رحمتالله ضیایی ارزگانی
بخش دوم و پایانی
در بخش نخست که روز سه شنبه هفته پیش به چاپ رسید، آمد که امام خمینی(ره) مسئله مهدویت را تنها یک موضوع تاریخی یا سیاسی نمیدانست، بلکه وجود حضرت مهدی(عج) و ظهور ایشان را کاملکنندة مقصد انبیا در اجرای عدالت در تمام عالم و در مراتب انسانیت میشمرد و این باور انحرافی را نقد میکرد که می گوید امام زمان(ع) با وجود ظلم و فساد در جامعه ظهور میکند و لازم است با ترویج این امور، زمینه را برای ظهور آماده کرد! اینک ادامه سخن.
انتظار فرج
در اندیشه امام خمینی(ره)، تفسیر انتظار با روح و حقیقت اسلام سازگار است؛ زیرا انتظار ظهور باید به گونهای مطرح شود که روحیه تحرک و پویایی در جهت تکامل معنوی، احیای معارف و دستورهای آسمانی و نشر حقایق دینی و زمینه عمل به آموزههای مذهبی را در میان افراد جامعه بیشتر ایجاد کند و مردم را به سوی زندگیِ همراه با معنویت پیش ببرد.
امام هر گونه برداشت از مفهوم انتظار را که موجب تخدیر و فریب مردم شود، سخت نقد و نکوهش کرده است.
از نظر امام، برداشتهای نادرستی از «انتظار فرج» صورت گرفته است؛ همانند اینکه برخی، صِرف عمل به تکلیف خود و امر به معروف و نهی از منکر و دعا برای انتظار فرج و بیتوجهی به مسائل مهم امت اسلامی را انتظار فرج میدانند؛ و برخی معتقدند ترک امر به معروف و نهی از منکر به منظور اینکه عالم از گناه پر شود و موجب تسریع فرج شود، وظیفه منتظر است و برخی بالاتر از این، دامنزدن به گناهان را با هدف پرشدن عالم از ظلم و جور که سبب میشود حضرت ظهور کند، تکلیف میدانند؛ و عدهای دیگر معتقدند در زمان غیبت، تشکیل هر حکومتی، برخلاف اسلام و باطل و خلاف انتظار فرج است و این امر باید به دست حضرت مهدی(ع) صورت بگیرد.
ایشان ریشه این تفکرات را «برداشت غلط از برخی روایات» میداند که تشکیل هر حکومتی را پیش از ظهور، در تضاد با انتظار فرج دانستهاند. به اعتقاد امام، از آنجا که اجرای احکام دین پس از رسول اکرم(ص) و تا ابد ضروری است، تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرایی به ضرورت شرع و عقل، لازم است.
ایشان معتقد است اظهار اینکه در دوران غیبت، تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، انکار ضرورت اجرای احکام اسلامی و جامعیت احکام و جاودانگی دین اسلام است و این گونه نیست که پس از غیبت صغری، همه چیز رها شده باشد و در طول این مدت اجرای احکام و دفاع از مرزها و تمامیت ارضی وطن اسلامی بر زمین بماند؛ بنابراین تشکیل حکومت به منظور اجرای احکام، امری ضروری است و تشکیل ندادن حکومت، به معنای هرج و مرج در جامعه و تعطیل شدن حدود و اجرا نشدن احکام کیفری اسلام است.
امام به واسطه همین دیدگاه درباره انتظار فرج، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انتظار منفعلانه و بیتوجه بودن به مسائل پیش از ظهور در میان انجمن حجتیه را کجروی دانست و آن را نکوهش کرد. ایشان معتقد بود کسانی که افزایش گناه و معصیت را زمینه ظهور امام زمان(ع) میدانند، یا حتی مردم را دعوت به گناه میکنند تا دنیا پر از جور و ظلم شود و آن حضرت ظهور کند، عدهای منحرف و سادهلوحاند.
به اعتقاد ایشان مبارزه با ظلم و جور و فساد، تکلیف شرعی برای همه انسانهاست که در هیچ دورانی قابل اسقاط نیست، بلکه ترک امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، خلاف قرآن است.
ایشان نفی تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت را که افرادی جاهل آن را ترویج میکنند، سیاست قدرتهای استعماری میدانست که قصد دارند ثروتهای کشورهای اسلامی را به غارت ببرند و خود، حکومت این کشورها را به دست بگیرند.
ایشان روایتی که داشتن سلاح در حال انتظار را برای مؤمن از امور مستحب شمرده، به معنای آماده بودن شخص منتظر و مقابله با ظلم و جور میدانست و معتقد بود: این از شاخههای امر به معروف و نهی از منکر است.
ویژگیهای منتظران
در روایات ویژگیهایی برای منتظران در دوران غیبت بیان شده است، ازجمله:
۱ـ معرفت به امام زمان(ع)؛
۲ـ آمادگی، پویایی و تلاش برای جهاد و شهادت؛
۳ـ پایداری در محبت اهل بیت(ع)؛
۴ـ تخلّق به کرامتهای اخلاقی و ترک تعلق به مظاهر دنیای مذموم؛
۵ـ دستگیری از ضعیفان و فقیران؛
۶ـ صبر بر سختیهای دوران غیبت؛
۷ـ دعا برای فرج.
امام(ره) نیز در سخنان خود به برخی وظایف منتظران اشاره کرده است؛ مانند خدامحوری در همه امور و ناظر دانستن حق تعالی در همه احوال و تخلف نکردن از دستورهای اسلام، زمینهسازی برای ظهور و مبارزه با ظلم، برقراری حکومت اسلامی و تقویت وحدت و پرهیز از تفرقه.
ایشان همچنین بر ایجاد آمادگی و انتظار حقیقی و زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) در عصر غیبت که با عمل به تکلیف و مبارزه با فساد و بیعدالتیها حاصل میشود، تأکید کرده است و وظیفة فعلی و شرعی منتظران را اظهار ناخرسندی از وضع موجود و رژیمهای سیاسی مستبد زمان و لزوم اجرای احکام اسلامی به دست مسلمانان میداند و این مبارزه را نه تنها وظیفه مردم ایران، بلکه تکلیف تمام مسلمانان جهان میشمارد.
امام همچنین یکی از وظایف منتظران را تشکیل حکومت در زمان غیبت میداند و معتقد است اجرای احکام اسلامی و تشکیل حکومت در صورتی که شخص خاصی از ناحیه خداوند تعیین نشده باشد، به دست نایبان عام امام زمان(ع) و فقیه جامع الشرایطی که دارای عدالت و علم به احکام و قوانین اسلامی است، صورت میگیرد.
ایشان در این زمینه افزون بر دلیل عقلی بر ولایت فقیه جامع شرایط، به روایاتی نیز استدلال میکند.
از این روی، ایشان وظیفه ایمانی عالمان مسلمان را فراهمسازی مقدمات ظهور آن حضرت با استقرار حکومتی دینی و وظیفه منتظران را نوعی وظیفه اصلاحگرایانه میشمارد و انقلاب اسلامی ایران را سرآغازی در گسترش این اعتقاد و جرقهای الهی و انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم معرفی کرده است.
ایشان زندگی مسالمتآمیز همراه با صلح، برادری و برابری، اعتنانکردن به وسوسة فتنهانگیزان و اتحاد مسلمانان را از دیگر وظایف منتظران حقیقی امام زمان(عج) میشمارد.
آثار اعتقاد به مهدویت
در روایات، امید به آیندة روشن و تلاش و پویایی، اصلاح نفس و اخلاق و شکوفاسازی اندیشهها، از آثار و نتایج اعتقاد به اندیشه مهدویت شمرده شده است.
اندیشمندان اسلامی بر این باورند که اعتقاد به مهدی موعود(ع) که زنده و حاضر است، نشاطانگیز، محرّک و امیدبخش است و همین امید است که در محیط ظلم و ستم، معتقدان به آن را پایدار و ثابت نگه میدارد و علت بقا و حیات اسلام همین عقیده است که از روح امامت و پیروزی از آن نشئت میگیرد.
همچنین این اعتقاد یک رابطه روحی و ارتباط درونی میان افراد و امام(ع) ایجاد میکند که سبب میشود افراد، قدرت بیشتری در برابر مصیبتها و محرومیتها داشته باشند؛ زیرا امام(عج) را در این دردها شریک خود میبینند. امام خمینی نیز آثاری برای اعتقاد به مهدویت ذکر کرده است، از جمله:
ـ تحرک و پویایی در جامعه؛
ـ فراهم کردن مقدمات ظهور؛
ـ تسلیم نبودن در برابر قدرتهای استکباری؛
ـ باور به یاری آن حضرت به ضعیفان و بازماندگان؛
ـ پناه بردن به امام عصر(ع) در هنگام سختیها و دشواریها؛
ـ رعایت محضر امام مهدی(ع) و مواظبت در اعمال، با توجه به علم ایشان به اعمال شیعیان و عرضهشدن اعمال آنان در هر هفته به ایشان.
مخالفت با امام مهدی (ع) در عصر ظهور
در بعضی از روایات به مخالفت و جنگ عدهای با حضرت ولی عصر(ع) اشاره شده است. امام می گوید ندای حضرت حجت(ع) در عدالت و مبارزه با ظلم در عصر ظهور، با مخالفت عده ای روبرو خواهد شد؛ زیرا منافع مستکبران و ظالمان به خطر میافتد. ایشان خطر عالمانی را گوشزد میکند که از ستمگران پشتیبانی و حتی به تکفیر آن حضرت اقدام میکنند! ایشان منشأ این مخالفتها را حب نفس میداند که خود منشأ حبّ دنیا، حب مقام و حب جاه است.
در حقیقت کسی که اسیر هواهای نفسانی و شهوات خویش باشد، در برابر اهل دنیا خضوع میکند و این سبب میشود که عالمان ریاستطلب و زراندوز به مخالفت با عدالت مهدوی میپردازند.
شبهات مهدویت
در بحث از مهدویت شبهاتی مطرح شده که در چند محور قرار میگیرد، از جمله:
۱. طول عمر امام مهدی(ع): برخی از مخالفان گمان کردهاند عادتاً ممکن نیست شخصی طول عمری اینچنینی داشته باشد و ضعف و سستی نیز در او راه پیدا نکند. عالمانی همچون شیخصدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، شیخ طبرسی، علامه مجلسی و فیض کاشانی به این مسئله پرداخته و از راههای مختلفی به بعیدشمردن آن، پاسخ دادهاند، ازجمله:
ـ امکان این امر و قدرت الهی بر انجام آن؛
ـ تجربه تاریخی در این امر و افرادی که دارای عمر طولانی بودهاند، مانند حضرت نوح(ع) و خضر(ع)؛
ـ اخباری که بر طول عمر آن حضرت و نزول حضرت مسیح(ع) نقل شده است.
امام(ره) طول عمر حضرت حجت(ع) را به قدرت اراده الهی میداند که در شخصی که چنین قابلیت و استعدادی برای اجرای عدالت تام و کامل در جهان دارد، محقق شده است.
ایشان با این تحلیل که هیچیک از افراد بشر نتوانستهاند عدالت را به طور کامل پیاده کنند یا موفق به این امر مهم نشدهاند، معتقد است اگر امام مهدی(ع) مثل دیگر اولیای الهی عمر کوتاهی میداشت، کسی نبود که عدالت را به معنای تام و کامل اجرا کند؛ بنابراین آن حضرت (ع) امامی است که برای چنین امر مهمی ذخیره شده است.
۲. بیتحرکی و خمودگی در جامعه: برخی اعتقاد به مهدویت را سبب رکود جامعه و سکون آن در برابر ظلم ظالمان میدانند؛ تفکری که ریشه در افکار یهودیت و مسیحیت دارد و برگرفته از آنهاست؛ زیرا افراد جامعه مبارزه با ظلم را سبب تأخیر ظهور میدانند؛ با این گمان که بنا بر روایات، زمان ظهور هنگامی است که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. این گمان سبب میشود مردم با امید به ظهور کسی که ظلم و ستم را برطرف میکند، خود اقدامی نکنند.
امام خمینی با رد این اشکال، تأکید میکند این امید و انتظار، به همراه فراهمآوردن زمینه و مقدمات ظهور و آمادگی خود و جامعه برای ظهور است و دیدگاه واقعی اسلام که مطابق آموزههای رسول مکرم اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) است، مسلمانان را به مخالفت با فساد و ظلم در جامعه دعوت میکند.
۳. ناکامی قیامهای پیش از ظهور: برخی با استناد به روایاتی که هر قیامی را پیش از ظهور باطل میشمارد، بر این باورند که هر قیام و حکومتی پیش از ظهور آن حضرت، محکوم به شکست و باطل است و چنین قیامهایی سبب ریختن خون افراد بیگناه میشود. به نظر امام خمینی، باطل دانستن هر حکومتی در زمان غیبت، نتیجه گمان عدهای است که فریفته ظاهر روایاتی شدهاند که هر پرچمی را پیش از ظهور حضرت حجت(ع) باطل میدانند؛ در حالی که مراد از این روایات این است که هر قیامی که با عنوان مهدویت و با اسم مهدی(ع) برپا شود، باطل است؛ اما این به معنای تشکیل ندادن حکومت اسلامی در زمان غیبت نیست، بلکه کوتاهی و سستی در آن خلاف قرآن است و اگر چنین روایاتی نیز باشد، خلاف ضرورت اسلام و قرآناند و لازمه اش این است که در زمان غیبت، تکلیف مسلمانان در رفع فساد و نهی از منکر ساقط شده باشد و باید چنین روایاتی را کنار گذاشت.
نشانههای ظهور
بنا بر بعضی از روایات، نشانههای متعددی پیش از ظهور امامعصر(ع) واقع خواهد شد، ازجمله قیام پرچمهای سیاهی از ناحیه شرق، خروج سفیانی، دجّال و ندای آسمانی در ماه مبارک رمضان.
امام خمینی بدون پرداختن به این دست از نشانههای ظهور، یکی از نشانهها را تقویت ایمان افراد میداند و بر آن است انقلاب اسلامی ایران که تحولی بزرگ در جامعه ایجاد کرد و قلبها را به سوی عالم غیب و لقاءالله برد، یکی از نشانههای ظهور امام زمان(ع) است.
ایشان صدور انقلاب اسلامی را که در حقیقت اسلام راستین و بیان احکام محمدی(ص) است، هموارکردن راه برای ظهور امام مهدی(ع) به شمار آورده اند که خاتمهدهندة ظلم جهانخواران و نابودی مستکبران و برپاکننده حکومت مستضعفان است.
مهدویت و انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران با الهام گرفتن از آموزههای شیعی و باور به مهدویت، ایجاد شد و امام(ره) نیز با اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام دین و اعتقاد به آموزههای پویای مهدویت و انتظار که همان سکوتنکردن در مقابل فساد و ظلم در جامعه و مبارزه با مظاهر ظلم و جور است، رهبری انقلاب را به دست گرفت و رژیم استبدادی پهلوی را ساقط کرد و انقلاب را به ثمر نشاند.
ایشان در طول انقلاب نیز با گروههایی مانند انجمن حجتیه که به نام گسترش مهدویت، به مقابله با انقلاب اسلامی میپرداختند و هر گونه مبارزه با رژیم طاغوت را نادرست میدانستند و سبب تأخیر ظهور میشمردند،مقابله میکرد و خطر این تفکرات را برای مردم گوشزد میکرد.
امام با تأکید بر نقش امدادهای غیبی و عنایتهای امامعصر(ع) در پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران را متعلق به بقیۀاللهالاعظم(ع) میخواند و بقای آن را به دعاهای خاص آن حضرت میدانست.
ایشان انقلاب اسلامی ایران را زمینهساز ظهور مهدی موعود(ع) و تشکیل حکومت عدل جهانی میشمرد و معتقد بود باید با اجرای احکام اسلامی در عصر غیبت، زمینه را برای ظهور فراهم آورد.
ایشان در طول دوران مبارزه خود و تشکیل حکومت اسلامی، هدف خود را از میان بردن استبداد داخلی محدود نکرد و معتقد بود باید این نگرش و حرکت و انقلاب، به کشورهای دیگر نیز راه یابد.
*دانشنامه امام خمینی (ره) ج۹
شما چه نظری دارید؟