وحید خانه ساز
پنج سال از درگذشت استادمحمدرضا شجریان، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی ایران، میگذرد؛ هنرمندی که نامش با تاریخ معاصر آواز ایرانی گره خورده و جایگاهش در حافظه موسیقایی چند نسل، فراتر از مرزهای یک خواننده برجسته است. بازخوانی میراث شجریان فقط به مرور آثار و دستاوردهای هنری او محدود نمیشود، بلکه فرصتی است برای بررسی نسبت او با سنت موسیقی ایرانی، تأثیرش بر نسلهای بعد و جایگاهش در تحولات فرهنگی و اجتماعی چند دهه اخیر. داود گنجهای، نوازنده کمانچه و از چهرههای باسابقه موسیقی ایران، در گفتوگو با روزنامه اطلاعات درباره ابعاد مختلف شخصیت و کارنامه هنری این استاد بی بدیل آواز و موسیقی، به مناسبت۱۷ مهر سالروز درگذشت شجریان،میراث او و جایگاهش در موسیقی امروز ایران سخن گفته است.
***
*شما دههها با محمدرضا شجریان رفاقت داشتید. در اینباره بگویید که او بهجز ویژگیهای بارز هنری در تولید، اجرا و تدریس، چه ویژگیهای بارز دیگری داشت که آنطور که باید، به آنها پرداخته نشده است؟
-جدا از هنر و ویژگیهای بارز آوازی در اجرا و آموزش، شجریان در تمام مسائل و مشکلات، بهشکلی جدی و استوار عمل میکرد. این استمرار همیشه برایش وجود داشت و مقولهای جدی بود. چه در رفاقت و چه در هنر، این جدیت وجود داشت. شجریان پای مشکلات و دغدغههایش میایستاد و هزینه آن را تماموکمال پرداخت میکرد. او صرفاً خواننده نبود و هنرهای دیگری هم داشت.
*بله، زندهیاد شجریان قاری قرآن بوده و میگویند سنتور را در حد استادی مینواخته است. سازهای ابداعی ایشان هم خود مبحثی جداگانه و تخصصی است.
-بله، و اینکه خوشنویس هم بودند. علاوه بر خوشنویس بودن، خوشفکر هم بودند. من بیش از ۶۰ سال با شجریان رفاقت کردم و بر همین اساس باید بگویم که او انسان خوبی بود. منظورم از انسان خوب، هم زندگی شخصی و هم زندگی هنری ایشان است. میدانید که استاد شجریان در سالهای آخر عمر بیمار بود، اما با وجود کسالتی که داشت، خانه موسیقی و تشکیلات آن برایش اهمیت داشت. شاهد بودیم که با آن حال، ریاست شورای عالی را رها نکرد و همچنان دغدغه داشت. ایشان در آن مقطع بسیار محبوب و معروف بود، اما با این حال، مشکلات خانه موسیقی را حل میکرد. حالا دیگر از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی چیزی نمیگویم.
*بله، شما خیلی قبلتر، یعنی در دهه پنجاه، با همراهی شجریان، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده و دیگران به عضویت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی درآمدید که ریاست آن بر عهده داریوش صفوت بود.
-درست است. این هم در نوع خودش تجربهای گرانبها بود که توضیح درباره آن در این مجال نمیگنجد. من و شجریان هر دو معلم بودیم و موضوعی که باید روی آن تأکید کنم، طلبه بودن ما بود. من درست نمیدانم درباره خودم بگویم و از خودم تعریف کنم، اما میتوانم در اینباره شهادت دهم که شجریان مدام در حال آموختن بود. حتی در اوج شهرت و محبوبیت هم این خصوصیت را در خود داشت. او هرگز و هرگز در آموختن دانش کوتاهی نمیکرد. در اینباره خاطرات زیادی دارم که بیان آنها زمان میبرد.یادم هست شجریان هر زمان به تالار وحدت یا سالنهای دیگر میرفت، همیشه ضبطصوت کوچکش را همراه داشت. او با هنرمندان، هنردوستان و دوستدارانش از تهران یا استانهای دیگر صحبت میکرد. با آنها بحث میکرد، صحبتهایشان را میشنید و صدایشان را ضبط میکرد تا از آنها بیاموزد. بعد هم دوباره میرفت و آن صحبتهای ضبطشده را میشنید.
*آیا میتوانیم بگوییم شجریان با آثارش و نحوه مواجههاش با مخاطبان داخلی و خارجی، فرهنگ ایران را چند قدمی جلو برده است؟
-من با قاطعیت میگویم که محمدرضا شجریان در شناساندن فرهنگ ایران نقش داشته است. بههرحال، تمام افتخار ما به فرهنگ ماست. نقاشی، معماری، ادبیات، تئاتر، خوشنویسی و موسیقی، یعنی فرهنگ؛ بهخصوص شعر. ما حافظ، فردوسی و شاعران نامی و مهم دیگری داشتهایم و داریم.
*به نظر شما چرا آثار شجریان حتی امروز هم شنیدنی هستند و با زندگی و دغدغههای مردم همخوانی دارند؟
-دلیلش حساسیت او در انتخاب اشعار بوده است. آوازهای شجریان امروزه، در زمانهای که مردم آن همبستگی لازم را ندارند، بسیار راهگشاست. مضامین آثار شجریان اجتماعی و عرفانی است و این مضامین هرگز تاریخ مصرف نخواهند داشت.
*بله، همچنان میتوان آثار استاد آواز ایران را شنید، با آنها زندگی و به آنها استناد کرد.
-خدا را شکر که نام شجریان در تاریخ موسیقی و فرهنگ این سرزمین ماندگار شده و همیشه نیز ماندگار خواهد بود. نام و یاد شجریان همیشه زنده است.
شاید باورتان نشود، اما من هر روز صبح که بیدار میشوم، از شجریان یاد میکنم، برایش فاتحهای میفرستم و از خداوند برایش علو درجات را میخواهم. یادم نمیرود که با وجود اینکه یکی دو سال از من بزرگتر بود، محال بود جایی برویم و او جلوتر از من حرکت کند. امروز هم همگی باید سعی کنیم یکدیگر را دوست داشته باشیم.
*اگر شجریان الان زنده بود، به نظرتان چه نگرانیهایی درباره موسیقی، آواز و نسلهای آینده داشت؟
-اگر محمدرضا شجریان الان زنده بود، علاوه بر تدریس و فعالیتهای هنری همیشگیاش، پیوندهای محکمی میان موسیقی و مسئولان برقرار میکرد؛ منظورم آن دسته از مسئولان فرهنگی است که از موسیقی درکی دارند. موسیقی یکی از ارکان تربیت است و شجریان به این اهمیت واقف بود.
ابنخلدون میگوید: «هر زمان دیدید که موسیقی یک کشور در حال افول است، بدانید که حتماً حکومتش کارآمد نیست و کارایی ندارد.»شجریان وجاهت خاصی بین مردم و مسئولان داشت و اگر بود، برای ایجاد پیوندی محکم بین موسیقی، مردم و مسئولان، بزرگی میکرد و قدم پیش میگذاشت.
تا زمانی که ایشان بود، خانه موسیقی هم بود و خدا را شکر، این مجموعه اکنون حدود ۲۰ هزار عضو دارد و دبیر شورای عالی آن هم جناب فرهاد فخرالدینی هستند. همه ما تلاش داریم که با هنر حرفمان را بزنیم و به دنیا بگوییم این ملت همیشه زنده است؛ «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...». میخواهم بگویم شجریان نمرده است؛ به اعتقاد من، او همیشه زنده است.
شما چه نظری دارید؟