شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
نظرات: ۰
۰
-
[منوچهر دین‌پرست] بی‌خبری کودکان از سینمای کودک

جشنواره فیلم کودک و نوجوان که اکنون در آستانه چهل‌سالگی قرار دارد، از امروز فعالیت خود را در اصفهان آغاز می‌کند؛ رویدادی که رسیدن آن به چهار دهه، به‌خودی‌خود اتفاقی مهم و قابل توجه برای یک جشنواره سینمایی در سطح بین‌المللی است.

در طول این سال‌ها درباره جایگاه سینمای کودک در ایران، ظرفیت‌های آن، مشکلات تولید و اکران و همچنین نسبت این سینما با مخاطبانش بسیار گفته و نوشته شده است. بسیاری از کارشناسان و فعالان سینما نیز به‌خوبی می‌دانند که سینمای کودک امروز با چه مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.اما در میان همه نقدها و آسیب‌شناسی‌هایی که درباره سینمای کودک مطرح می‌شود، به نظرم یک مساله اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است: کودکان ما اساساً از سینمای کودک خودشان خبر ندارند.

شاید این جمله در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما اگر کمی دقیق‌تر به آن فکر کنیم، اهمیت آن بیشتر روشن می‌شود. کافی است به یک مدرسه برویم و از دانش‌آموزان بپرسیم در حال حاضر چه فیلمی برای کودکان در سینماها اکران می‌شود. به احتمال زیاد پاسخ بسیاری از آنها «نمی‌دانم» خواهد بود. این در حالی است که همین کودکان، جدیدترین انیمیشن‌ها، سریال‌های شبکه‌های مختلف، محصولات پلتفرم‌ها و انیمه‌های روز را به‌خوبی می‌شناسند و حتی می‌توانند درباره داستان، شخصیت‌ها و جزئیات آنها با شما صحبت کنند.پس پرسش اصلی این است: چرا کودکان از تولیدات سینمای کودک کشور خودشان بی‌خبرند؟ چه اتفاقی افتاده است که یک محصول فرهنگی که قرار است برای این گروه سنی تولید شود، نمی‌تواند راه خود را به سوی مخاطب پیدا کند؟ مشکل فقط کیفیت فیلم‌ها، ضعف فیلمنامه‌ها یا جذاب نبودن برخی آثار نیست؛ پیش از همه اینها، مساله ارتباط با مخاطب است. وقتی کودک نمی‌داند چه فیلمی در سینما اکران شده، طبیعی است که برای دیدن آن نیز برنامه‌ای نداشته باشد.

مدتی پیش در جلسه‌ای با برخی مسئولان سینمایی که موضوع اصلی آن سینمای کودک بود، به عنوان یک خبرنگار پرسیدم: «من نقدی ندارم؛ اما دوستانی که در این جلسه حضور دارند، به من بگویند اکنون چه فیلمی برای کودکان در سینماها اکران می‌شود که بتوانم عصر، فرزندانم را برای تماشای آن ببرم؟» پاسخ اغلب حاضران منفی بود. این پاسخ، بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق ساده باشد، برای من قابل تأمل و حتی تأسف‌بار بود.اگر مدیران و متولیان سینمای کودک نتوانند به‌سادگی نام فیلمی را ببرند که همین امروز خانواده‌ها می‌توانند فرزندانشان را برای دیدنش به سینما ببرند، چگونه می‌توان انتظار داشت مخاطب عام از این آثار مطلع باشد؟

به نظر می‌رسد سینمای کودک ما تا حدی در جزیره‌ای جدا از مخاطبان خود حرکت می‌کند؛ در آن جزیره، فیلم ساخته می‌شود، جشنواره برگزار می‌شود، نشست تخصصی تشکیل می‌شود و درباره آینده سینمای کودک سخن گفته می‌شود، اما در سوی دیگر، کودکان و خانواده‌هایشان در جزیره‌ای دیگر زندگی می‌کنند و گاهی اساساً از آنچه در جزیره نخست می‌گذرد، اطلاعی ندارند.این فاصله را باید جدی گرفت. سینمای کودک زمانی می‌تواند زنده و پویا باشد که کودک، پیش از آنکه منتقدان و مدیران درباره آن صحبت کنند، خودش آن را بشناسد، درباره‌اش کنجکاو شود و برای تماشای فیلم‌هایش اشتیاق داشته باشد. سینمای کودک بدون کودک، معنای خود را از دست می‌دهد.

البته مشکلات این سینما تنها به مسئله اطلاع‌رسانی محدود نمی‌شود. کیفیت برخی آثار، ضعف در فیلمنامه، فاصله گرفتن از دغدغه‌ها و جهان واقعی کودکان، شیوه اکران، تبلیغات ناکافی و رقابت سنگین با محصولات خارجی و پلتفرم‌های گوناگون، همگی از مسائلی هستند که باید درباره آنها جدی‌تر اندیشید. اما همه این مشکلات در نهایت به یک نقطه مشترک می‌رسند: مخاطب باید بداند که چه چیزی برای او ساخته شده است.جشنواره فیلم کودک و نوجوان پس از نزدیک شدن به چهار دهه فعالیت، فرصت مناسبی دارد تا علاوه بر نمایش آثار و برگزاری برنامه‌های تخصصی، به این پرسش اساسی نیز توجه کند که سینمای کودک چگونه می‌تواند دوباره به زندگی روزمره کودکان بازگردد.

امیدوارم روزی برسد که نام یک فیلم کودک ایرانی برای بچه‌ها آشنا و هیجان‌انگیز باشد؛ روزی که کودکان منتظر اکران فیلم جدید ایرانی باشند، درباره آن با دوستانشان صحبت کنند و از خانواده‌هایشان بخواهند آنها را به سینما ببرند. آن روز، شاید بتوان گفت سینمای کودک توانسته است دوباره مخاطب واقعی خود را پیدا کند؛ مخاطبی که نه در آمار و گزارش‌ها، بلکه در سالن‌های سینما نشسته و با شوق، پرده بزرگ را تماشا می‌کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی