علی کاملی  


[پیشکش به علّامه محمّدرضا شفیعی کدکنی که دوست‌دار همیشهٔ ابوسعید است]
مدّتی چند است که مشغول گردآوری و بررسی منابع کهن رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷-۴۴۰ ق) هستم. می‌گویم «منسوب» چون تا مشخّص‌ شدن تکلیف انتساب این رباعی‌ها به ابوسعید، نمی‌توان حکم مسلّم‌الصدور داد. مقادیر قابل توجهی از اطّلاعات در این زمین به دست آورده‌ام که به خواست خدا، طی مقاله‌ای منتشر خواهم کرد. 
اما غرض از نوشتن این جُستار: اهل ادب غالباً گمان دارند که کهن‌ترین منبع اشعار ابوسعید، اثر نوادهٔ او یعنی محمّد بن منور میهنی (بعد از ۵۰۰-بعد از ۵۷۴ ق) - که در ۵۷۴ ق کتاب خود موسوم به «اسرارالتّوحید فی مقامات ابوسعید ابوالخیر» را نگاشته - است. (میهنی، ۱۳۷۱، ج ۱: ۲۰۲ و ۲۰۳) 
باید گفت که در واقع اثر دیگر نوادهٔ ابوسعید یعنی جمال‌الدّین ابوروح لطف‌اللّه بن ابی‌سعید بن ابی‌سعد (د. ۵۴۱ ق) از اسرارالتّوحید کهن‌تر است، چرا که مؤلف این کتاب ۳۳ سال پیش از تحریر اسرارالتّوحید درگذشته است. البتّه در کتاب «حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر» پس از آوردن شعری که در منابع دیگر نظیر اسرارالتّوحید صریحاً به‌نام ابوسعید است، تصریح شده که ابوسعید هرگز شعری نگفته، اما بیت - منسوب به او در منابع دیگر - تنها از زبان او آمده است. (ابوروح، ۱۳۸۶: ۱۲۲)
پس تا این‌جا کهن‌ترین منبع شعر ابوسعید ابوالخیر - گرچه بدون تصریح به اینکه شیخ آن‌ را سروده - «حالات و سخنان ابوسعید» است. 
اما در واقع باید گفت کهن‌تر از این کتاب، منبعی دیگر نیز هست که اولاً شعر ابوسعید را ثبت کرده و ثانیاً تصریح کرده که شاعر این شعر، خود شیخ است. این منبع که مصحّح آن نیز در پاورقیِ حکایتِ معروفِ «شعر نوشتن ابوسعید بر ظهر نامهٔ درویشی حمزه نام»۱، به قدمت آن اشاره کرده، «طبیب‌القلوب» - کهن‌ترین اربعین حدیثی شناخته شده به زبان فارسی - نگاشتهٔ ابوالفتح محمّد بن محمّد الخزیمی الفراوی (د. ۵۱۴) است که با تصحیح مجتبی مجرّد به چاپ رسیده است. در این منبع که حدود هفتاد سال پیش از اسرارالتّوحید به نگارش درآمده، حکایت بیت‌نگاشتن شیخ ابوسعید بر ظهر نامهٔ یکی از بزرگان، ثبت گردیده و تصریح شده که این بیت از ابوسعید است. ذیلاً این حکایت، برای بهرهٔ خوانندگان آورده می‌شود:
«حکایت: یکی از بزرگان به نشابور، رقعه نوشت به شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه. بر صدر رقعه، نوشت مر تواضع را که: «تُرابُ قَدَمه» یعنی نویسندهٔ رقعه، خاک قدم توست. شیخ ابوسعید بر ظهر آن رقعه نوشت این بیت را و به وی فرستاد، بیت:
گر تو خاک قدمی، خاک تو را خاک شدم
چون که من خاک تو را خاک شدم، پاک شدم
شیخ در همهْ عمر، بیت از خاطر خود، همین گفت.» (فراوی، ۱۳۹۸: ۸۲)
بر آنم که پس از این، بخش‌هایی از یافته‌های خود را پیش از انتشار مقاله به صورت‌های چنین جُستاری، در این کانال منتشر کنم. ان‌شاءالله.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- این شخص در اسرارالتّوحید، حمزة‌التّراب نام دارد و در حالات و سخنان، حمزه. در طبیب‌القلوب نیز نام او ذکر نشده و تنها یکی از بزرگان نیشابور معرفی شده است، که در بالا آوردیم.
منبع: 
جمال‌الدّین ابوروح لطف‌اللّه بن ابی‌سعید بن ابی‌سعد. (۱۳۸۶). حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر. تصحیح و تعلیق محمّدرضا شفیعی کدکنی. چاپ هشتم. تهران: سخن.
فراوی، ابوالفتح محمّد بن محمّد خزیمی. (۱۳۹۸). طبیب‌القلوب. تصحیح و تحقیق مجتبی مجرّد. چاپ اول. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همکاری نشر سخن.
میهنی، محمّد بن منور. (۱۳۷۱). اسرارالتّوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر. تصحیح و تعلیق محمّدرضا شفیعی کدکنی. دو جلد. چاپ سوم. تهران: آگاه.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی