حمید یزدان پرست

لطفی همچنان می‌خواند:
ما را به علی، میثم تمّار ببیند
ما را همه از عشق سر دار ببینید
تکثیر شده نام علی در جگر ما
ما را نه کمی بار، که بسیار ببینید
مردم فریاد می زنند: حیدر، حیدر!
باید که محبین علی را بشُمارید
خواهید که یک قوم جگردار ببینید
مردم«حیدر، حیدر» می کنند و نیز در موارد دیگر پس از هر بیت که نمی‌نویسم:
جای همه مردم ایران عزیزم
امروز فقط حیدر کرّار ببینید 
شیریم که از نعره ما خواب ندارید
ما را به سر ضجّه کفتار ببینید
دیروز علمدار اگر رفت، به جایش
امروز جوان‌های علمدار ببینید
گفتیم علی و هم‌قسم گردیدیم...
بعد می‌گوید: پرچم‌ها را بالا بیاورید، اینها تیغ دودَم شماست، ذوالفقار شماست. مردم چنین می‌کنند.
گفتیم علی، هم‌قسم گردیدیم
گفتیم علی، مرگ ستم گردیدیم
میدان و خیابان دو لب یک تیغ‌اند
گفتیم علی، تیغ دودم گردیدیم
مردم: حیدر، حیدر!
این جنگ زمینه قیام است، ببین
این تیغ سه‌رنگ مستدام است، ببین
مردم پرچم می‌چرخانند و او هوشمندانه می‌گوید: «این تیغ سه‌رنگ ماست»؛ یعنی پرچم ایران را تیغ علی و پرچم‌گردانی را همچون شمشیرزنی آن حضرت به‌شمار می‌آورد. معلوم است که پرچم به‌دست‌ها به شور می‌آیند و بهتر آن را می‌گردانند. 
ما مثل علی زره نداریم به پشت
این تازه شروع انتقام است، ببین
از مردم می‌خواهد دستشان را به نشانه بیعت با رهبری بالا بیاورند و می‌خواند:
در راه عـروجِ تا خداییم همه
گردان علـی مرتضاییم همه
حالا که علی رفته نفس تازه کند
سرباز سپاه مجتباییم همه
اینجا که من ایستاده‌ام، پسر کوچکی پرچم می‌چرخاند و چون نمی‌تواند به‌درستی تنظیم کند، گاه به من می‌زند و گاه به پدرش، بعد به پدربزرگ می‌گوید: دستم خسته شد. امشب یک روحانی نیز به جمع پرچم‌گردان‌ها اضافه شده است. بنا گذاشتم با آمدن سلحشور بروم. او می‌گوید: «افتخار می‌کنم در این برهه دنیا آمده ام؛ مردمی که بی‌نظیرند. هر شب بهتر و شلوغ‌تر از شب دیگر. خدا را شکر به خاطر این عظمت و شکوه...»  مشتریان میز خوشنویسی در ابتدای کارگر، زیاد شده و دورش حلقه زده‌اند. 
سلحشور با ذکر حضرت صاحب‌الزمان(ع) می‌آید کارش را آغاز ‌کند که وسط حرفش، نام بچه گمشده‌ای را اعلام می‌کند: «نرگس...» امان از این خانواده‌های کم‌حواس! سلحشور نخست چند شعار مذهبی می‌دهد و مردم تکرار می‌کنند، شاید برای اینکه وزن آنچه می‌خواهد بخواند، دستش بیاید؛ شاید هم سبکش این باشد: شهادتین، حسبُنا الله و نعم ‌الوکیل، تکبیر، هیهات منّا الذله. بعد شروع می‌کند به خواندن و مردم همراهی می‌کنند:
ـ چون کوه استواریم 
مردم جواب می‌دهند: «هیهات منّا الذله». بقیه موارد نیز به همین ترتیب است که نمی‌نویسم: 
ـ در اوج اقتداریم/ هیهات.../ ما ملت شهادت/ .../ ما ملت حسینیم/... / حتی اگر بمیریم/ ... / ذلت نمی‌پذیریم/ 
ـ: هیهات منا الذله...
یک ربع به ۱۱ شب است. صدایش به گوش می‌رسد، با همان جواب مردم: ما نسل حاج‌قاسم/ هیهات.../ تا محو ظلم و ظالم/... / تا اوج رهسپاریم... برخی روی موکت برای نماز استغاثه دراز کشیده‌اند، سه زن بستنی می‌خورند و دخترکی سه‌چرخه‌سواری می‌کند. صدا همچنان به گوش می‌آید و هیاهوی مردم. وارد جزئیات نمی‌شوم، فقط بگویم وای که حضرت علی(ع) چه کشید از دست یاران تندرو که از خوارج شدند و شمر بدبخت یکی از آنها بود که می‌گویند در صفین جانباز شد و بعد چه از آب درآمد. خدایا، عاقبت محمود گردان!
دوشنبه، ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ 
امروز ترامپ از سایر کشورها درخواست کرده برای محاصره دریایی ایران، به آمریکا بپیوندند. تا کنون اسپانیا، آلمان، فرانسه و استرالیا قبول نکرده‌اند. مکرون ـ رئیس‌جمهور فرانسه ـ پیشنهاد برگزاری کنفرانس برای حل دیپلماتیک مسأله کرده است. این ظاهر کار است؛ اما با اطمینان می‌گویم زیرزیرکی دارند همکاری شان را می‌کنند. اینها مدتهاست که فکر می‌کنند کار ما تمام است و نمی‌خواهند از «شرکت سهامی ترامپ و شرکا» بی‌نصیب بمانند. 
اما مثل ما نیستند که ریز و درشت امور نظامی را روی دایره بریزند و تازه یک عده گله‌مند باشند که چرا جزئیات مطالب صلح و جنگ برایشان گفته نمی‌شود و حرفهای خررنگ‌کن که: مگر مردم نامحرم هستند؟ مردم مبعوث‌شده باید بدانند چه می‌گذرد؛ مردم باید از تمام اخبار آگاه باشند؛ همین مردم هستند که پای کارند، نه رانت‌خوارها و تراستی‌ها و آقازاده‌های دلال و خارج‌نشین و از این مطالب. در حالی که به نظرم سازمان‌های جاسوس یک عده ساده‌دل را کوک می‌کنند که با بیان این مطالب، هم رخنه‌ای در صفوف متحدشده ایجاد کنند و هم بالاخره حرفی از زبان دست‌اندرکاران بیرون بکشند. ما هم که ماشاءالله نخود در دهانمان خیس نمی‌خورد، بلافاصله باید به اطلاع همه برسانیم که دستش بیاید سری در میان سرها داریم.
امشب در مسجد، به دکتر روح‌الامینی که نماینده مجلس است، گفتم: «تنها ماندن لبنان برای مردم مسأله شده است.» گفت: «خود حزب‌الله از ایران خواسته مداخله نکنیم و گفته ما از پس اسرائیل برمی‌آییم. ایران تأکید بر مصونیت بیروت کرده، حزب‌الله گفته: اصرار شما، شبهه ایجاد می‌کند که ما نیروی نیابتی ایران هستیم. دولت غیور لبنان هم از اسرائیل خواسته جنوب را بکوبد و می‌خواهد فالانژها را مسلح کند...» 
وقتی به طرف میدان می‌رفتم، دو  زن مسن نسبتاً خمیده چادری دیدم که پرچم در دست، راهی میدان بودند. جوانی را نیز دیدم با ریشی انبوه که تا روی سینه. خواستم بگویم این کار تشبه به یهودیان است، منصرف شدم. اسلام دین بسیار مستقلی است؛ می‌گوید اگر ریش بزنی و سبیل بگذاری، همانندسازی با زرتشتیان است و کراهت دارد؛ اگر ریش را از حدی بلندتر کنی، تشبه به یهودیان است و کراهت دارد: «و کذلکَ جعلناکُم اُمّۀً وسَطا: بدین‌گونه شما را امتی میانه و گزیده قرار دادیم»؛ امتی معتدل در تمام امور، نه کندرو نه تندرو، در حد وسط که بهتر و نمونه‏ است. مخالف با کراوات در آغاز انقلاب نیز از باب پرهیز از تشبه به کفار بود.
امشب باز کتابخانه سیار را به میدان آورده‌اند و در حد فاصل دو طرف خیابان انقلاب گذاشته‌اند. وقتی رسیدم، مجری اشعاری درباره امام‌صادق(ع) می‌خواند و حالا دارند سرود پخش می‌کنند و لابلایش بخشهایی از دعای رهبر شهید در نماز بر حاج‌قاسم و زیارت آل‌یاسین می‌آید. عراقی‌ها در کنار اولین موکب هستند و این غرفه چه قشنگ شده و امروز سپرده‌اند به گروه «سجادیه». مجری می‌گوید: حالا که چند شب است وضعیت جبهه متفاوت شده و گرچه صحنه نبرد نظامی ساکت است، اما صحنه نبرد ما در خیابان، ساکت نیست. آخرین صحبتی که از رهبر معظم شنیده‌ایم، تأکید نه‌تنها بر «حضور» ما مردم بود، بلکه بر «فریاد» ما بود. و در کنار فریاد و حضور، فضای استغاثه به حضرات اهل بیت(ع) است... 
امشب بر گرداگرد دیوار وسط میدان، این شعار نصب شده است: «آزادی جهان به دست ایرانیان» و بزرگ: «یا مقلب‌القلوب والابصار». روبروی موکب حکیم‌ها داربست زده‌اند و رویش دوربین فیلمبرداری گذاشته‌اند و حدود سه متر جلوترش نیز در همان زاویه باز دوربین کاشته‌اند، چه بدسلیقه! مردی که موهایش را پشت سر گره زده، یک عالمه مقوا برای نشستن مردم می‌آورد؛ چون بسیاری از همان اول روی بخش پلکانی می‌نشینند که در این ایام، سرد است و ممکن است مریض شوند. این مرد مهربان فکر آنجا را هم کرده، خدا خیرش دهد. مجری بلند می‌گوید:
ـ گفته امام ایران، همراه با شهیدان... 
لحنش به گونه‌ای است که انگار جمله ناتمام است و مردم داد می‌زنند: هیهات منّا الذله، هیهات منا الذله!
ـ ما یاور حسینیم، در لشکر حسینیم
حتی اگر بمیریم، ذلت نمی‌پذیریم...
مردم داد می‌زنند: هیهات منا الذله! 
ـ دریای پرخروشیم (توضیح می‌دهد: ۴۲ شب است دنیا خروش ما را می‌بیند)، وطن نمی‌فروشیم، ایران شده کربلا، شعار پیکار ما... 
مردم: هیهات منا الذله!
ـ ما نسل اربعینیم، (باز توضیح می‌دهد که: سوای امام‌حسین، امام‌صادق تنها معصومی است که کنیه‌اش «اباعبدالله» است)، مدافعان دینیم، ایرانی قهرمان بگو به حکم قرآن... 
مردم بانگ برمی‌آورند: هیهات منا الذله!
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی