درپی فوت‌شدن حاج میرزا ابوالقاسم امام‌جمعه ( امام جمعه طهران در عهد محمد شاه و ناصر الدین شاه ) اتفاق‌هایی درمجلس شورای ملی رخ داد که در راپورت روز ۳۰  آذر۱۳۰۶ در جریده اطلاعات به گوشه‌هایی از آنها اشاره شده است در این راپورت آمده است :
امروز قبل از تشکیل جلسه علنی مجلس شورای ملی بین بعضی آقایان نمایندگان مذاکره  می‌شود که به مناسبت فوت آقای حاج میرزا ابوالقاسم ا مام‌جمعه جلسه تعطیل گردد که به امضاء۱۴نفر از نمایندگان واقع‌شده و چون پیشنهاددهندگان می‌بینند موافقت‌نظر حاصل نیست، از مقام ریاست اجازه تحصیل می‌کنند که برای تشیع جنازه بروند و اجازه مزبور از طرف ریاست داده می‌شود.  آقایانی که برای تشیع جنازه اجازه دریافت می‌نمایند ازجمله آقایان مدرس- آشتیانی- بهبهانی- معتمدالتّولیه- آیت‌الله اصفهانی -حاج شیخ بیات - سید اسمعیل ملایری- فومنی و چند نفر دیگر. 
عدم حضور در جلسه 
پس از زنگ جلسه علنی علاوه برآقایانی که کسب اجازه کرده بودندچند نفر دیگر نیز از حضور درجلسه خودداری داشتند که به این وسیله جلسه رسمیت پیدا نکرد و تعطیل گردید و به همین جهت قبل از تنفس عده کافی در مجلس حضور نداشت و تنفس داده شد. 
تعرض ریاست مجلس 
بعد از تنفس در موقعی که آقای رئیس از جلسه خارج می‌شدند حاج میرزا مرتضی کرمانی را که در اتاق تنفس بوده و ازحضور در جلسه خودداری کرده بودند، احضارنموده و به ایشان تعرض می‌نمایند که  تو اجازه گرفته بودی که برای تشیع جنازه بروی ، اینجا چه کار داری می‌کنی؟ تو می‌خواهی به اسم تشیع جنازه مجلس را  از اکثریت بیندازی و برای ( آبستراکسیون) محرک می‌شوی، میخواهی تو  را  بدهم حبس کنند؟
بعد به پیشخدمت امر می‌دهند مشارالیه را توقیف‌کنند. ولی بعد چون اظهار می‌دارد که من کاری نکرده ام و منظوری از بودن در مجلس  نداشته‌ام، مقام ریاست از این تنبیه که بواسطه عدم اجرای مقررات نظامنامه مجلس درباره او قائل شده بودند، اغماض می‌فرمایند. 
امام جمعه فوت شده که بود؟
میرزا  ابوالقاسم تهرانی  (میرزا ابوالقاسم دوم) درگذشته ۱۳۰۶ خورشیدی پسر بزرگ حاج سید زین‌العابدین امام‌جمعه ظهیرالاسلام و نوه دختری دوست‌علی‌خان معیرالمالک (نظام‌الدوله) و امام جمعه تهران در عصر محمدعلیشاه بود.
در سال ۱۳۰۴ قمری پدرش حاج سید زین‌العابدین امام جمعه او را به نجف برای تکمیل تحصیلات فرستاد و در آنجا مشغول به درس خواندن شد و پس از گذشت چند سال به ایران بازگشت و در سال ۱۳۲۱ قمری پس از مرگ پدرش امام جمعه تهران شد.
در آغاز ورود او از نجف و بعد از امام جمعه شدن بساط ملائی‌اش رونق بسزائی گرفت و از ملاهای با نفوذ درجه اول تهران گردید و چندی بعد در ۱۳۲۳  قمری با دختر مظفرالدین‌شاه، شکوه‌الدوله  (زن مطلقه موقرالسلطنه)، ازدواج نمود و در اطراف این ازدواج خیلی گپ‌ها زده می‌شد. چون با مشروطیت موافق نبود و در زمره مستبدین قرار داشت به مرور از وجهه و نفوذ و اعتبار او کاسته شد.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی