دکتر جواد عباسی
ششم دی ماه هر سال به مناسبت سالروز رسمی شدن تغییر نام کشورمان از «پرشیا» به «ایران» (در سال ۱۳۱۳ خورشیدی) در مناسبات جهانی، مطالبی در رسانهها و فضای مجازی نشر یا بازنشر میشود.
همانطور که سعید نفیسی در مقاله مرتبط با این تصمیم اشاره کرده، خبر این تصمیم برای ایرانیان چنان عادی بود که «با کمال سادگی» با آن برخورد شد. (برای متن نوشتار نفیسی پیرامون پیشینه تاریخی این نامگذاری نگاه شود به:
(/۱۹۷۴۰۳۳/ http://www.irdiplomacy.ir/fa/news )
از نگاه تاریخی و هویّتی نیز هر گاه قرار بر نام بردن از تمامیّت سرزمینی (و نه بخشهای آن مانند خراسان یا ...) بوده است، برای قرنها از نام «ایران» و «ایرانشهر» استفاده می شده است و انبوهی از شواهد در این زمینه در متون تاریخی، جغرافیایی و ادبی وجود دارد.
با اینحال همزمانی اعلام این تغییر نام با سیاستهای باستانگرایانه رضاشاهی، آریاییگرایی هیتلری و مخالفت برخی دولتهای خارجی با پیشقراولی انگلستان (به دلیل تهدید منافع منطقهای) و نادیده گرفته شدن عادت مستشرقان (و ایرانشناسان) به استفاده از نام پرشیا (که هر کدام نیازمند راستیآزمایی و بررسی جداگانه هستند) گاه زمینهساز تشکیکهایی در مورد سود و زیان این تصمیم شده است.
اگر انبوه مطالب منتشر شده در چند دهه اخیر پیرامون موضوع «ایرانشهری» را هم به شواهد ارائه شده از سوی نفیسی بیفزاییم، در زمانهای که انواع تهدیدها کیان ایران را در معرض تهدید قرار داده است، این تردیدافکنیها افزون بر آنکه از نظر تاریخی و هویّتی موضوعیّتی ندارند، نسبتی هم با موجودیّت و تمامیّت سرزمینی ایران ندارند.

شما چه نظری دارید؟