فرشاد رومی
مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در مقایسه با بسیاری از چهرههای دولت کنونی آمریکا، دستکم در ظاهر، سیاستمداری عاقلتر به نظر میرسید. به همین دلیل، انتظار میرفت او بیش از دیگران بداند که تاریخ و تمدن ملتها را نمیتوان در روایتهای یکسویه از جنگها خلاصه کرد و اختلافات سیاسی امروز را بهانهای برای تحقیر گذشته و هویت یک ملت قرار داد. اما سخنان اخیر او در آکروپولیس آتن درباره جنگهای ایران و یونان، با چنین انتظاری فاصله زیادی داشت. از کسی که خود را سیاستمداری آگاه میداند، انتظار میرفت میان روایتهای تاریخی، تبلیغات سیاسی و واقعیت پیچیده تمدنها تفاوت قائل شود.
آقای روبیو! ایران فقط سرزمین پادشاهان و جنگها نیست؛ سرزمین اندیشه، فرهنگ، دانش و هنر است؛ تمدنی که در طول هزاران سال، نامهای بزرگی چون ابنسینا، خوارزمی، رازی، سعدی، حافظ شیرازی، فردوسی و ... را به جهان معرفی کرده و در پزشکی، ریاضیات، نجوم، شیمی، فلسفه، ادبیات و معماری سهمی ماندگار داشته است. از میراث هخامنشیان و منشور کوروش تا آثار دانشمندان و شاعران ایرانی، بخش مهمی از تاریخ ایران نه در میدانهای جنگ، بلکه در عرصه خرد و آفرینش رقم خورده است. زبان فارسی نیز با شعر، حکمت و اندیشه خود، قرنها فراتر از مرزهای ایران زندگی کرده و بر فرهنگ ملتهای بسیاری تأثیر گذاشته است. این میراث را نمیتوان نادیده گرفت، همانطور که نمیتوان سهم ایران را در تاریخ تمدن بشری با چند روایت نظامی از گذشته سنجید.
البته تاریخ ایران، مانند هر تمدن دیگری، فراز و نشیبها و جنگهای خود را داشته است؛ اما نمیتوان هویت چند هزار ساله یک ملت را تنها بر اساس روایت یک جنگ تعریف کرد. اگر قرار باشد جنگهای گذشته معیار قضاوت درباره ملتها باشند، هیچ تمدنی از این داوری جان سالم به در نخواهد برد؛ حتی تمدن یونان که شما در قلب یکی از مهمترین نمادهای تاریخی آن سخن گفتید. تاریخ، عرصه پیروزیها و شکستها، شکوهها و خطاهاست و انصاف تاریخی یعنی همه این واقعیتها را در کنار یکدیگر دیدن، نه آنکه بخشی از گذشته را برجسته کنیم و باقی آن را به فراموشی بسپاریم.
نقد نظام سیاسی ایران، با توهین به ملت ایران و نادیده گرفتن میراث تمدنی آن تفاوت دارد. خطرناکتر از این، پیوند زدن روایتهای تاریخی به تهدیدهای امروز علیه یک ملت و تمدن آن است. تمدن ایران میراث نسلهای بیشماری از انسانهایی است که پیش از سیاستمداران امروز زیستهاند و آثارشان پس از آنان نیز باقی خواهد ماند.
آقای روبیو! انتظار میرود کسی که خود را نماینده کشوری با ادعای دفاع از آزادی و ارزشهای انسانی میداند، بداند که عظمت یک ملت را نمیتوان با بمب، تهدید یا روایتهای گزینشی تاریخی سنجید. ایران را میتوان نقد کرد، با سیاستهایش مخالفت کرد و حتی با نظام سیاسی آن اختلاف داشت؛ اما نمیتوان تاریخ و تمدن یک ملت را انکار کرد یا نابودی آن را به زبان آورد و همچنان از ارزشهای انسانی و بشری سخن گفت. اگر آزادی، کرامت انسان و احترام به ملتها ارزشهایی واقعی و جهانشمولاند، باید در برابر همه ملتها رعایت شوند، نه اینکه تنها زمانی به یاد آورده شوند که با منافع سیاسی قدرتهای بزرگ سازگار باشند.
ایران با همه رنجها و فراز و نشیبهای تاریخیاش، بخشی جداییناپذیر از میراث مشترک بشریت است. این میراث نه با سخنان یک سیاستمدار ساخته شده و نه با تهدیدهای او از میان خواهد رفت. آنچه از تمدنها در یادگار تاریخ میماند، نه صدای تهدید و قدرتنمایی، بلکه آثاری است که برای انسانها، دانش، فرهنگ و زندگی به جا گذاشتهاند. ملتها میآیند و میروند، دولتها تغییر میکنند و قدرتها افول میکنند؛ اما آنچه از اندیشه، هنر و دانش برای بشریت به یادگار میماند، میتواند قرنها و هزارهها زنده بماند. ایران را باید با تمام تاریخش شناخت؛ با شکوه و رنجش، با دانشمندان و شاعرانش، با دستاوردها و خطاهایش؛ نه فقط از دریچه جنگی که بیش از دو هزار سال پیش رخ داده است.
شما چه نظری دارید؟