سیدعطاءالله مهاجرانی

مقدمه شانزدهم:  
هنر داستان‌سرایی قرآن مجید (۱۲)    
داستان آفرینش انسان (۴)
سجده فرشتگان به آدم
یکی دیگر از وجوه متمایز قرآن مجید با کتاب مقدس و داستان‌ها و اساطیر آفرینش انسان در ادبیات جهان، سجده فرشتگان به آدم است. این موضوع از چنان اهمیت و ژرفا و زیبایی انسان‌شناسانه‌ای بهره‌ور است که به گفت و نوشت نمی‌آید. خداوند همان‌گونه که در رنگ‌آمیزی پدیده‌های هستی تا ندارد: «و مَن احسن مِن الله صِبغه»، همان‌گونه که در آفرینش آواها و نغمه‌های گوناگون در هستی از صدای پای آب و نغمه چشمه و سرود رود و آواز دریا، ‌یا گذر نسیم تا شکفتن گل و آواز برگها و صحرا و کوهستان، همگی نشانه‌هایی از دنیای موسیقایی آفرینش اوست، در جهان معانی و صورتگری معانی نیز شگفتی‌آفرین است. به آدم معرفت و راز تمامی اسامی را می‌آموزد، آنگاه به فرشتگان فرمان می‌دهد در برابر او سر به خاک نهند و سجدة تحیّت و تکریم و تعظیم به جای آورند. 
سجده فرشتگان در هفت سوره قرآن مجید با تفاوت‌هایی قابل تأمل بیان شده است. این روایت‌ها در واقع بیانگر جلوه‌های مختلف داستان است. این روایت‌ها و شناخت تفاوت‌ها و ظرافت‌های آن نیاز به درنگ و تدبر دارد. ممکن است نخست به نظر برسد که مشابه یکدیگرند؛ اما چنین نیست. در برخی سوره‌ها مانند روایت‌های اول تا سوم (در سوره‌های بقره، أعراف، حِجر) و روایت هفتم (در سورة ص)، با تفصیل بیشتری داستان سجده فرشتگان و امتناع ابلیس روایت شده است.

روایت یکم: سوره بقره
و إذ قُلنا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلَّا إبلیسَ أبَی وَاستَکبَرَ و کانَ مِنَ الکافرین: چون فرشتگان را فرمودیم: «برای آدم سجده کنید»، پس [همه‌] به سجده درافتادند، به جز ابلیس که سر باززد و کبر ورزید و از کافران شد (٣٤).

 روایت دوم: سوره اعراف
و  لَقَد خَلَقناکُم ثُمَّ صَوَّرناکُم ثُمَّ قُلنا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلَّا إبلِیسَ لَم یَکُن مِنَ السّاجِدین: در حقیقت شما را آفریدیم، سپس به صورتگری شما پرداختیم؛ آنگاه به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.» پس [همه‌] سجده کردند، جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود (١١).

 روایت سوم: سوره حجر
و إذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلائِکَۀِ إنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن صَلصالٍ مِن حَمَإٍ مَسنون: [یاد کن‌] هنگامی را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من بشری را از گِلی خشک، از گِلی سیاه و بدبو، خواهم آفرید (٢٨). فَإذَا سَوَّیتُهُ و نَفَختُ فِیهِ مِن روحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدین: پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید.» (٢٩). فَسَجَدَ المَلائِکَۀُ کُلُّهُم أجمَعون: پس فرشتگان همگی یکسره سجده کردند (٣٠). الَّا إبلِیسَ أبَی أن یَکُونَ مَعَ السّاجِدین: جز ابلیس که خودداری کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد (٣١). قالَ یا إبلِیسُ ما  لَکَ ألَّا تَکُونَ مَعَ السّاجِدین: فرمود: «ای ابلیس، تو را چه شده است که با سجده‌کنندگان نیستی؟»(٣٢) قالَ لَم أکُن لِأسجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقتَهُ مِن صَلصَالٍ مِن حَمَإٍ مَسنُون: گفت: «من آن نیستم که برای بشری که او را از گِلی خشک، از گِلی سیاه و بدبو، آفریده‌ای، سجده کنم» (٣٣).

روایت چهارم: سوره إسراء
و اذ قُلنا لِلمَلَائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلَّا إبلِیسَ قالَ أأسجُدُ لِمَن خَلَقتَ طِینا: هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»، پس [همه‌] جز ابلیس، سجده کردند. گفت: «آیا برای کسی که از گل آفریده ای، سجده کنم؟»(٦۱). قَالَ أرَأیتَکَ هَذَا الَّذِی کَرَّمتَ عَلَیَّ لَئِن أخَّرتَنِ إلَی یَومِ القِیامَۀِ لَأحتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إلَّا قَلِیلا: [سپس‌] گفت: «به من بگو: این کسی را که بر من برتری دادی، [برای چه بود]؟ اگر تا روز قیامت مهلتم دهی، قطعاً فرزندانش را  ـ جز اندکی [از آنها]ـ ریشه‌کن خواهم کرد» (٦٢). قالَ اذهَب فَمَن تَبِعَکَ مِنهُم فَإنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُکُم جَزَاءً مَوفُورا: فرمود: «برو که هر کس از آنان تو را پیروی کند، مسلماً جهنم سزایتان خواهد بود که کیفری تمام است. (٦٣) وَاستَفزِز مَنِ استَطَعتَ مِنهُم بِصَوتِکَ و أجلِب عَلَیهِم بِخَیلِکَ و رَجِلِکَ و َشَارِکهُم فِی الأموَالِ وَالأولَادِ وَ عِدهُم و مَا یَعِدُهُمُ الشَّیطانُ إلَّا غُرورا: از ایشان هر که را توانستی، با آوای خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد مشارکت کن و به ایشان وعده بده»، و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی‌دهد (٦٤). انَّ عِبَادِی لَیسَ لَکَ عَلَیهِم سُلطانٌ و کَفی بِرَبِّکَ وَکیلا:  در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطی نیست، و حمایتگری [چون‌] پروردگارت بس است» (٦٥).

روایت پنجم: سوره کهف
و إذ قُلنا لِلمَلائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلَّا إبلِیسَ کَانَ مِنَ الجِنِّ فَفَسَقَ عَن أمرِ رَبِّه: [یاد کن‌] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه‌] جز ابلیس سجده کردند، که از [گروه‌] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. أفَتَتَّخِذُونَهُ و ذُرِّیَّتَهُ أولِیَاءَ مِن دُونِی و هُم لَکُم عَدُوٌّ بِئسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا:  آیا [با این حال،] او و نسلش را به جای من دوست خود می‌گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانی برای ستمگران هستند (٥٠).

روایت ششم: سوره طه
و إذ قُلنا لِلمَلَائِکَۀِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلَّا إبلِیسَ أبی: [یاد کن‌] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.» پس، جز ابلیس که سر باز زد، [همه‌] سجده کردند (١١٦). قُلنا یا آدَمُ إنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَکَ و لِزَوجِکَ فَلَا یُخرِجَنَّکُمَا مِنَ الجَنَّۀِ فَتَشقَی: پس گفتیم: «ای آدم، در حقیقت این [ابلیس‌] برای تو و همسرت دشمنی [خطرناک‌] است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره‌بخت گردی. (١١٧). إنَّ لَکَ ألَّا تَجُوعَ فِیهَا و لَا تَعرَی: در حقیقت برای تو در آنجا این [امتیاز] است که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی(١١٨). و أنَّکَ لَا تَظمَأُ فِیهَا و لَا تَضحَی: [هم‌] اینکه در آنجا نه تشنه می‌گردی و نه آفتاب‌زده» (١١٩). فَوَسوَسَ إلَیهِ الشَّیطَانُ قالَ یَا آدَمُ هَل أدُلُّکَ عَلَی شَجَرَۀِ الخُلدِ و مُلکٍ لا یَبلَی: پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: «ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانگی و مُلکی که زایل نمی‌شود، راه بنمایم؟»(١٢٠). فَأکَلَا مِنهَا فَبَدَت لَهُمَا سَوآتُهُمَا و طَفِقَا یَخصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الجَنَّۀ: آنگاه از آن [درخت ممنوع‌] خوردند و برهنگی آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهای بهشت بر خود.و عَصَی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَی:و [این گونه‌] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت(۱۲۱).

روایت هفتم: سوره ص
إذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلَائِکَۀِ إنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِین: آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گِل خواهم آفرید. (٧١). فَإذا سَوَّیتُهُ و نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدین: پس چون او را [کاملاً] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم، سجده‌کنان برای او [به خاک‌] بیفتید.» (٧٢). فَسَجَدَ المَلَائِکَۀُ کُلُّهُم أجمَعون: پس همة فرشتگان یکسره سجده کردند (٧٣). إلَّا إبلِیسَ استَکبَرَ و کانَ مِنَ الکافِرین: مگر ابلیس [که‌] تکبر نمود و از کافران شد (٧٤). قالَ یا ابلِیسُ ما مَنَعَکَ أن تَسجُدَ لِمَا خَلَقتُ بِیَدَیَّ أستَکبَرتَ أم کُنتَ مِنَ العالِین: فرمود: «ای ابلیس، چه چیز تو را مانع شد که برای چیزی که به دستان قدرت خویش آفریدم، سجده آوری؟ آیا تکبر نمودی یا از [جمله‌] برتری‌جویانی؟»(٧٥). قالَ أنَا خَیرٌ مِنهُ خَلَقتَنِی مِن نارٍ و خَلَقتَهُ مِن طِین: گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گِل آفریده‌ای» (٧٦). قالَ فَاخرُج مِنها فَإنَّکَ رَجِیم: فرمود: «پس، از آن [مقام‌] بیرون شو، که تو رانده‌ای (٧٧). و إنَّ عَلَیکَ لَعنَتِی إلَی یَومِ الدِّین: تا روز جزا لعنت من بر تو باد» (٧٨). قالَ رَبِّ فَأنظِرنِی إلَی یَومِ یُبعَثون: گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده» (٧٩). قالَ فَإنَّکَ مِنَ المُنظَرِین: فرمود: «قطعاً تو از مهلت‌یافتگانی(٨٠). الَی یَومِ الوَقتِ المَعلُوم: تا روز معین معلوم» (٨١). قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغوِیَنَّهُم أجمَعِین: [شیطان‌] گفت: «پس به عزّتت سوگند که همگی را جداً از راه به در می‌برم(٨٢)، إلَّا عِبادَکَ مِنهُمُ المُخلَصِین: مگر آن بندگان پاکدل تو را» (٨٣).

تحلیل
این روایت‌های هفتگانة آفرینش آدم، سجده فرشتگان، امتناع ابلیس از سجده حاوی نکات بسیار لطیف و دقیقی است که بدون توجه به آن نکات، نمی‌توان منظومه آیات آفرینش آدم را شناخت. برای اینکه بررسی و تأمل در این باره روشنایی بیشتری داشته باشد. نکات را با صورت‌بندی پرسش و پاسخ مطرح می‌کنم.
پرسش یکم: در روایت‌های هفتگانه از امتناع و سرپیچی ابلیس سخن گفته شده است. در سه روایت دوم، چهارم و ششم هر دو واژه «ابلیس» و «شیطان» ذکر شده است. چه تفاوتی این دو واژه با هم دارند؟
پاسخ: 
الف) برای معنای «ابلیس» دو روایت وجود دارد. این واژه عربی و از ریشة ابلس به معنای سرگردانی و نومیدی است. مصدر تلبیس از همین ریشه است؛ چنان‌که ابن‌جوزی کتابی با عنوان «تلبیس ابلیس» دارد. چون ابلیس از پیشگاه خدا رانده (رَجیم) شد، ابلیس خوانده شد.
 این واژه در قرآن مجید یازده بار مطرح شده که نُه موردش در همین روایت‌های هفتگانه درباره امتناع او از سجده به  آدم آمده است. جمع ابلیس (ابالسه) در قرآن به کار نرفته؛ اما به صورت ساختار فعلی «یُبلِسون» و اسم فاعل «مُبلِسون» استفاده شده است: «و یَومَ تَقُومُ السَّاعَۀُ یُبلِسُ المُجرِمون: روزی که قیامت برپا شود، گناهکاران نومید می‌گردند» (الروم، ١٢)؛ «لَا یُفَتَّرُ عَنهُم و هُم فِیهِ مُبلِسون: [عذاب‌] از آنان تخفیف نمی‌یابد و آنها در آنجا نومیدند» (الزخرف، ٧٥).
در برخی روایات واژه «ابالسه» دیده می‌شود. ابن الرومی (۲۲۱ ـ ۲۸۳ق) در قصیده‌ای این واژه را به کار برده است:
جذل حکاکٍ فی الأمور المائسه
ذی‌شهب ترمی بها الأبالسه
ب) ابلیس در فرمان سجده به آدم، در برابر خداوند قرار می‌گیرد و از فرمان او سرپیچی می‌کند. از واژه «امر» برای سجده به  آدم استفاده شده است.
ج) جمع شیطان که «شیاطین» می شود، در قرآن آمده است: «شیاطینَ الجنّ و الإنس» (الانعام، ۱۱۲) . شیوه شیاطین اغوا و وسوسه‌گری و آراستن گناهان و ناراستی‌ها برای انسان‌ است. در برابر آدم و انسان قرار می‌گیرد. نمونه‌ها و نشانه‌هایی در بین مردمان و جن دارد. شیاطین در واقع لشکر و پیروان و دستیاران ابلیس اند تا انسان‌ها را به بیراهه و گمراهی بکشانند.
د) در سه روایت از روایت‌های هفتگانه  (روایت دوم، چهارم و ششم)، هر دو واژه ابلیس و شیطان ذکر شده است. توجه کنیم که ابلیس در برابر نافرمانی سجده به  آدم، و شیطان در مورد فریب آدم (و به شکل کلی انسان) مطرح شده است.
پرسش دوم: چرا خداوند به فرشتگان فرمان داد تا به آدم سجده کنند؟
پاسخ:
الف) خداوند از روح خویش در آدم دمیده بود.
ب) به آدم تمامی اسامی را آموخته بود. آدم نه تنها اسامی، بلکه راز نامها را نیز می‌دانست. به گفته مولانا جلال‌الدین بلخی:
چشم  آدم  چون   به   نور  پاک  دید
جان و  سـرّ  نامها  گشتـش  پـدید
چون مَلَک انوار حق در وی بیافت
در سجود افتاد و در خدمت شتافت
ج) آدم به عنوان خلیفۀ‌الله انتخاب شده بود. به قول علامه طباطبایی، فرشتگان تنها مظهر یک اسم خداوند هستند و آدم مظهر جامع اسامی خداست.
د) خداوند می‌خواست برتری آدم را به فرشتگان نشان دهد؛ چه، انسان موقعیت و منزلتی فراتر از فرشتگان دارد. باز به گفته جلال‌الدین بلخی:
وز مَلَک هم بایدم جَستن ز جو
کل شئ  هالک، الا وجـهه
انسان که روح الهی در او دمیده شده است، «وجه الهی» می‌یابد و از مقام فرشتگان فراتر می‌رود.
و) حافظ که در نگاه و کلامش در فهم قرآن مجید، میناگر است، تفاوت فرشتگان و آدم را در «عشق» می‌داند:
در ازل، پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه‌ای کرد رُخَت، دید مَلَک عشق نداشت
عینِ آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
(غزل ۱۵۲)
فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
(غزل ۲۶۶)
در برخی تفسیرها از دلیل سجده فرشتگان به آدم، افزون بر معرفت و عشق و خلیفۀ‌اللهیِ آدم، از نور نیز سخن گفته‌اند. آدم در حقیقت نماد معرفت الهی و شناخت تمامی اسماء و عشق و خداگونگی و نور است.
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی