وحید خانه ساز
آیین رونمایی از کتاب «اقلیتهای دینی کرمانشاهان» اثر محمدعلی سلطانی، تاریخنگار و پژوهشگر، عصر چهارشنبه ۲۹ مهرماه در محل مجمع فلاسفه ایران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار اطلاعات، در این مراسم جمعی از استادان فلسفه، پژوهشگران، نمایندگان اقلیتهای دینی در مجلس شورای اسلامی و علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ حضور داشتند، علاوه بر محمدعلی سلطانی، فریبا مقصودی، علی میرخان (رئیس مجمع فلاسفه ایران)، سیدعلی مرتضویان، امیرعباس علی زمانی، مهدی قوام صفری، منوچهر صدوقی سها، آرش آبایی، رستگار یوسفی (نماینده اورامانات)، سامه یح (نماینده کلیمیان ایران)، لطیف صفری و جلالیزاده حضور
داشتند. همچنین نمایندگان خانه کرمانشاهیان مقیم تهران در این رویداد فرهنگی شرکت کردند. در حاشیه این مراسم، تابلوی خوشنویسی اثر فریبا مقصودی در معرض تماشای مخاطبان قرار گرفت.
اقلیتها؛ ظرفیتی برای تابآوری فرهنگی
سیدعلی مرتضویان، استاد فلسفه، در ابتدای مراسم با اشاره به ظرفیتهای اقلیتهای مذهبی گفت: «اقلیتهای مذهبی کشورمان ظرفیت های زیادی دارند و میتوانند در تابآوری فرهنگی جامعه مؤثر باشند. در تاریخ کشورمان، اقلیتها همواره از تعیینکنندهترین گروهها بودهاند؛ چه مرزنشین و چه غیرمرزنشین، از کشور دفاع کردهاند. آنها چون متکی به دولت نیستند، داوطلبانه به فعالیت می پردازند و از شکافهای اجتماعی جلوگیری میکنند.»
وی با طرح این پرسش که «آیا اقلیتها نسبتی با فلسفه دارند؟» افزود: «بخش مهمی از اهمیت وجودی اقلیتهای دینی، جنبههای الهی و فلسفی آنهاست. باید دید مرز اقلیتهای مذهبی و انجمنهای آنها کجاست و تکالیف دولت نسبت به آنها تا کجاست؟»
مرتضویان همچنین به ترجمه اخیر کتابی از پیتر برگر اشاره کرد و گفت: «بخش مهمی از این اثر درباره اقلیتها و سیاستهای دولتها نسبت به آنهاست و نویسنده در دو بخش از کتاب، از ایران تعریف کرده است.»
فرهنگ ما مظلوم است
محمدعلی سلطانی، مؤلف کتاب و پژوهشگر تاریخ کرمانشاهان هم در ادامه مراسم ضمن تشکر از همراهی مجمع فلاسفه ایران و استادان حاضر گفت: «فرهنگ ما مظلوم است و تا دست به دست هم ندهیم، به جایی نمیرسد. من از کتابهای بسیاری آموختهام و قرآن کریم عصاره همه آنهاست.»
وی با اشاره به اینکه این نخستین بار است که نمایندگان کرمانشاه در یک رویداد فرهنگی حضور مییابند، ابراز امیدواری کرد که با نگاهی به گذشته درک کنیم ارکان دین ما با اقلیتها خوب رفتار میکردند و این مقوله باید سرمشق قرار گیرد.
سلطانی با اشاره به تاریخ حضور اقلیتها در کرمانشاه گفت: «ما در کرمانشاه کنیسههای موسوم به مسجد جدید داشتهایم. متأسفانه این رنگینکمان امروز یکرنگ شده است. ما نه دروازه یهودیها را داریم، نه محله یهودیها، نه بازار یهودیها و نه مدرسه آلیانس یهودیها. چرا اینگونه است؟»
وی سیاستگذاریهای فرهنگی غلط منطقهای را عامل ویرانی شهرها دانست و افزود: «زحمات و خدمات کلیمیان در کرمانشاه در صنعت مکانیک، معماری، موسیقی، طب سنتی و بازار مؤثر بوده است. حتی بانکهای محلی و سنتی را کلیمیان در شهر ما پایهگذاری کردهاند. آنها با عنوان خواجه، امانتدار بودند و با پول مردم صادرات و واردات میکردند. ما برادروار در کنار هم زندگی کردهایم، اما امروز در شهرمان هیچ نشانی از این مسائل نیست.»
نگاهی به تاریخ مانویت و مسیحیت در کرمانشاه
مؤلف کتاب «اقلیتهای دینی کرمانشاهان» درباره تاریخچه مسیحیت و مانویت در ایران توضیح داد: «مسیحیت در ایران، پیش از مانی هم سابقه تاریخی دارد. مانی که خود را تجلی عیسی مسیح میدانست، در سراسر زاگرس و در مسیر تیسفون و همدان رفتوآمد میکرد. به همین دلیل بسیاری از مردم منطقه به دین مانی گرایش یافتند و حتی ایران، اروپا و چین تحت سیطره اندیشه مانی قرار گرفتند. اما مانویت در غرب ایران ادامه پیدا نکرد و مسیحیت با فراز و نشیبهایش در کرمانشاه ادامه یافت. وجود کلیسا در کرمانشاه به اوایل ۱۳۰۰ برمیگردد؛ کلیسای انجیلی و بعد از آن کلیسای کاتولیک.»
وی افزود: «ما در کرمانشاه محله ارامنه و آشوری داشتهایم و متأسفانه امروزه هیچکدام از این موارد وجود ندارند. کلیساهایی که از سال ۱۳۰۰ به اینسو ساخته و ثبت ملی هم شدهاند، حال و روز خوبی ندارند. من تصاویر و پلانهای آنها را در کتابم آوردهام. با کشیشها و خاخامهایی گفتوگوهایی داشتهام که امروز هیچکدام از آنها نه در کرمانشاه هستند و نه در تهران.»
سلطانی با یادآوری خاطرهای از مصاحبه با مرادخان، کشیش کلیسای انجیلی کرمانشاه، گفت: «زمانی که با ایشان مصاحبه کردم، ایشان با همسرشان مشغول تهیه مواد خوراکی برای جبهه بودند.»
وی تأکید کرد: «کتابی که به محضر شما میرسد، شناسنامه فراموششدگان از یاد رفتهای است که برادران و خواهران ما بودند و رنگینکمان ایران محسوب میشدند و امروز نشانی از آنها در شهرمان نیست.»
سلطانی در پایان گفت: «مجمع فلاسفه ایران خانه تمام کسانی است که به نیکی میاندیشند و به نیکی گام برمیدارند.»
سنت عرفانی ما الهیات عاشقانه است
امیرعباس علی زمانی، استاد دانشگاه، در ادامه برنامه با خواندن شعری از مولانا گفت: «من زاده غرب کشور هستم و ایلام و کرمانشاه یکی است. مدت مدیدی است دل در گرو مولانا دارم. آنچه نیاز داریم، دین و الهیات عاشقانه است. هانری کوربن میگوید گفتوگوی ادیان در باطن است وگرنه در ظاهر چیزی نیست.»
وی افزود: «بزرگترین کشف عارفان، خدا بهعنوان موجودی زیباست. در ادیان انسانی، خدا بهعنوان معشوق مبنا میشود و شریعت حضور کمتری دارد. در این صورت آزادی انتخاب وجود خواهد داشت. در ادیانی که خدا ترسناک است، نظام سیاسی هم مبتنی بر ترس خواهد بود که نباید اینگونه باشد. سنت عرفانی ما الهیات عاشقانه است و خدا معشوق است و این بزرگترین دستاورد مولاناست.»
علی زمانی در ادامه با تمجید از فریبا مقصودی بابت توجهش به اشعار مولانا، ابیاتی از مثنوی خواند.
در واژه «اقلیت دینی» تناقض وجود دارد
آرش آبایی، پژوهشگر دینی یهودیان، نیز در سخنانی گفت: «در عبارت «اقلیت دینی» تناقض وجود دارد. همواره میبینیم که آنها در مواقع حساس هموطن هستند و شهروندی مانند دیگران دارند؛ اما زمانی که پای مطالبه وسط میآید، به حساب نمیآیند و نمیتوانند خواستههایشان را مطالبه کنند. در همه شهرهای ایران همزیستی با اقلیتها وجود داشته و دارد. تاریخ نشان داده است که مردم ایران با اقلیتها پیوند خوبی دارند و اگر هم اتفاق یا خشونتی رخ داده، دلیلش جهل بوده است. این جهل همواره مشکلاتی ایجاد و فاصلهای بین مردم و اقلیتها ایجاد کرده که دکتر سلطانی یک آجر از این دیوار برداشتهاند و حال این فاصله کمتر شده است.»
وی افزود: «ریشه حضور یهودیان در این منطقه به دوهزار و پانصد سال پیش میرسد. بعدها آنها پراکنده شدند. البته وقایع تلخ هم کم نبوده، اما میتوان گفت پایان همیشه خوش بوده است. کل یهودیان در منطقه کرمانشاه نهایتاً سه هزار نفر ثبت شدهاند که اکنون ۳۰۰ نفر از آنها نمانده اند. مهاجرتها به دلایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است.»
آبایی در پایان گفت: «هر کتابی که در این حوزه منتشر میشود، بدان حسادت میکنم و میگویم من کلیمی باید آن را مینوشتم؛ اما با خودم میگویم چه بهتر که یکی از هموطنان مسلمان کتاب را بنویسد تا بهتر دیده شود و مخاطبان بدانند که اثر بیطرفانه تألیف شده است.» موسیقی پس از سخنرانیها، گروه تنبورنوازان گوران روی صحنه رفتند و دو قطعه «باریه» و «گله و دره» از مقامهای باستانی ساز تنبور را نواختند و خواندند. در میانه برنامه نیز علی رضایی از دوستان نزدیک خانواده سلطانی به تکنوازی تار پرداخت. در پایان مراسم، از پوستر «دریغ است که ایران ویران شود» اثر فریبا مقصودی رونمایی شد.
شما چه نظری دارید؟