علامه محمدحسین طباطبایی

 ترجمه حسین استادولی

۳۷ـ رسول خدا (ص) فرمود: بدانید که هر عبادتی در آغاز افراطی دارد، سپس به فترت و سستی می‏گراید. هر که افراط در عبادتش به سنت من بینجامد، راه را یافته است و هر که با سنت من مخالفت ورزد، گمراه گشته و عملش تباه خواهد شد. بدانید که من هم نماز می‏خوانم و هم می‏خوابم، هم روزه می‏گیرم و هم افطار می‏کنم، هم می‏خندم و هم می‏گریم. پس هر که از راه روشن و سنت من روی گرداند، از من نیست.

‏آداب معاشرت پیامبر(ص)‏
۳۸ـ امام صادق(ع) فرمود: «خوش‌خلقی مایه آسانی امور و شادی‏زاست…» سپس حدیثی نقل فرمود که می‏رساند رسول خدا (ص) خوش‌خلق بود.
۳۹ـ امیر مؤمنان (ع) فرمود: رسول خدا(ص)چنان بود که از نیکی‏هایش قدردانی نمی‏شد، در صورتی که نیکی‏های آن حضرت بر قرشی و بر عرب و عجم جاری بود. کیست که بیش از رسول خدا به این مردم نیکی کرده باشد؟ از نیکی‏های ما اهل بیت نیز قدردانی نمی‏شود، همچنین مؤمنان برگزیده نیز از نیکی‏هاشان قدردانی نمی‏گردد [بنابراین نباید دلسرد شد و دست از نیکی به دیگران کشید].
۴۰ـ به روایت دیلمی، رسول خدا (ص) لباس خود را وصله می‏زد، کفش خود را می‏دوخت، گوسفندان خود را می‏دوشید، با بردگان غذا می‏خورد، بر زمین می‏نشست، بر درازگوش سوار می‏شد و دیگری را نیز تَرک خود سوار می‏کرد. حیا مانع نمی‏شد که شخصاً نیازمندی‌های خود را از بازار تهیه کند و خود به خانه برَد. با ثروتمند و فقیر دست می‏داد و دست خود را نمی‏کشید تا طرف مقابل دست خود را بکشد. با هر کس روبه رو می‏شد ـ از ثروتمند و فقیر و بزرگ و کوچک ـ سلام می‏کرد.
چیزی را که به آن دعوت می‏شد کوچک نمی‏شمرد، گرچه پست‏ترین نوع خرما بود. کم‌خرج، بلندطبع، خوش معاشرت و خوشرو بود. همیشه لبخند بر لب داشت؛ ولی بلند نمی‏خندید. غمگین به نظر می‏رسید؛ اما عبوس و دُژم نبود. فروتن بود؛ اما خود را کوچک نمی‏نمود. بخشنده بود؛ اما اسراف نمی‏ورزید، و نازکدل و مهربان با همه مسلمانان بود. هرگز از روی سیری بادگلو نزد، و هرگز دست طمع به سوی کسی نگشود.
۴۱ـ به روایت طبرسی، رسول خدا(ص) در آینه نگاه می‏کرد و موی سر را صاف می‏کرد و شانه می‏زد، و بسا به آب نگاه می‏کرد و موی سر را مرتب می‏ساخت. نه تنها برای خانواده خود، که برای یارانش نیز خود را می‏آراست و می‏فرمود: خداوند دوست دارد که بنده‏اش هنگامی که برای دیدن برادران از خانه بیرون می‏رود، خود را آماده و آراسته نماید.
۴۲ـ فرمود: پنج چیز است که تا دم مرگ از آنها دست برنمی‏دارم: روی زمین با بردگان غذا خوردن، بر خر پالان‌دار سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن، تا آنکه پس از من سنت شود.
۴۳ـ به روایت قطب راوندی، رسول خدا(ص) بر کوچک و بزرگ سلام می‏کرد.
۴۴ـ امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به زنان سلام می‏کرد و آنان نیز پاسخ می‏گفتند و امیر مؤمنان(ع) به زنان سلام می‏کرد؛ ولی کراهت داشت که به زنان جوان سلام کند و می‏فرمود: می‏ترسم از آهنگ صدای آنان خوشم آید، آنگاه زیان این کار بیش از اجری که در نظر دارم، بر من وارد شود.
۴۵ـ علی(ع) فرمود: هرگز نشد که رسول خدا(ص) با کسی دست دهد و زودتر از او دستش را بکشد، بلکه درنگ می‏کرد تا او دستش را بیرون کشد.
و هرگز کسی با آن حضرت در کاری یا سخنی مشارکت نکرد که حضرت زودتر از او دست از کار بکشد، بلکه صبر می‏کرد تا وی دست از کار بکشد.
و نشد کسی با آن حضرت گفتگو را آغاز کند و حضرت پیش از او سکوت کند.
و هرگز دیده نشد که نزد کسی پای خود را دراز کند.
و هرگز میان دو کار مخیر نشد، مگر اینکه دشوارترین آنها را اختیار می‏فرمود.
و در ستمی که به او می‏شد، در صدد انتقام برنمی‏آمد، مگر آنکه محارم خدا هتک شود، که در این صورت به خاطر خدا خشم می‏گرفت.
و هرگز در حال تکیه‌دادن چیزی نخورد تا از دنیا رحلت فرمود.
و چیزی از آن جناب درخواست نشد که «نه» بگوید.
و هرگز حاجتمندی را رد نکرد، جز آنکه یا حاجت او را برمی‏آورد، یا او را با سخنی نرم و دلنواز خرسند می‏ساخت.
نمازش در عین تمامیت، از نماز همه مردم سبکتر، و خطبه‏اش از همه کوتاه‌تر و از بیهوده‌گویی برکنار بود.
و چون از راه می‏رسید، از بوی خوشش شناخته می‏شد.
و چون با دیگران بر سر یک سفره می‏نشست، اول کسی بود که شروع به غذا خوردن می‏کرد و آخرین کسی بود که از غذا دست می‏کشید، و هنگام غذا خوردن، از جلوی خود میل می‏فرمود، و تنها هنگام خوردن رطب و خرما دست به سوی دیگر هم می‏برد.
آشامیدنی را با سه نفس می‏آشامید، و آب را می‏مکید و یکباره سر نمی‏کشید.
دست راستش به خوردن و آشامیدن و گرفتن و دادن اختصاص داشت و جز با دست راست چیزی نمی‏گرفت و نمی‏داد، و دست چپش برای سایر اعضای بدنش بود.
در همه کارها ـ چون لباس پوشیدن، کفش پوشیدن و از مرکب پیاده شدن ـ شروع با دست یا پای راست را دوست داشت.
چون کسی را صدا می‏زد، سه بار تکرار می‏کرد؛ ولی در سخن گفتن یک بار بیشتر نمی‏گفت. و اگر اذن دخول می‏گرفت، سه بار تکرار می‏فرمود.
کلامش روشن بود و هر شنونده‏ای آن را می‏فهمید.
به هنگام سخن گفتن سفیدی دندانش برق می‏زد. و اگر او را می‏دیدی، می‏گفتی دندان‌های پیش او فاصله دارد؛ ولی فاصله نداشت.
نگاه‌کردنش کوتاه بود و به کسی خیره نمی‏شد.
با کسی سخنی را که او خوش نمی‏داشت، نمی‏گفت.
هنگام راه رفتن مانند کسی که از سراشیبی فرود می‏آید، قدم برمی‏داشت.
می‏فرمود: «بهترین شما خوشخوترین شماست.»
هیچ خوراکی را نکوهش یا ستایش نمی‏کرد.
یاران آن حضرت در حضور او کشمکش و بگومگو نمی‏کردند.
هر کس از او سخن می‏گفت، می‏گفت: هیچ کس را مانند آن جناب پیش از آن و بعد از آن ندیده و نخواهم دید.
۴۶ـ امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) نگاهش را میان یارانش تقسیم می‏کرد و به این و آن یکنواخت می‏نگریست.
آن حضرت در میان یاران هرگز پای خود را دراز نکرد.
و اگر مردی با ایشان دست می‏داد، حضرت دست او را رها نمی‏کرد تا او دست خود را عقب بکشد، و چون مردم این نکته را فهمیدند، چون با آن حضرت دست می‏دادند، فوراً دست خود را از دست حضرتش بیرون می‏کشیدند.
۴۷ـ امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) هر گاه با کسی می‏نشست، از جا برنمی‏خاست تا همنشین او از جا برخیزد.
۴۸ـ به روایت طبرسی: رسول خدا(ص) به هنگام سخن گفتن لبخند می‏زد.
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی