محمد ماکویی ـ طنزپرداز: در آزمون نقشهکشی، اندازه یک ضلع مربع را داده و از ما خواسته بودند که محیط آن را حساب کنیم.
اندازه ضلع را ضرب در ۴ کردم و پاسخ را نوشتم، اما بلافاصله از شرم خیس عرق شدم! بچه دبستانی نیستم که آقا معلم از من چنین سؤال سادهای را بپرسد، حتما چیزی هست که از آن سر در نمیآورم؛ لذا بهتر است برای حفظ آبرو، پاسخ را پاک کنم.نتیجه این شد که از میان دانشجویان، تنها کسی بودم که نتوانستهبودم به آن سؤال، پاسخ بدهم! هیچکس هم متوجه نشد که پاسخ را نخواستهام بدهم!
از این موارد برای ما ایرانیان زیاد پیش میآید و خیلی از ما در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی، اول بهدنبال سختترین جوابها میگردیم و بعد سراغی از پاسخهای آسان میگیریم.
مثلا ممکن است کامپیوتر من یا شما، در خانه یا محل کار، روشن نشود. در این صورت واقعا ممکن است آخرین کار ما، نگاه کردن به دو شاخه و پریز باشد برای فهمیدن اینکه با هم جفتوجور شدهاند یا نه!
در همین رابطه؛ یکبار در دوران نوجوانی و موقع استفاده از سرویس بهداشتی متوجه درد شدید پا شدم!فقط درد نبود که! هر دو پایم در حوالی زانو، بهشدت ملتهب و قرمز شده بودند!
با مادر رفتیم پیش پزشک.در مطب، مادرم برای کمک به تصمیمگیری بهتر آقای دکتر، اضافه کرد که یکی دو روز پیش خانه عمه جان بودهایم و ناهار باقلا خوردهایم.
دکتر خواست محل درد را ببیند و من نشانش دادم.دکتر واقعا متعجب بود و مانده بود چه بگوید که گفتم: آن یکی پایم هم هست.
محل را که نشان دادم، دکتر کمی تأمل کرد و با کمی شماتت پرسید: فوتبال بازی میکنی؟
-آری
- آفتاب سوزانده! ناحیه پایین پا را ساق پوشانده و بالا هم که شورت بوده! زور آفتاب فقط به همین قسمت رسیده است!
خاطره دیگرم درباره جوابهای پیچیده به سؤالات ساده به مأموریت اهواز باز میگردد.
یکی از کارهایی که در مأموریت بر عهده داشتیم، این بود که ارقام قرائتشده مربوط به کنتورهای آب را روی کاغذ بنویسیم و بعد آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.
همکاری به نام مهندس «نجار» داشتیم که بعد از کلی سر و کله زدن با اعداد و ارقام، نزد ما آمد و گفت متعجب است که روی خیلی از کارتها نام او را آوردهاند!درست میگفت. مانده بودیم که این همه کلمه «نجار» توی کارتهای قرائت کنتور آب برای چیست؟
در حالی که هیچکدام جواب قانعکنندهای نداشتیم، یکی از همکاران پقی زیر خنده زد و گفت: «نجار» کجا بود؟ نوشته «بخار!»
کنتور آب را بخار گرفته و مأمور قرائت نتوانسته عدد آن را بخواند و از اینرو فقط نوشته «بخار». همین!
شما چه نظری دارید؟