محمد علی مهتدی
در روزهای اخیر، بار دیگر جنگ عربستان سعودی و یمن به کانون تحولات منطقه بازگشته است. سهشنبه گذشته نیروهای مزدور وابسته به دولت مورد حمایت ریاض، عملیات تازهای را با عنوان «فجر الیمن» آغاز کردند؛ عملیاتی که از همان ابتدا با بمباران گسترده مناطق تحت کنترل انصارالله و پیشروی نیروهای زمینی در جبهه ساحل غربی همراه شد. اما آنچه در ساعات نخست این عملیات بیش از تحولات میدان، توجه برانگیخت، تبلیغات گسترده رسانههای وابسته به عربستان و متحدان آن درباره پیروزیهای نظامی بود؛ تبلیغاتی که فاصله میان ادعا و واقعیت را بار دیگر آشکار کرد.
شبکههای العربیه و الحدث وابسته به عربستان، و نیز شبکه الجزیره قطر در نخستین ساعات عملیات از پیروزی نیروهای طرفدار ریاض و تصرف مناطقی چون الوازعیه، ذوباب، بندر المخا و بابالمندب خبر دادند و چنان تصویر کردند که گویی انصارالله در آستانه شکست کامل قرار گرفته است. با این حال، این روایت پیروزی چندان دوام نیاورد. گزارشهای تصویری منتشرشده از مناطق مورد ادعا از سوی رسانههای یمنی، با تصویر ارائهشده از سوی این شبکهها سازگار نبود و کذب ادعاهای مربوط به تصرف این مناطق را به اثبات رساند.
این ماجرا بار دیگر نشان داد در جنگهای امروز، رسانهها تنها ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه بخشی از میدان نبرد به شمار میروند. هدف از اعلام پیروزیهای زودهنگام، افزون بر تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ممکن است ایجاد روحیه در نیروهای خودی و القای شکست و ناامیدی در طرف مقابل باشد. با این همه، واقعیت میدان را نمیتوان برای مدتی طولانی با خبرسازی جایگزین کرد. البته باید میان ادعاهای متعارض طرفهای جنگ و واقعیتهایی که بهطور مستقل تأیید شدهاند، تفاوت گذاشت؛ زیرا جنگ روایتها هنگامی پایان مییابد که شواهد میدانی امکان ارزیابی مستقل را فراهم کند. در این میان، انصارالله از امکانات رسانهای محدودتری نسبت به عربستان برخوردار است و شبکه المسیره مهمترین تریبون خبری آن محسوب میشود. از این رو، میدان تبلیغاتی همچنان تا حد زیادی در اختیار رسانههای سعودی و متحدان آنهاست؛ امری که اهمیت انتشار مستندات میدانی و راستیآزمایی اخبار را دوچندان میکند.
اما تحول مهمتر در این دور از درگیری، گسترش جنگ به حریم هوایی عربستان است. انصارالله در واکنش به حملات هوایی سعودی، فرودگاهها و اهدافی را در داخل خاک این کشور با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. گزارشهای منتشرشده از حملات به فرودگاههای جازان و نجران، از وارد آمدن خسارات مادی و مجروح شدن شماری از افراد حکایت دارد. در حملات بعدی به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض نیز تلفات انسانی و آسیب به چند هواپیمای متعلق به خطوط هوایی سعودی گزارش شد. همزمان، شماری از شرکتهای هواپیمایی خارجی پروازهای خود به ریاض را به دلیل مخاطرات امنیتی متوقف کرده یا به حالت تعلیق درآورده اند.
به این ترتیب، جنگی که عربستان سالهاست با اتکا به برتری هوایی و محاصره دریایی علیه یمن پیش میبرد، اکنون با چالشی متفاوت روبهرو شده است. کشوری که خود در معرض محاصره قرار داشته، میکوشد با تهدید مسیرهای هوایی و دریایی عربستان، هزینه ادامه جنگ را به داخل خاک این کشور منتقل کند. این راهبرد اگرچه به معنای تحقق یک محاصره کامل هوایی نیست، نشان میدهد که برتری نظامی متعارف لزوماً امنیت زیرساختهای حیاتی و ارتباطات خارجی یک کشور را تضمین نمیکند.
در همین چارچوب، هشدار یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن درباره پرواز در حریم هوایی عربستان و اعلام آمادگی برای صدور مجوز به برخی هواپیماهای کشورهای دوست، واجد اهمیت سیاسی و تبلیغاتی است. چنین موضعی میکوشد این پیام را منتقل کند که انصارالله قصد دارد برای رفتوآمد هوایی نیز قواعدی را تحمیل کند. البته عملی شدن چنین ادعایی به توانایی نظامی، واکنش کشورهای دیگر و شرایط امنیتی منطقه بستگی دارد؛ اما صرف طرح آن، نشانهای از گسترش دامنه تقابل است.
از سوی دیگر، بمباران مناطق مسکونی و حمله به تأسیسات درمانی، ابعاد انسانی این جنگ را بار دیگر برجسته کرده است. گزارشهایی از وارد آمدن خسارات جدی به بیمارستان سبعین، مرکز تخصصی مادران و کودکان در صنعا در پی حملات هوایی منتشر شده است که در آن تعدادی از کودکان به قتل رسیده اند. آسیب دیدن چنین مرکزی، حتی در صورتی که حمله مستقیماً متوجه ساختمان بیمارستان نبوده باشد، میتواند جان بیماران و کودکان را به خطر اندازد. این وضعیت یادآور فجایع انسانی ناشی از حملات ارتش صهیونیستی به مراکز درمانی در غزه است و ضرورت رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه و حفاظت از غیرنظامیان را گوشزد میکند. برخی تحلیلگران نیز تحولات اخیر را آزمونی برای پیمان دفاعی مکه و توانایی اعضای آن در حمایت عملی از عربستان ارزیابی کردهاند. با این حال، میزان هماهنگی و تعهد عملی این کشورها را باید بر اساس اقدامات قابل مشاهده سنجید، نه صرفاً بر مبنای گمانهزنیها.واقعیت این است که هرچه دامنه جنگ گستردهتر شود، خطر کشیده شدن بازیگران بیشتری به منازعه افزایش خواهد یافت و هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن نیز فراتر از مرزهای یمن و عربستان خواهد رفت. با وجود همه این تحولات، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: عربستان سعودی از ادامه این جنگ به چه نتیجهای خواهد رسید؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده است بمباران و محاصره بهتنهایی نتوانستهاند مسئله یمن را حل کنند. اکنون نیز حملات متقابل، تهدید فرودگاهها و اختلال در پروازهای بینالمللی، بهجای آنکه راهی روشن برای پایان منازعه بگشایند، خطر گسترش آن را افزایش میدهند.
راه خروج از این بنبست، نه در تکرار عملیات نظامی و نه در رقابت بر سر اعلام پیروزیهای تبلیغاتی، بلکه در تغییر مسیر سیاسی است. پایان دادن به محاصره یمن، توقف حملات علیه مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی و ورود به مذاکرات جدی با طرف یمنی، میتواند زمینه کاهش تنش و دستیابی به توافقی پایدار را فراهم کند. عربستان باید بپذیرد که امنیت پایدار را نمیتوان با ناامن کردن همسایه تأمین کرد. تا زمانی که ریشههای سیاسی منازعه نادیده گرفته شود، هر عملیات تازه ممکن است تنها آتش جنگ را به نقطهای دیگر منتقل کند. تحولات اخیر، صرفنظر از ادعاهای پیروزی هر یک از طرفها، بار دیگر نشان میدهد ادامه مسیر نظامی نه تضمینکننده امنیت عربستان است و نه راهحل بحران یمن. پایان دادن به محاصره و آغاز مذاکره، ضرورتی است که هر روز تأخیر در آن، هزینههای سنگینتری بر دو ملت تحمیل میکند.
شما چه نظری دارید؟