طه حسین فراهانی
در گستره پهناور شعر فارسی، واقعه عاشورا همواره چون نوری درخشان بر سپهر اندیشه شاعران تابیده است. از آغاز شکلگیری شعر فارسی دری، سرایندگان نامدار این سرزمین کوشیدهاند که عظمت این حادثه سترگ را در قالب واژگان و استعارهها بازتاب دهند.
از کسایی مروزی، نخستین شاعری که به گزارش بسیاری از محققان به ماجرای کربلا در شعرش پرداخت، تا سنایی، عطار، مولانا، و محتشم کاشانی، همگی کوشیدهاند تا جانمایه شور و شعور عاشورایی را در کلام خویش بریزند. اما در عصر حاضر، در میان شاعران بیشمار این حوزه، نامی میدرخشد که چون چراغی راهگشای شاعران جوان بوده است.
«محمدعلی مجاهدی»در دوم فروردین ۱۳۲۲ در شهر مقدس قم، که خود خاستگاه دین و اندیشه شیعی در ایران معاصر است، دیده به جهان گشود. کودکی و تحصیلات ابتداییاش را در همین شهر گذراند و از همان آغاز با فضاهای دینی و آیینی که در بافت اجتماعی قم حضوری پررنگ دارند، خو گرفت.
مجاهدی در سال ۱۳۳۹ وارد مدرسه عالی حقوق قضایی قم شد و مدرک کارشناسی حقوق قضایی را دریافت کرد؛ اما سرنوشت او را نه به سوی کرسی قضاوت یا وکالت، بلکه به سمت میدان پرشور شعر و ادبیات آیینی کشاند.
شعر برای مجاهدی، نه یک ذوقِ خام که یک دغدغه زیسته است. علاقه جدی او به سرودن از هجدهسالگی آغاز شد؛ اما آنچه مسیر او را از دیگر شاعران همعصرش جدا کرد، رویکردی تخصصی و مداوم به شعر آیینی، بهویژه در حوزههای فاطمی، علوی، حسینی و مهدوی بود. او نهتنها در مضمون، که در فرم و زبان نیز کوشید تا شعری اصیل، تاثیرگذار و متعهد بیافریند.
در بررسی کارنامه مجاهدی، نمیتوان از کنار نقش بنیادین او در اعتلای شعر عاشورایی بهسادگی گذشت. عاشورا برای مجاهدی تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه افقی است برای تفسیر تمامی مفاهیم هستیشناختی: از مرگ و زندگی، عدالت و ظلم، تا ایثار و حقیقتجویی. او کوشیده است تا در شعر عاشورایی از دام تکرار و شعار بگریزد و از طریق زبان، ساختار، و تصویرسازیهای نو، مخاطب امروز را با جانمایه این واقعه آشنا کند.
ویژگی برجسته شعرهای او، تلفیق هنرمندانه بین سنت و نوآوری است. اگرچه در محتوا وفادار به سنتهای دینی و ادبی است، اما در نحوه بیان، زبان امروزی، روان و مؤثر را برمیگزیند. این خصیصه سبب شده تا شعر او مورد توجه نسلهای گوناگون قرار گیرد و از قالبهای کلیشهای آیینی فراتر رود.
شعرهای محمدعلی مجاهدی تاکنون در نشریات مهمی چون: روزنامههای اطلاعات، رسالت، جمهوری اسلامی، و مجلاتی چون: سروش و شعر به چاپ رسیدهاند. این انتشار گسترده نشان میدهد که شعر او نهتنها در محافل خاص مذهبی، بلکه در میان جامعه ادبی ایران نیز جایگاهی معتبر دارد.
علاوه بر این، همکاریهای مستمر او در سالیان گذشته با صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران—بهویژه شبکههای اول و دوم سیما و صداوسیمای مرکز قم—نقشی اساسی در گسترش شعر آیینی در فضای عمومی ایفا کرده است.
مجاهدی از آن دسته شاعرانی است که میداند شعر آیینی، اگر تنها در کتابها محصور بماند، نمیتواند اثرگذاری لازم را داشته باشد. از اینرو، او کوشیده است تا شعر را به رسانههای جمعی ببرد و از این طریق با مخاطبان گستردهتری ارتباط برقرار کند.
نقش مجاهدی، تنها به سرایش شعر محدود نمانده است. او سالها مسئولیت انجمنهای ادبی محیط و حرم قم را برعهده داشته و در تربیت نسل جدید شاعران آیینی نقشی محوری ایفا کرده است. همچنین مدیریت انجمن شعر دفاع مقدس و شبهای شعر مقاومت، جایگاه او را در حوزه شعر پایداری نیز تثبیت کرده است.
این فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، موجب شدهاند تا او نهتنها بهعنوان یک شاعر، بلکه بهعنوان یک پشتیبان فرهنگی برای شعر آیینی شناخته شود. بسیاری از شاعران جوانی که امروز در این حوزه میدرخشند، نخستین بار در انجمنهای تحت نظارت مجاهدی دیده شدند و پرورش یافتند.
محمدعلی مجاهدی در حوزه نظری نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. او تنها شاعر نیست؛ بلکه پژوهشگر شعر آیینی است. مقالات، سخنرانیها، و نقدهای ادبی او در زمینه شعر عاشورایی و انتظار، همواره مورد توجه منتقدان و شاعران جوان بودهاند. در دوران حضورش در انجمنها و رسانهها، کوشیده است تا چارچوبهایی برای ارتقاء شعر آیینی پیشنهاد دهد و جریانهای سطحی یا شعاری را نقد کند.
امروز، با گذشت دههها از آغاز فعالیت شعری محمدعلی مجاهدی، کمتر کسی در فضای ادبی ایران است که نقش او را در تثبیت شعر آیینی انکار کند. عنوان «پدر شعر آیینی» که به او نسبت داده شده، تنها یک لقب تشریفاتی نیست، بلکه بازتابی است از سالها تلاش، نوآوری، تربیت نسل جدید، و پیوند زدن شعر با مفاهیم عمیق دینی و اجتماعی.
میراث مجاهدی نهتنها در دفترهای شعر او، بلکه در شاگردانش، در محافل ادبی، در برنامههای فرهنگی، و در دلهای عاشقانی است که هر محرم، با صدای او و شعرهایش به سوگ مینشینند. محمدعلی مجاهدی با بهرهگیری از سنتهای ادبی و دینی، و پیوند آن با زبان امروز، توانسته است راهی تازه در شعر آیینی بگشاید.
او ثابت کرده است که میتوان از آیین نوشت، بیآنکه اسیر شعار شد؛ و میتوان از کربلا گفت، بیآنکه تنها به مرثیه پرداخت. این هنر اوست که همچنان در جان شعر فارسی زنده و جاری است. حسن ختام را به خوانش شعری آئینی و عاشورایی از او اختصاص می دهیم:
تک سوار ظهر عاشورا
کیست این مردی که رو در روی دنیا ایستاده؟
در دل دریای دشمن بی محابا ایستاده
لرزه می افتد به جان خیل دشمن از خروشش
وز نهیبش قلب هستی ، نبض دنیا ایستاده
میگذارد پای بر فرق شط از دریادلی ها
وه چه بشکوه و تماشایی ست دریا ایستاده
گرچه زینب زیر بار داغ ها از پا نشسته
تکیه کرده بر عمود خیمه ها، تا ایستاده
او که دارد فطرتی نازک تر از آیینه حتی
در مصاف خصم؛ چون کوهی ز خارا ایستاده
با غریو «ما رایت فی البلا الا جمیلا»
پیش روی آن همه زشتی چه زیبا ایستاده!
از قیام کربلا این درس را آموخت باید:
ظلم را نتوان ز پا انداخت الا ایستاده
این پیام تک سوار ظهر عاشوراست یاران:
مرگ در فرهنگ ما زیباست ، اما ایستاده
شما چه نظری دارید؟