علیرضا حلاج
«آبها دو سوم زمین را گرفتهاند.
ماهی قرمز!
در حوض کوچک من
چه میکنی؟»
تقابل آنتاگونیستی به فضای سازشناپذیر حاصل از جبهه گیری نیروهای مخالف گفته میشود.
از تعارض منافع طبقات اجتماعی گرفته تا تفاوت هویتهای قومیتی.
از تقابلهای جنسیتی در متن هژمونی مردسالار تا تباین در مباحث پایهایتر چون انتخاب ناگزیر بین احساس یا منطق. حکم دینی یا شواهد علمی. حقیقت انتزاعی هنر یا واقعیت انضمامی
محرز.…
در شعر«مجید باریکانی»اما عشق برای اثبات حقانیت خود از علم کمک میگیرد. درهم شکستن فضای آنتاگونیستی در هر شکل آن برای مخاطب عاصی از گرفتار ماندن در این تقابلهای حل ناشدنی، لذتبخش است. چه چیزی تماشاییتر برای مخاطبی که یک عمر در دو راهی منطق و احساس گیرافتاده، تا ببیند عشق توانسته از علم برای اثبات خود کمک بگیرد؟
شما چه نظری دارید؟