درباره روزهایی که میگذرانیم
ما در این صفحه با دوستان نویسنده یا شاعر همسن و سال خودمان در گوشه و کنار ایران و حتی خارج از ایران آشنا میشویم و یاد میگیریم چطوری از راه نوشتن، به آرزوها و احساسات و خاطراتمان فکر کنیم و آنها را در قالب کلمات و جملات، زنده نگه داریم و نظرات و افکارمان را با دیگران مطرح کنیم.
این روزها که غرق کتاب و مشق و دیدار همکلاسیها و قدم زدن در کوچههای پر از برگ و رنگ هستید؛ برایمان از حال و هوایتان بنویسید. چه مدرسهای و چه درسهایی را دوست دارید؟ رابطهتان با معلمها چگونه است؟ در پاییز هزار رنگ چه کارهایی میکنید؟
«نوشتن» به شما کمک میکند محتویات ذهنتان را روی کاغذ بیاورید و محدوده احساسات و تخیلتان، عمیق و بیحد و مرز شود.
برای ما درباره هر چه دوست دارید با آب و تاب و جزئیات بنویسید و از راههای زیر بفرستید تا با هم بخوانیم.
راههای ارتباطی:
تلگرام: با شماره تلفن ۰۹۱۰۸۸۰۱۶۷۵ یا aftabmahtab۱@ ایمیل: aftabmahtab@ettelaat.com
تلفن: ۲۹۹۹۴۵۸۱
آدرس پستی: تهران- بلوار میرداماد- خیابان مصدق جنوبی (نفت جنوبی سابق)- ساختمان اطلاعات- ضمیمه آفتاب مهتاب- کدپستی ۱۵۴۹۹۵۳۱۱۱
نامه خیالی از طرف عروس هلندی به خودم
بنفشه ایزدی - همسایه دریای خزر
بنفشه مهربانم
سلام ! سلامی از دل پرهای خاکستریام. من همان پرنده کوچولوی جیغ جیغو هستم که هر روز صبح با صدایم پنجره روزت را میگشایم. امروز اما نه با آواز که با واژهها آمدهام تا از عمق دلم با تو سخن بگویم.
میدانم دوست نداری مرا در قفس ببینی. میدانم قفس من برای تو ناراحتکننده است و نمیخواهی من توی قفس باشم و آرزویت این است که پرواز کنم. این را در چشمان تو میخوانم. چشمانت رنگی از آزادی دارد. تو با نگاهت، با صدایت و با مهرت مرا از بند تنهایی رها کردهای.
وقتی کنارم هستی، وقتی با من حرف میزنی و نگاهم میکنی، لحظههایی که با من بازی میکنی، وقتی برایم آواز میخوانی یا وقتی که آرام میآیی کنار قفسم و میپرسی: پسرم خوبی؟ آن لحظه احساس میکنم آزادترین پرنده دنیا هستم.
تو فقط سرپرست من نیستی؛ دوست من هم هستی
و البته تنها کسی هستی که فقط پرهایم را ندیدهای بلکه قلبم را لمس کردهای. گاهی وقتها دلم میخواهد پرواز کنم بروم روی شاخه درخت با باد بازی کنم اما وقتی هر روز از پنجره اتاق نور به پرهایم میتابد، یادم میافتد که چقدر خوش شانس بودهام که به خانه تو آمدهام و از خطرات بیرون درامان هستم.
توی دنیایی که خیلیها فقط به ظاهر ما نگاه میکنند،
تو به قلبم نگاه کردی و این برای یک عروس هلندی یعنی همه چیز. اگر یک روز بتوانم حرف بزنم؛ اولین جملهام این است: بنفشه ممنونم که با من مثل یک دوست رفتار کردی نه یک اسباب بازی.
جیغ جیغوی تو؛ عروس هلندی.
***
بنفشه جان؛ خیلی ممنونم که نوشته پر احساس و زیبای خودت را برای ما فرستادی تا آن را بخوانیم و از دریچه نگاه تازه و متفاوتی که داری، با دنیای یک عروس هلندی که در قفس زندگی میکند، آشنا شویم.
تا به حال نامههای بسیاری از طرف آدمها برای پرندههایی که در قفس هستند، خوانده ام. برای همین نوآوری و خلاقیت تو در نوشتن نامه از زبان عروس هلندیات خیلی به دلم نشست.
اما ای کاش جیغ جیغوی مهربان در قالب همین نامه، بیشتر از شرایطی که دارد برایمان میگفت؛ این که مامان بنفشه چه کارهایی برایش انجام میدهد و غیر از احوالپرسی، چه حرفها و درد دلهایی با او در میان میگذارد یا غیر از نوازش نور آفتاب بر پرهایش، چه لذت و دلخوشی دیگری دارد که به قفس راضی شدهاست؟
اصلا با این همه محبت مامان بنفشه، یعنی اصلا از قفس بیرون نمیآید؟ روی دستها و شانههای تو نمینشیند؟ با موهایت بازی نمیکند؟ پرنده به پرواز زنده است. آزادی ولو در حد یک اتاق، حق اوست.
بیان این جزئیات، خواننده را بسیار به احساسی که بین شماست نزدیک میکند و این دلنوشته، چندین برابر تأثیرگذار میشود.
به نظرم نقطه اوج این متن، پایانبندی آن است. جایی که نوشتهای: بنفشه ممنونم که با من مثل یک دوست رفتار کردی نه یک اسباببازی.
این جمله یک درس بسیار بزرگ به ما میآموزد؛ این که حیوانات خانگی، اسباببازی نیستند. موجودات پراحساسی هستند که اگر مسئولیت نگهداری از آنها را بر عهده میگیریم باید بتوانیم شرایط زیست سالم آنان را کاملا درست فراهم کنیم و از سوی دیگر، آنان را عضوی از خانواده خود و دوست عزیز خود بدانیم و هرگز رهایشان نکنیم یا نگذاریم احساس تنهایی و کمبود محبت بکنند.
با این قلم زیبا و نگاه خلاقانهای که به اطرافت داری، بیشتر برای ما بنویس تا هم بخوانیم و هم نکات تازه بیاموزیم.
شما چه نظری دارید؟