یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۴
نظرات: ۶
۰
-
مصطفی داننده

گرانی برای مردم یک واقعیت روزمره است اما برای بسیاری از مسئولان، صرفا عددی در گزارش‌ها.

مصطفی داننده - اطلاعات‌آنلاین| آقای رئیس‌جمهور، وزرا، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولان اجرایی و تقنینی کشور! این یادداشت نه از سر هیجان نوشته شده و نه با نیت تخریب. پرسشی است ساده، بنیادین و در عین حال سرنوشت‌ساز؛ پرسشی که اگر صادقانه به آن پاسخ داده شود، بسیاری از سیاست‌ها، تصمیم‌ها و حتی اولویت‌های حکمرانی نیازمند بازنگری جدی خواهد بود:

آیا شما می‌توانید با درآمد یک کارگر یا کارمند عادی، در شرایط فعلی اقتصاد ایران و با این سطح از تورم و گرانی، زندگی کنید؟

منظور از «زندگی» نه رفاه است و نه تجمل. سخن از تأمین حداقل‌های معیشت است؛ اجاره یک خانه معمولی، هزینه خوراک روزانه، درمان، آموزش، رفت‌وآمد و اندکی امنیت روانی برای فردا. همان چیزی که قانون اساسی از آن به عنوان «زندگی شرافتمندانه» یاد می‌کند و بارها در سخنرانی‌های رسمی بر آن تأکید شده است.

حداقل دستمزدی که هر سال با چانه‌زنی‌های طولانی تصویب می‌شود، در عمل حتی پاسخ‌گوی هزینه‌های پایه نیست. آمارهای رسمی، نه گزارش‌های رسانه‌ای منتقد نشان می‌دهد که فاصله میان دستمزد و سبد معیشت، سال به سال عمیق‌تر شده است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، افزایش بی‌وقفه قیمت مسکن و خدمات درمانی، و نااطمینانی نسبت به آینده، شرایطی را رقم زده که بخش بزرگی از جامعه نه در حال «زندگی»، بلکه در حال «دوام آوردن» است. سوال اینجاست: تصمیم‌گیرانی که خود هرگز با چنین شرایطی مواجه نیستند، چگونه می‌توانند برای آن نسخه بپیچند؟

گرانی برای مردم یک واقعیت روزمره است؛ برای بسیاری از مسئولان، صرفا عددی در گزارش‌ها. تورم برای خانواده‌ها به معنای حذف گوشت، میوه، سفر، آموزش باکیفیت و حتی درمان است؛ اما در سطح تصمیم‌سازی، اغلب به یک نمودار یا درصد خلاصه می‌شود.

وقتی از مردم خواسته می‌شود «صبر کنند»، باید پرسید این صبر قرار است با چه پشتوانه‌ای انجام شود؟ با حقوقی که پیش از نیمه ماه به پایان می‌رسد؟ با اجاره‌بهایی که هر سال جهشی غیرقابل پیش‌بینی دارد؟ یا با نظام حمایتی‌ای که خود مسئولان نیز به ناکارآمدی آن اذعان دارند؟

مسئله اصلی ناآگاهی نیست. بسیاری از شما تحصیل‌کرده اقتصاد، مدیریت یا حقوق هستید. مسئله، فاصله است؛ فاصله میان اتاق‌های تصمیم‌گیری و واقعیت زندگی مردم. فاصله‌ای که باعث می‌شود سیاست‌ها روی کاغذ منطقی به نظر برسند، اما در زندگی واقعی به بن‌بست برسند.

اگر حتی برای مدت کوتاهی مثلا یک ماه مسئولی مجبور می‌شد با حقوق یک کارگر یا کارمند زندگی کند، احتمالا نگاه او به بسیاری از مفاهیم تغییر می‌کرد. آن‌گاه درمی‌یافت که مشکل، ناترازی عمیق میان درآمد و هزینه است. مسئله، انتخاب میان نیازها نیست، بلکه حذف ناگزیر ضروری‌ترین‌هاست.

این یادداشت دعوت به تقابل نیست؛ دعوت به بازاندیشی است. اگر سیاست‌گذاری اقتصادی از تجربه زیسته اکثریت جامعه فاصله بگیرد، نتیجه آن بی‌اعتمادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و گسترش شکاف دولت–ملت خواهد بود. شکافی که ترمیم آن بسیار پرهزینه‌تر از اصلاح به‌موقع سیاست‌هاست.

پرسش ابتدایی همچنان باقی است و پاسخی روشن می‌طلبد: آیا شما، با شرایط یک کارمند یا کارگر معمولی، می‌توانید زندگی کنید؟ اگر پاسخ منفی است، زمان آن رسیده که این «نه» در تصمیم‌ها، بودجه‌ها و اولویت‌ها نیز دیده شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 6
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 2
  • بیگی IR ۱۸:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
    اگر به مسئولان و نمایندگان حقوق و مزایای نجومی و همچنین سهمیه یا بن کالا و ارزاق رایگان اختصاص ندهند و آنها هم برای خرید دست در جیب کنند خواهند دید که چه ویرانه ای به جای اقتصاد درست کرده اند.
  • محمد IR ۱۸:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
    نظر نویسنده متین است کسی که دم از علی می زند باید همانند علی ساده زیست باشد. تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی انقلاب اسلامی زمانی به این روزگار افتاد که گروهی خود را اصلاح طلب نامید و فربگرا شد و گروهی نیز اصولگرا شدند و خوابیدند و هی چوب به لای چرخ یک دیگر گذاشتند تا جایی که قطار انقلاب بایستد لعنت برکسانی که قرآن را فراموش کردند و اتحاد ایرانی را هدف گرفتند
  • زجر دیده IR ۲۰:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
    مگر برای غارتگران بی مسئولیت تحقیر و نداری اکثریت ملت ارزشی دارد؟اگر اهمیت داشت سعی نمی کردند برای زالو زاده های خود از منابع و ثروت ایران رفاه و آسایش بی حد و حصر فراهم کنند.کاش در کنار غارت منابع ایران کمی تخصص و سواد و مسئولیت پذیری هم داشتند.این هم نیز بگذرد.اما از عدل خدا گریزی نیست.بدانند که تاوان ظلم بر ملت را خدا از آنها خواهد گرفت
  • حاجی IR ۲۱:۵۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
    حقوق مسئولین باید با کارگر یکی بشود بعد ببینیم کسی حاضر می شود مسئول یا وزیر یا نماینده بشود یا خیر. هر کس مایل باشد قطعا برای خدمت واقعی خواهد بود نه برای پول
  • عباس IR ۲۳:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
    مگه مهمه واسشون وضعیت کارگر وکارمند ومعلم وپرستار وبازنشسته ؟!؟؟؟؟؟؟؟
  • abbas IR ۰۸:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
    یک ماه نمیتونن دوام بیارن البته که خوداشون در نازونعمت وارامش فکر وروحی روانی کیف می کنن؟؟؟؟؟؟؟

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی