بابک ارشادی
 

عصر نوسنگی حدود دوازده هزار سال پیش در غرب آسیا آغاز شد. گذار به یکجانشینی و کشاورزی یکی از نقاط عطف مهم در تاریخ بشریت است. 
اما نحوه گسترش این شیوه تازه حیات انسانی در عصر نوسنگی از منطقه‌ای به منطقه دیگر همچنان موضوع بحث‌های داغ میان کارشناسان باستان‌شناسی و انسان‌شناسی است. 
در تابستان ۲۰۲۵، گروهی از پژوهشگران سوئیسی و ترک مقاله‌ تازه‌ای را در این زمینه در نشریه علمی ساینس (Science) منتشر کردند. وجه مشخصه این پژوهش تازه، ترکیب نوآورانه باستان‌شناسی و دانش ژنتیک است. 
* * *
انسان به چه میزان آمادگی پذیرش سبک‌های زندگی جدید را دارد؟ این پرسش بسیار معاصر به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که می‌توانیم این سوال را درباره انسان دوران نوسنگی نیز مطرح کنیم. پرسش اصلی پژوهشگران سوئیسی و ترک از این قرار است: آیا کشاورزی از طریق مهاجرت کشتکاران اولیه از آناتولی (ترکیه امروزی) به مناطق همجوار سرایت پیدا کرد، یا جمعیت‌های شکارچی-گردآورنده ساکن این مناطق سبک زندگی کشاورزان آناتولی را اقتباس کردند؟
 نویسندگان مقاله تازه‌ای که در نشریه علمی ساینس به چاپ رسید معتقدند که بسته به شرایط زمانی و مکانی هر منطقه، رواج کشاورزی از آناتولی به مناطق همجوار به هر دو صورت رخ داده است: هم مهاجرت و هم اقتباس سبک زندگی. 
این پژوهش توسط متخصصان ژنتیک و باستان‌شناسی دانشگاه فنی خاورمیانه و دانشگاه حاجت‌تپه (آنکارا)، همچنین کارشناسان دانشگاه لوزان (سوئیس) انجام شده است. هدف گروه این بود که نشان دهند در عصر نوسنگی، تغییرات فرهنگی منحصرا محصول جابجایی جمعیت و مهاجرت نبوده، بلکه انتشار و گسترش ایده‌ها و سبک زندگی بین ساکنان مناطق همجوار نیز در این روند دخیل بوده‌اند. 
خانم دیلک توپ‌تکین، متخصص زیست‌شناسی محاسباتی۱ از دانشگاه لوزان می‌نویسد:
 «در برخی مناطق غربی آناتولی، ما شاهد نخستین نشانه‌های تحول به سوی زندگی روستایی در حدود ده هزار سال پیش هستیم. 
در عین حال، ما تداوم ژنتیکی هزاران ساله را در همین مناطق کشف کردیم. 
این بدان معناست که جمعیت‌ها مهاجرت نکرده‌اند یا چندان با یکدیگر نیامیخته‌اند، حال آنکه انتقال فرهنگی و سبک زندگی از منطقه‌ای به منطقه دیگر به طور مستمر در جریان بوده است.»

فصل گمشده در روایت عصر نوسنگی
پژوهش‌های پیشین نشان داده بودند از حدود شش هزار سال پیش، چگونه کشاورزی به تدریج جای شکار و گردآوری را در اروپا گرفته بود. این روند با مهاجرت کشتکاران آناتولی به سوی اروپا امکان‌پذیر گردید. ولی آنچه پیش از این نقطه عطف روی داده، بویژه در آناتولی، هنوز برای پژوهشگران نامشخص بود. دیلک توپ‌تکین می‌گوید: « این پژوهش به ما امکان داد تا در زمان عقب‌تر برویم و به رویدادهایی برسیم که تا کنون چیزی جز حدس و گمان در باره‌شان نداشتیم.» 
این کار با توالی‌یابی ژنوم متعلق به کالبد یک فرد نه هزار ساله در آناتولی غربی امکان‌پذیر شد که قدیمی‌ترین بقایای انسانی عصر نوسنگی است که تا به امروز در این منطقه کشف شده است. با گذاشتن این ژنوم در کنار ۲۹ ژنوم قدیمی دیگر (مجموعه مواد ژنتیکی استخراج شده از بقایای زیستی باستانی)، و مقایسه آن با داده‌های منتشر شده پیشین، پژوهشگران پیوستگی ژنتیکی شگفت‌انگیزی را طی یک دوره هفت هزار ساله در غرب آناتولی کشف کردند. 
خانم آنا-ساپفو مالاسپیناس، استاد زیست‌شناسی در دانشگاه لوزان می‌نویسد: 
«از نظر ژنتیکی، این جمعیت‌ها عمدتا بومی منطقه خود بودند، یعنی اجداد اخیرشان از جای دیگری نیامده بودند. با این حال، فرهنگ مادی و ملموس‌ این جمعیت‌ها به سرعت متحول شد: آن‌ها گذار از زندگی شکار-گردآوری به کشاورزی را زودتر انجام دادند، و ابزارها، ایده‌ها و آیین‌هایی را که از دوردست آمده بود به زودی پذیرفتند. 
این امر نشان می‌دهد که این جوامع شیوه‌ها و سبک زندگی را که حاصل انقلاب نوسنگی بود بیشتر از طریق تبادل فرهنگی پذیرفتند تا به واسطه مهاجرت یا هجوم کشتکاران به مناطق‌شان.» 
اما این تبادل فرهنگی چگونه روی داد؟ به نظر محمد سومل، کارشناس ژنتیک از دانشگاه فنی خاورمیانه (آنکارا)، پاسخ را باید در نوعی «تحرک مواد فرهنگی» جستجو کرد. سومل در توضیح این امر می‌گوید:
 «این جابجایی‌ها محدود ولی منظم و دائمی بودند، و هدف آن‌ها مبادله ، جستجوی شریک و همکار، زوج‌یابی یا امور دیگر بود. این ملاقات‌ها و تماس‌ها زمینه را برای تبادل اشیاء و ایده‌ها فراهم می‌کرد.»
به نظر محمد سومل، نشانه این جابحایی‌های محدود و منظم را می‌توان در تکه سنگ‌های اُبسیدیَن (نوعی ‌شیشه طبیعی آتشفشانی) مشاهده نمود. این تکه سنگ‌ها که برای ساخت ابزار سنگی مورد استفاده قرار می‌گرفتند در مناطق غربی آناتولی یافت شده‌اند، حال آنکه منشاء این سنگ‌ها آتشفشان‌های آناتولی مرکزی است که صدها کیلومتر دورتر واقع شده‌اند. به نظر می‌رسد که در عصر نوسنگی، مواد (و به تبع آن‌ها، ایده‌ها و شیوه‌ها) بین جمعیت‌ها در حرکت بودند. 

ایده‌ها و شیوه‌ها  از خود آدم‌ها دورتر می‌روند
برای درک بهتر این تحرک، تیم تحقیقاتی از رویکردی نوآورانه سود برد تا داده‌های دی‌ان‌ای باستانی و داده‌های باستان‌شناسی را تؤامان مورد توجه قرار دهد. 
اعضای گروه صدها مقاله علمی را بررسی کرده تا ویژگی‌های باستان‌شناسی (نظیر انواع سفال، ابزارها و بقایای معماری) را مورد ارزیابی کمّی قرار دهند.
  چیگدم آتاکومان، پژوهشگر باستان‌شناسی دانشگاه فنی خاورمیانه (آنکارا) و یکی از نویسندگان مقاله معتقد است:
 «با تخصیص مقادیر کمّی به داده‌های باستان‌شناسی، توانستیم برای نخستین بار تعداد زیادی از داده‌های مربوط به مکان‌های مختلف را به طور مستقیم و در سطح وسیع مقایسه کنیم.»
 به این ترتیب، گروه محققین هم توانست مشخص کند که چه جمعیت‌هایی از مکانی به مکان دیگر جابجا شده‌اند و هم اینکه ایده‌ها، شیوه‌های زندگی و فعالیت چگونه از جایی به جای دیگر سرایت کرده‌اند. 
نتایج به دست آمده فرضیه‌های پیشین در مورد «ضرورت» ورود یک جمعیت تازه به یک ناحیه برای ظهور ابزارها یا اشیاء جدید در آن ناحیه را زیر سوال برد. این موضوع به نحوی توضیح جمله معروفی است که معمولا بین باستان‌شناسان رد و بدل می‌شود: «سفال‌ها مساوی انسان‌ها نیستند.» 
اما کار به همینجا ختم نمی‌شود. در برخی از مناطق آناتولی داده‌های ژنتیکی مؤید جابجایی و اختلاط جمعیت‌ها در حدود هزاره هفتم پیش از میلاد هستند. در آن دوره، جمعیت‌های تازه‌ای در این مناطق مستقر شده‌اند.
 آن‌ها ژن‌ها و رفتارها و شیوه‌های تازه را با خود به همراه آورده‌اند. بویژه در ناحیه ساحلی دریای اژه، آثار موج حرکت‌های جمعیتی مشاهده می‌شود که برخی عناصر فرهنگی دیگر را وارد این ناحیه کرده که بعدها وارد اروپا نیز شد. 
به نظر پژوهشگران، این حرکت‌های مهاجرتی آثار ژنتیکی مشخصی به جای گذاشته‌اند. حرکت جمعیتی در هزاره هفتم پیش از میلاد بیانگر بخش کوچکی از جریان‌های بزرگ‌تری است که زمینه‌ای برای سرایت ایده‌ها و مواد فرهنگی از مکانی به مکان دیگر شده است. 
خانم دیلک توپ‌تکین می‌نویسد:
 «در این چشم‌انداز تازه، عصر نوسنگی فقط تحت تأثیر یک فرایند واحد نبوده، بلکه موزائیکی از تغییر و تحولات وجود داشته که هم‌زمان منجر به انتقال تجربه و سبک زندگی از طرق مختلف شده است: پذیرش و اقتباس از فرهنگ همجوار، سفرهای موقتی یا مهاجرت قطعی.
 انسان‌های عصر نوسنگی هم بخوبی خود را تطبیق می‌دادند، و هم توانایی و آمادگی تغییر سبک زندگی‌شان را داشتند. در واقع، برای تحقق این تغییر و گذار از روش زندگی شکارچی-گردآورنده به کشاورزی، رویدادهای بزرگ مهاجرتی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر نبودند.»کاربرد هم‌زمان داده‌های ژنومی و داده‌های باستان‌شناسی در سطح وسیع مشخصه اصلی این پژوهش است، و اجرای آن نمونه‌ای از گرایش روزافزون پژوهشگران به گشودن راه‌های تازه برای بررسی الگوهای پیچیده‌تر مطالعات پیشاتاریخی و انسان‌شناختی است.۲ 
پانویس:
 ۱) زیست‌شناسی محاسباتی دانشی میان‌رشته‌ای است که از علوم رایانه برای جمع‌آوری و پردازش داده‌های زیستی بهره می‌برد. زیست‌شناسی محاسباتی از امکانات رشته‌های متعددی سود می‎برد، از جمله زیست‌شناسی، ریاضیات کاربردی، آمار، بیوشیمی، شیمی، بیوفیزیک، زیست‌شناسی مولکولی، ژنتیک، ژنومیک، علوم رایانه و فرگشت (تکامل).
۲)منبع: دانشگاه لوزان (سوئیس)، ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی