بلکه باید علت آن را نیز شناخت. اگر در جامعه فساد وجود دارد، برخورد با یک فرد فاسد هرچند ضروری باشد، به‌تنهایی فساد را از میان نمی‌برد. 

باید ساختارهایی که فساد را آسان، پنهان یا سودآور می‌کنند نیز اصلاح شوند. اگر فقر وجود دارد، کمک به فقیر لازم است، اما کافی نیست؛ باید زمینه‌ای همچون اشتغال زائی فراهم شود که فقیر بتواند از فقر خارج شود.

از این رو، رفع واقعی، درمان ریشه است نه پاک کردن صورت مسئله. جامعه‌ای که فقر را فقط با صدقه پاسخ ‌دهد، بی‌عدالتی را فقط با توصیه اخلاقی، و فساد را تنها با مجازات فردی، ممکن است مدتی نشانه‌های مشکل را کاهش دهد، اما الزاماً به ریشه آن دست نزده است. 

اصلاح پایدار زمانی اتفاق می‌افتد که علت‌ها شناخته و اصلاح شوند. ریشه‌ها را نیز باید واقع‌گرایانه بررسی کرد و از آنهایی که به اجماع نخبگان و متخصصان، با کمترین هزینه و با تدبیر حداکثری قابل رفع و دفع هستند، آغاز کرد. ریشه بسیاری از موارد قابل رفع و دفع، شناخته شده هستند اما در مسیر اجرا و محل اتصال شناخت به تدبیر و تدبیر به عمل، همواره موانعی وجود دارد. 

موانع گاهی فاعلیت فاعل را نشانه می‌روند و گاهی قابلیت قابل را با مشکل روبرو می‌سازند. از مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایه نقل می‌کنند که می‌فرمود: من به برخی پول می‌دهم تا دستم را بگیرند و به برخی نیز پول می‌دهم تا پایم را نگیرند. تدبیر دوگانه در هر امری درجهت تقویت فاعلیت و پیشگیری از مانعیت لازم است.

سوم: 

رفع یک آسیب معمولاً پس از وقوع آن آغاز می‌شود؛ اما دفع، فرصت را از آسیب می‌گیرد تا اصلاً شکل نگیرد. 

ترمیم اعتماد از دست‌رفته دشوارتر از حفظ اعتماد است. مبارزه با فساد ریشه‌دار دشوارتر از ایجاد ساختاری سالم و شفاف در آغاز کار است. 

در زندگی فردی نیز چنین است. انسانی که سلامت خود را حفظ می‌کند، کار آسان‌تری از کسی دارد که پس از بیماری شدید در جست‌وجوی درمان است. در جامعه نیز عقل حکم می‌کند که تا آنجا که ممکن است، پیش از آنکه آسیب عمیق شود، مانع آن شویم.

با این حال، اهمیت دفع نباید ما را از رفع غافل کند. نمی‌توان به نام پیشگیری، مشکلات موجود را نادیده گرفت. جامعه‌ای که فقط از آینده می‌ترسد اما زخم‌های امروز را درمان نمی‌کند، نیز نیازمند اصلاح امور است.

بنابراین، خرد اجتماعی در جمع میان درمان و پیشگیری است؛ هم باید آسیب موجود را زدود و ترمیم کرد و هم از شکل گرفتن آسیب‌های تازه جلوگیری نمود.

چهارم: 

یکی از خطرهای مهم در اصلاح اجتماعی آن است که مبارزه با یک آسیب، به مبارزه با انسان‌ها تبدیل شود. قرآن کریم به دفع بدی امر کرده است نه به دفع غیر مشروع و غیرقانونی فرد خطاکار «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ»۱ در آیه مذکور، دفع ناظر به  سیئه (بدی) است، نه مسیئ (بدکار). 

دفعِ آسیب با دفعِ انسان متفاوت است. جامعه خردمند، خطا را اصلاح می‌کند، آسیب را مهار می‌کند و در عین حال راه بازگشت و اصلاح انسان را باز می‌گذارد. بنابر این دفع خارج از حدود قانون، همواره فرصت‌های جامعه را به تهدید تبدیل می‌کند.

جامعه سالم میان اختلاف، خطا و آسیب تفاوت می‌گذارد. اختلاف نظر می‌تواند طبیعی و حتی مفید باشد؛ خطا ممکن است با آموزش و اصلاح برطرف شود؛ اما رفتاری که به حقوق دیگران آسیب می‌زند، نیازمند برخورد متناسب قانونی است.

از همین رو، دفع نباید به معنای نشنیدن هر صدای متفاوت باشد. اگر جامعه‌ای هر انتقادی را تهدید، هر مخالفتی را دشمنی و هر تفاوتی را انحراف بداند، به جای دفع آسیب، سرمایه اجتماعی خود را دفع کرده است.

این همان نقطه‌ای است که «تعادل» اهمیت پیدا می‌کند. نه آن‌قدر سهل‌گیر که آسیب رشد کند و نه آن‌قدر سخت‌گیر که اصلاح اجتماعی به طرد تبدیل شود. برخورد درست، برخوردی است که هم حق جامعه را حفظ کند و هم کرامت انسان را.

پنجم: 

گاهی مشکل اصلی جامعه، ناتوانی در رفع یا دفع نیست؛ بلکه ناتوانی در تشخیص این است که چه چیزی را باید رفع کرد و چه چیزی را باید دفع نمود.

اشتباه در این تشخیص می‌تواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد: یا جامعه برای یک مشکل موجود، درمانی سطحی انتخاب می‌کند، یا خطری را که باید در آغاز دفع می‌کرد، آن‌قدر رها می‌کند تا دیگر دفع آن دشوار و پرهزینه شود.

بنابراین، اصلاح جامعه بیش از آنکه به واکنش‌های هیجانی نیاز داشته باشد، به عقل، شناخت، آینده‌نگری و تشخیص درست نیازمند است.

مدیریت خردمندانه نیز همین است. نباید تنها به آمار مشکلات امروز نگاه کرد؛ باید نشانه‌های مشکلات فردا را نیزدید. 

اکنون تکیه بر موارد اجماعی که عموم جامعه بر رفع ودفع در آن امور اتفاق نظر دارند راه چاره است و اقناع و حمایت حداکثری را درپی دارد. مثلاً بسیاری از مراجعات حضوری به ادارات را هنوز هم می‌توان با اصلاحات ساده اداری، خذف کرد. بسیاری از امضاها در ادارات واقعاً زائد و وقت‌گیر است. در هیچ کشوری اینقدر امضا برای امور اداری ساده نیاز نیست. دولت بسیاری از هزینه‌های خود را کاهش داده است اما واقعاً باز هم نیازمند کاهش است و می‌توان برای مصرف آب و برق و گاز و هزینه‌های ادارات سقف معین کرد تا اسراف اتفاق نیفتد.

ششم:

در نتیجه جامعه سالم جامعه‌ای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد؛ چنین جامعه‌ای شاید در عالم واقع دست‌نیافتنی باشد و به قول حافظ عالمی از نو بباید ساخت وزنو آدمی. جامعه سالم، جامعه‌ای است که مشکلات خود را می‌شناسد، در برابر آنها مسئولانه واکنش نشان می‌دهد و از تبدیل مشکلات کوچک به بحران‌های بزرگ جلوگیری می‌کند.

رفع بدون دفع، جامعه را گرفتار تکرار بحران می‌کند؛ زیرا هر بار تنها زخم‌های پدیدآمده را درمان می‌کند. دفع بدون رفع نیز جامعه را از مشکلات واقعی غافل می‌سازد؛ زیرا به جای درمان بیماری‌های موجود، تنها از بیماری‌های احتمالی سخن می‌گوید.
جامعه خردمند نه فقط آتش را خاموش می‌کند، بلکه مراقب جرقه‌ها نیز هست؛ نه فقط زخم را درمان می‌کند، بلکه از زخم شدن دوباره جلوگیری می‌کند. این همان نقطه ای است که اصلاح اجتماعی از واکنش صرف فراتر می‌رود و به حکمت تبدیل می‌شود: دیدن امروز، فهمیدن ریشه‌های دیروز و پیش‌بینی خطرهای فردا ضروری است. خرد مدیریتی، فقط در توانایی حل مسئله نیست ؛ توانائی دیدن مسائل به وجود نیامده نیز هنر مدیریتی است.

پی‌نوشت: ۱. سوره مومنون آیه ۹۶: بدی را با بهترین شیوه دفع کن

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی