محمدکریم کریمی گزافرودی - دبیر بازنشسته شهرستان بهشهر (مازندران): پدیدهها و مخلوقات الهی نه در عالم پایین، بل در عرش و افلاک آنقدر فراوانی دارند که در وصف و ستایش و شمارش درنمیآیند و هرکدام منشأ فوایدی برای زمین و زمینیان هستند. در ابر، بارشهای متنوع است که به کل موجودات حیات میبخشد. در باد، جابجایی هوا و فرحناکی و تلطیف زمین و زمان ست! جذر و مدّ آبها و جریان رودها و دریاها از وجود ماه است و هرچه میخوریم و میبینیم، از سبزی و سرسبزی و میوه و خوراک مختلف، از اثر تابش آفتاب عالمتاب داریم.
با وجود این همه پیشرفت و ترقی بشر در علم و صنعت و فناوری، اما هنوز بهدرستی و کمال به درک آسمان و آنچه در اوست، نرسیده و بر بیشمار کرات دیگر پا نگذاشته. پروردگار عالم در قرآن، تمامی دادهها و نعمتهای خود را برای ما بازگو میکند و احسان خود را برمیشمارد و میفرماید: همه موجودات عالم را مسخّر و فرمانبردار کردم تا بتوانید از هر حیث خوب زندگی کنید. به قول سعدی شیرینسخن در دیباچه گلستان: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری».
غفلت خوردن، همان اسراف و زیادهروی در قبال نعمتهای خدا و انکار و ناشکری اوست که در جای جای کلام خود بدان اشاره میکند: من به وسیله آب همه چیز را زنده و احیا کردم! پس شما را چه شده که نعمت مرا تکذیب میکنید و شکرگزار نیستید؟!زیادهروی ما در مصرف آب و برداشت آن، بهویژه از سوی دولتمردان و در طول تاریخ، همین کملطفی و بیمهری به این مایه حیات و بهغفلتخوردن بودهاست.
تا حدی که رفتار حاج میرزا آقاسی، صدر اعظم دوران محمدشاه قاجار در زمینه هدر دادن منابع مالی از جمله هزینههای بی فایده او برای کشیدن آب نهر کرج به تهران، ضربالمثل شدهاست. «میرزا آقاسی از سیاست و مملکتداری سررشته نداشت. یک روز به تنهایی برای سرکشی به برخی امور از قصر خارج شد. در مسیر راه خود به قناتی رفت که خودش دستور حفر آن را داده بود. آنجا از چاهکن پرسید: این قنات به آب رسیده است؟ کارگر از همهجا بیخبر هم که صدراعظم را نشناخته بود، صادقانه پاسخ داد: آب کجا بود؟ این حاج میرزا آقاسی بیخود و بیجهت ما را اینجا معطل کردهاست. داریم برای کبوترهای خدا لانه میسازیم. حاجی لبخندی زد و خودش را معرفی کرد و گفت: بنده خدا! این کار اگر برای من آب ندارد، برای تو که نان دارد!» و سالهاست که بسیاری از پروژههای عمرانی و سدسازیهای نابجا و حفر انواع چاههای عمیق و کشت انواع محصولات آببر در زمینهای خشک، برای همین نانی که داشتهاند، اجرا شده و خشکسالیها و بیآبیهای امروز را در دل این سرزمین نشاندهاند.
حال چه باید کرد؟ این غفلتخوردن چطور جبران میشود؟ آیا با گروکشی از مردم و تهدید به این که آب منازل را قطع میکنیم، سفرههای زیرزمینی آبدار میشوند؟ یا وقت آن است که قناتها را احیا کنیم و شیوه کشت و کشاورزی اصلاح شود و با بهینهسازی همه مصارف از خانگی تا کشاورزی و صنعتی، آب را ذخیره کنیم و همه پروژههای غیر کارشناسی تعطیل و حتی تخریب شوند؟
آیا زمان آن نرسیدهاست که دست به دامن دانش و امکانات لازم شویم تا بتوانیم ذخیره اندک بارشهای الهی را حفظ کنیم و در مجاری درست بهکار گیریم؟به مصداق آیه شریفه حق که «بهوسیله آب، همه چیز زنده و پایدار میماند»؛ باید قدر این مایه حیات را بدانیم و قطره قطره آن را حفظ کنیم تا زندگی جماد و نبات و حیوان و انسان را در جغرافیای این کشور، به خطر نیندازیم.

شما چه نظری دارید؟