رضا پورزارعی
نمایش «تخم و ترکه» به نویسندگی و کارگردانی سهیل ملکی، با بهرهگیری از فضای تهران قدیم، شخصیتهای خیالانگیز و ظرفیتهای نمایش ایرانی، تلاش میکند مخاطب را به دنیایی آمیخته با طنز، قصه و موقعیتهای غیرمنتظره ببرد. این نمایش که در تماشاخانه سنگلج روی صحنه رفته است، در کنار ایجاد لحظاتی برای خندیدن، زمینهای برای گفتوگو درباره کارکرد اجتماعی کمدی، حفظ سنتهای نمایشی و چگونگی ارتباط تئاتر با مخاطب امروز فراهم میکند. در این میزگرد، بابک جعفری، یاسمن گرکانی، مریم باقری، سیامک زینالدینی و مریم گلدوز توکلی از تجربه بازی در این اثر، شیوه شکلگیری شخصیتها، اهمیت زبان و حرکت در بازیگری و جایگاه تماشاخانه سنگلج میگویند. هر یک از این بازیگران با توجه به تجربه و نگاه خود، به این پرسش میپردازند که چگونه میتوان از ظرفیت کمدی برای سرگرمکردن تماشاگر و در عین حال، بازتاب بخشی از واقعیتهای اجتماعی بهره گرفت.
نمایش تخم ترکه به نویسندگی و کارگردانی سهیل ملکی تا اول آبان ساعت ۱۸ در سالن سنگلج اجرا میشود.
***
*فضای تهران قدیم و شخصیتهای برگرفته از دنیای قصهها چه جذابیتی برای شما داشت و برای نزدیکشدن به نقش خود چه مسیری را طی کردید؟
-بابک جعفری: یکی از ویژگیهای جذاب نمایش برای من، فضای تهران قدیم و زبانی است که متناسب با آن انتخاب شده است. بازی در چنین فضایی به آمادگی و تمرین نیاز دارد؛ زیرا بازیگر باید بتواند با لحن و رفتار شخصیت ارتباط برقرار کند. از طرف دیگر، حضور در تماشاخانه سنگلج و کارکردن در فضایی که سابقه طولانی در تئاتر ایران دارد، تجربه ارزشمندی است. برای من مهم بود که در کنار استفاده از ویژگیهای فضای قدیمی، ارتباط نقش با کلیت داستان و مخاطب امروز نیز حفظ شود.
یاسمن گرکانی: حدود ۱۰ سال است که در زمینه بازیگری فعالیت میکنم و در این نمایش با شخصیتهایی از جمله «پری» روبهرو هستم. یکی از چالشهای کار، رسیدن به زبان و رفتار متناسب با فضای نمایش بود. در چنین نقشی، فقط گفتن دیالوگ با لحن متفاوت کافی نیست؛ حرکت، واکنش و نوع ارتباط با دیگر شخصیتها نیز اهمیت دارد. من تلاش کردم ویژگیهای شخصیت را در هماهنگی با فضای کلی نمایش پیدا کنم تا نقش، هم برای خودم قابلدرک باشد و هم برای مخاطب باورپذیر از کار دربیاید.
مریم باقری: من در این نمایش نقش «پری بخارزده» را بازی میکنم. برای نزدیکشدن به نقش، درباره روایتها و باورهای عامیانه مربوط به جنها تحقیق کردم.
وقتی با شخصیتی روبهرو هستیم که ریشه در قصهها و باورهای مردم دارد، شناخت پیشینه آن میتواند به بازیگر کمک کند. البته قرار نیست تمام این اطلاعات مستقیماً در اجرا دیده شود؛ مهم این است که شناخت شخصیت به انتخابهای درستتر در بازی منجر شود. پیشتر نیز با سهیل ملکی همکاری داشتهام و نمایش «هاگیرواگیر» را به کارگردانی او در سنگلج اجرا کردهام. این تجربه قبلی، شناخت من از شیوه کاری او را بیشتر کرده است.
سیامک زینالدینی: برای من، فضای نمایش و زبان آن جذابیت داشت. در عین حال، فکر میکنم بازیگر باید فراتر از نشانههای ظاهری یک دوره تاریخی یا جهان خیالی حرکت کند. شخصیت زمانی شکل میگیرد که بازیگر موقعیت او را بشناسد و بداند در ارتباط با دیگران چه هدفی دارد. اگر این شناخت وجود داشته باشد، حتی یک شخصیت غیرواقعگرا نیز میتواند برای تماشاگر قابلباور شود. در بازیگری، توجه به منطق درونی نقش به اندازه توجه به لحن و حرکت اهمیت دارد.
مریم گلدوز توکلی: من در این نمایش نقش یک جن را بر عهده دارم و برای رسیدن به شخصیت، درباره روایتهای عامیانه و ویژگیهای حرکتی چنین موجوداتی مطالعه کردم. در این نوع نقشها، بدن بازیگر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخشی از شخصیت از طریق حرکت و رفتار او معرفی میشود. با این حال، حرکتها باید با موقعیت نمایش هماهنگ باشند و صرفاً برای متفاوتبودن اجرا نشوند. تلاش من این بود که با استفاده از تخیل و شناخت نقش، به شخصیتی برسم که در جهان نمایش جایگاه مشخصی داشته باشد.
* کمدی چه زمانی از یک سرگرمی ساده فراتر میرود و میتواند به بازتاب مسائل اجتماعی تبدیل شود؟
- بابک جعفری: به نظر من، تئاتر کمدی هم باید پیام داشته باشد. البته منظورم این نیست که نمایش حتماً باید به شکل مستقیم به مخاطب درس بدهد. گاهی یک موقعیت طنزآمیز میتواند رفتاری را نشان دهد که تماشاگر در زندگی روزمره با آن مواجه شده است. مهم این است که اثر در کنار خنداندن، حرفی برای گفتن داشته باشد. از طرف دیگر، نباید فراموش کنیم که ایجاد شادی و فراهمکردن فرصتی برای فاصلهگرفتن مخاطب از فشارهای روزمره نیز یکی از کارکردهای مهم کمدی است.
یاسمن گرکانی: برای من، کمدی زمانی اثرگذار است که خنده از دل موقعیت و رفتار شخصیتها به وجود بیاید. اگر همه چیز فقط با هدف خنداندن طراحی شود، ممکن است ارتباط مخاطب با داستان از بین برود. در نمایشی مانند «تخم و ترکه»، شخصیتها و فضای خیالانگیز میتوانند موقعیتهای طنز متنوعی ایجاد کنند، اما این موقعیتها باید در خدمت داستان باشند. به نظرم، زمانی که مخاطب با شخصیتها ارتباط برقرار میکند، امکان دریافت لایههای دیگر اثر نیز بیشتر میشود.
مریم باقری: معتقدم کمدی باید شأن خودش را حفظ کند. برای خنداندن مخاطب نباید همیشه به شوخیهای سطحی یا مبتذل متوسل شد. کمدی ظرفیت بسیار زیادی دارد و میتواند از طریق موقعیتسازی، تضاد میان شخصیتها و نشاندادن رفتارهای انسانی، تماشاگر را بخنداند. اگر این موقعیتها با شناخت اجتماعی همراه باشند، خنده میتواند به آگاهی نیز منجر شود. به نظر من، مهم است که به مخاطب احترام بگذاریم و برای خنداندن او، کیفیت اثر را نادیده نگیریم.
سیامک زینالدینی: کمدی از قابلیتهای زیادی برای نقد اجتماعی برخوردار است. میتوان با استفاده از طنز، خرافات، رفتارهای نادرست و تناقضهای موجود در جامعه را نشان داد. در چنین شرایطی، مخاطب بهجای آنکه با یک توضیح مستقیم مواجه شود، موضوع را از طریق موقعیت نمایشی درک میکند. البته این کار به شناخت متن و تسلط بازیگر نیاز دارد. اغراق در بازی کمدی ضروری است، اما باید اندازه داشته باشد و در خدمت داستان باقی بماند.
مریم گلدوز توکلی: طنز میتواند حقیقتهایی درباره زندگی را نشان دهد که گاهی در موقعیتهای جدی کمتر به چشم میآیند. مخاطب ممکن است به یک رفتار بخندد، اما همزمان متوجه شود که آن رفتار را در زندگی واقعی نیز دیده است. برای من، این ویژگی از جذابیتهای کمدی است. نمایش میتواند فضایی برای شادی ایجاد کند و در عین حال، مخاطب را به فکرکردن درباره تجربههای خودش دعوت کند.
* بازی در یک نمایش کمدی و خیالانگیز چه دشواریهایی دارد؟ چگونه میان اغراق، باورپذیری و هماهنگی گروهی تعادل برقرار میکنید؟
- بابک جعفری: در کمدی، هماهنگی بازیگران اهمیت زیادی دارد. گاهی یک واکنش یا مکث کوتاه میتواند در شکلگیری موقعیت مؤثر باشد. اگر هر بازیگر فقط به اجرای نقش خودش فکر کند، ممکن است ارتباط صحنه از بین برود. بازیگر باید هم به شخصیت خود توجه کند و هم کلیت نمایش را ببیند. در چنین شرایطی، تمرین و شناخت متقابل اعضای گروه نقش مهمی در شکلگیری اجرای هماهنگ دارد.
یاسمن گرکانی: در بازی نقشهایی که به فضای گذشته یا جهان قصهها تعلق دارند، جزئیات اهمیت زیادی پیدا میکنند. لحن، حرکت و واکنش باید با شخصیت هماهنگ باشد، اما نباید به شکل تصنعی اجرا شود. برای من، یکی از چالشها این بود که بتوانم ویژگیهای شخصیت «پری» را پیدا کنم و در عین حال، ارتباط او با دیگر شخصیتها را حفظ کنم. در نهایت، نقش زمانی درست شکل میگیرد که همه اجزای بازی در خدمت موقعیت باشند.
مریم باقری: در کمدی، زمانبندی و هماهنگی میان بازیگران بسیار مهم است. در بخشی از تمرینها، با رضا یارا که نقش محمودخان را بازی میکند و مریم گلدوز توکلی، تمرینهای مشترک سهنفره داشتیم. این تمرینها کمک میکرد واکنشها و ارتباط میان شخصیتها دقیقتر شود. وقتی چند بازیگر در یک موقعیت کمدی حضور دارند، هر حرکت و واکنش بر بازی دیگران اثر میگذارد؛ بنابراین، رسیدن به یک ریتم مشترک ضروری است.
سیامک زینالدینی: اغراق یکی از ابزارهای مهم بازیگری در کمدی است، اما استفاده از آن به شناخت و کنترل نیاز دارد. اگر بازیگر بیش از اندازه اغراق کند، ممکن است توجه مخاطب از داستان منحرف شود. در مقابل، اگر موقعیت بهاندازه کافی پرداخت نشود، ظرفیت کمدی آن از بین میرود. بازیگر باید ریتم صحنه، منطق رفتار شخصیت و واکنش دیگر بازیگران را در نظر بگیرد. این تعادل از طریق تمرین و شناخت دقیق متن به دست میآید.
مریم گلدوز توکلی: در نقشهایی که ویژگیهای بدنی خاصی دارند، باید از ابتدا به حرکتها و شیوه حضور شخصیت فکر کرد. با این حال، این ویژگیها نباید جدا از داستان باشند. در تمرینها تلاش کردم حرکت و رفتار شخصیت را در ارتباط با موقعیتهای نمایش تنظیم کنم. به نظرم، مهمترین مسئله این است که بازیگر به جهان نمایش باور داشته باشد و بتواند این باور را از طریق بازی خود به تماشاگر منتقل کند.
* اجرای «تخم و ترکه» در تماشاخانه سنگلج چه معنایی برای شما دارد و حفظ میراث نمایش ایرانی را تا چه اندازه ضروری میدانید؟
- بابک جعفری: سنگلج برای تئاتر ایران جایگاه مهمی دارد و حضور در آن تجربه ارزشمندی است. وقتی در چنین مکانی اجرا میکنیم، بخشی از تاریخ تئاتر را نیز در ذهن داریم. به نظر من، حفظ این میراث باید در کنار تولید آثار تازه انجام شود. مهم است که مخاطب همچنان به سالن بیاید و تئاتر بتواند ارتباط خود را با جامعه حفظ کند.
یاسمن گرکانی: یکی از نکات جذاب برای من، توجه به فرهنگ و سنتهای نمایشی ایرانی است. آثاری مانند «شهر قصه» نشان دادهاند که قصهگویی و طنز چه ظرفیتهایی در تئاتر ما دارند. ارجاع به این آثار میتواند یادآور تجربههای ارزشمند گذشته باشد، اما مهم است که نمایش امروز نیز زبان خودش را داشته باشد. ما باید این میراث را بشناسیم و بکوشیم آن را به شکلی قابلارتباط برای مخاطب امروز ارائه کنیم.
مریم باقری: سنگلج برای من فقط یک محل اجرا نیست؛ فضایی است که با تاریخ تئاتر ایران پیوند دارد. پیشتر نیز تجربه کار در این تماشاخانه را داشتهام و حضور دوباره در آن برایم ارزشمند است. فکر میکنم مسئولیت هنرمندان در چنین فضایی این است که برای کیفیت اجرا و ارتباط با تماشاگر اهمیت قائل باشند. حفظ میراث نمایشی زمانی معنا پیدا میکند که این میراث در اجراهای امروز ادامه پیدا کند.
سیامک زینالدینی: ما به تجربه هنرمندان پیش از خودمان مدیونیم. شناخت تاریخ تئاتر و سنتهای نمایشی میتواند به ما کمک کند مسیر خود را بهتر بشناسیم. با این حال، حفظ سنت به معنای تکرار بدون تغییر آن نیست. اگر میخواهیم این میراث زنده بماند، باید آن را با نیازها و زبان مخاطب امروز پیوند بزنیم. تئاتر ایرانی زمانی ادامه پیدا میکند که هم گذشته خود را بشناسد و هم امکان تجربههای تازه را فراهم کند.
مریم گلدوز توکلی: حضور در سنگلج برای من تجربهای ارزشمند است. چنین مکانهایی یادآور اهمیت تئاتر در زندگی فرهنگی جامعهاند. امیدوارم اجراهایی از این دست بتوانند مخاطبان بیشتری را به سالن بیاورند و زمینه آشنایی نسل جدید با ظرفیتهای نمایش ایرانی را فراهم کنند. به نظرم، ارتباط با تماشاگر یکی از مهمترین راههای زنده نگهداشتن این میراث است.
*در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی، تئاتر کمدی چه نقشی میتواند در زندگی مردم داشته باشد؟
- بابک جعفری: ایجاد شادی برای مردم کار مهمی است و نباید آن را کماهمیت دانست. تماشاگر با دیدن یک نمایش کمدی میتواند برای مدتی از فشارهای روزمره فاصله بگیرد. اگر این شادی در کنار یک داستان منسجم و نگاه اجتماعی شکل بگیرد، اثر میتواند تجربه کاملتری برای مخاطب ایجاد کند.
یاسمن گرکانی: برای من، ارتباط با تماشاگر و دیدن واکنش او به نمایش اهمیت زیادی دارد. هنر میتواند فرصتی برای تجربه احساسات متفاوت فراهم کند. امیدوارم مخاطب با دیدن «تخم و ترکه» لحظات شادی را تجربه کند و در کنار آن، با بخشی از فرهنگ و قصههای ایرانی نیز ارتباط بگیرد.
مریم باقری: شادی و اندیشه میتوانند در کنار هم قرار بگیرند. کمدی اگر از دل موقعیتهای درست شکل بگیرد، هم مخاطب را میخنداند و هم میتواند نکتهای را درباره زندگی به او نشان دهد. به نظرم، نباید برای رسیدن به خنده از کیفیت و محتوای نمایش غافل شد.
سیامک زینالدینی: تئاتر میتواند از طریق بازتاب رفتارهای اجتماعی، فرصتی برای شناخت بهتر جامعه فراهم کند. کمدی در این زمینه ظرفیت ویژهای دارد، چون میتواند مسائل را در قالب موقعیتهایی قابلدرک و گاه غیرمنتظره نشان دهد. البته ایجاد شادی نیز بخشی از این کارکرد است و باید آن را جدی گرفت.
مریم گلدوز توکلی: سهیل ملکی در ارتباط با این نمایش بر اهمیت شادکردن مردم، حتی برای مدت کوتاه، در میان دشواریهای زندگی تأکید داشته است. من این نگاه را مهم میدانم. امیدوارم تماشاگر با دیدن نمایش، لحظاتی از نگرانیهای روزمره فاصله بگیرد و با حالوهوای بهتری سالن را ترک کند. برای من، همین ارتباط با مخاطب بخشی از ارزش کار تئاتر است.
شما چه نظری دارید؟