زهره شریفی
قسمت یکصد و شصت و نهم
جوانه زدن اولین دندان کودک در جمع بسیاری از خانوادهها بهانه ای است برای برپایی جشنها و دورهمیهایی که تمام پر از شادی و برکت است. یکی از مشهورترین آن«جشن دندانی» است که والدین با پختن آشی مخصوص از انواع حبوب به همگان اعلام میکنند که کودکشان دندان دار شده است! چگونگی برگزاری این جشن از گذشتههای دور بر اساس آداب و رسوم هر منطقهای با یکدیگر فرق داشت. در برخی خانوادها زمانی که کودک نخستین دندانهایش درمیآمد مادر با کیسهای سراغ همسایهها می رفت و برای خوشیمنی مقداری نخود، لوبیا، عدس و گندم میگرفت سپس آن را در دیگی محتوی آب جوش می ریخت و پس از پختن، آن را در کاسه ریخته و به همسایهها میداد.
همسایهها نیز به سبب این اعتقاد که خالی پس فرستادن ظرف آش دندونی، موجب کجوکوله شدن دندان کودک میشود، مقداری نمک یا چند حبه قند و چند سکه در ظرف میگذاشتند و هنگام پس دادن ظرف میگفتند: «نذرتان قبول، انشاءالله دندان هایی مثل مروارید دربیاورد».
مشخص کردن آینده شغلی کودک
«جشن گازفروشان» یا «دندان نشان» در میان خانوادههای گیلانی با این توضیح که در گویش گیلکی دندان را «گاز» مینامند از جشنهای معروف به وقت درآمدن اولین دندان کودک است. به اعتقاد خانوادههای گیلکی زمانی که اولین دندان کودک جوانه میزند، او از مرحله شیرخوارگی وارد دنیای جدیدی از چشیدن و شناخت طعمها میشود و این اتفاق آنقدر دارای اهمیت است که باید با جشن و سور و پایکوبی به اطلاع اقوام و دوستان و همسایگان برسد. اصلیترین بخش این آیین سنتی برپایی «سفره گازفشانی» بود که علاوه بر خوراکیهای مخصوص جشن، در این سفره وسایلی قرار داده میشد که نماد شغلهای مختلف بود و کودک با انتخاب یکی از آن ابزارها انگار شغل آینده خودش را انتخاب میکرد. وسایلی مانند آینه، قرآن (کتاب)، قلم، قیچی، طلا، شانه، قاشق، و...که برای مثال اگر کودک قلم را برمیداشت، معلم و اگر قیچی را برمی داشت خیاط و... میشد و این مرحله از جشن با هیاهو و پایکوبی اطرافیان همراه میشد.
رونمایی از دندان تازه جوانه زده
البته پخت آش با انواع حبوب و غله و سبزیهای معطر اصل جشن بود که بعد از آماده شدن علاوه بر قرار دادن سر سفره جشن، در کاسه به منزل همسایهها هم فرستاده میشد. همسایگان هم هنگام بازگرداندن کاسه آش پول یا هدیهای کوچک برای کودک میفرستادند.
در این بین مهمانان این جشن که برای رونمایی دندان تازه جوانهزده کودک آمده بودند، همراه خود هدایایی داشتند که قبل از اعطای هدایا برای دیدن دندان کودک هر یک مشتی برنج بوداده برمی داشتند و بر سر کودک، که وسط سفره نشسته بود، میریختند. این کار با آرزوی صحت و سلامت برای کودک و لذت بردنش از طعام و خوراکیها انجام میشد.
به نقل از یادداشتی: «مردم گیلان معتقدند این مشارکت جمعی در جشن، دعا و آرزوهای خوب باعث میشود کودک راحتتر و با رنج کمتری دندانهایش را دربیاورد. در واقع این جشن بهسان مرهمی است برای کودکی که روند طولانی و عموماً همراه با درد، تورم لثه، ریزش مداوم آب دهان و در برخی موارد تب و اسهال را از سر میگذراند. کودک و والدینش را بهپاس تحمل این شرایط باید ارج نهاد تا شاد باشند».
فرستادن کاسه آش برای ۷ خانه
بیشترین تفاوت در برپایی این جشن میان خانوادهها مواد تشکیل دهنده آش مخصوص دندانی بود. چنانکه برخی به غیر از نخود، لوبیا و گندم، گوشت چرخکرده و پیازداغ هم به آن اضافه میکردند، به این صورت که ابتدا حبوب را با گندم می پختند، سپس گوشت و پیاز تفت داده شده را به آن اضافه می کردند و میگذاشتند تا همۀ مواد خوب بپزد. البته تفاوت دیگر این رسم در چگونگی پخش کردن آش هم بود که همسایگان در بیشتر موارد اولین کسانی بودند که طعم این آش را میچشیدند که گاه خانوادهها به رسم خودشان فقط از این آش دندانی برای ۷ خانه میفرستادند و فردی که آش به او داده میشد نباید همان لحظه ظرف آش را پس میداد، چرا که رسم بود بعداً کاسه را همراه هدیهای مانند جوراب، پول یا قند بازگرداند.
حتی برخی باور داشتند برای اینکه دندان کودک هنگام درآمدن، او را زیاد ناراحت نکند باید مقداری گندم در آب بریزند و بجوشانند. همین که دانهها میجوشند و در اثر حرارت میشکفند، دندان کودک نیز میشکفد و بالا میآید و او احساس ناراحتی نمیکند.
دستبند برای دختر؛گردنبند برای پسر
در میان این رسم های دلنشین و جذاب که تا به امروز هم در برخی از خانواده ها برگزاری آن پابرجاست، جشن آش دندونی در مناطق ترک زبان هم قابل توجه است. در این مراسم یک پارچه را روی زمین قرار میدهند و کودک را روی آن مینشانند. بعد از آن بالای سر کودک اذان یا دعا میخوانند و با گفتن «بسم الله»، بر سر کودک گندم میریزند. کسی که گندم را روی کودک میریزد، میگوید: «سر و دندانت سلامت باشد. انشاالله تو را عروس و داماد ببینیم».
بعد از آن، با تعدادی از این دانههای گندم اگر بچه دختر باشد، برایش دستبند و اگر پسر باشد، گردنبند درست میکنند و به دست یا گردن کودک میاندازند بر این باور که دندانهای بچه بهراحتی دربیایند. در برخی شهر ها درست کردن دستبند یا گردنبند، با ۷ دانه گندم یا با ۳۲ دانه گندم انجام میشود. این گندمها تا زمان خشک شدن بر گردن یا دست کودک باقی میمانند تا دندانها در یک ردیف و سالم دربیاید و رشد کند. باقیمانده گندمها را هم برای پرندگان میریزند هم برای ثواب و هم اینکه کودک در آینده ارتباط خوبی با طبیعت و حیوانات
داشته باشد.
شما چه نظری دارید؟