سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۸
نظرات: ۰
۱
-
جنگ آمریکا و اسرائیل و آزمون بزرگ بازار رمزارزها در ایران

حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازار جهانی رمزارزها را وارد یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های خود کرد؛ مهم‌ترین داده این دوره، خروج بیش از ۱۰٫۳ میلیون دلار رمزارز از صرافی‌های ایرانی در روزهای نخست حمله بود.

جنگ ناشی از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران از اسفند سال گذشته تا کنون و در مدتی بیش از یک‌ماه، تنها به میدان‌های نظامی، انرژی و تجارت محدود نماند؛ بلکه به سرعت به بازارهای مالی جهانی، نظام ارزی بین‌المللی و اکوسیستم رمزارزها نیز سرایت کرد. در این میان، بازار کریپتو یکی از مهم‌ترین آزمایشگاه‌های رفتاری این بحران بود؛ بازاری که از یک سو تحت فشار ریسک‌گریزی جهانی، رشد دلار و جهش قیمت نفت قرار گرفت و از سوی دیگر، در اقتصادهای درگیر تنش و محدودیت، نقش عملیاتی و کاربردی‌تری به‌عنوان ابزار انتقال ارزش و حفظ دسترسی به دارایی پیدا کرد.

در نگاه نخست، ممکن است انتظار بر این باشد که با بروز جنگی در این ابعاد، رمزارزها به‌ویژه بیت‌کوین به‌عنوان «طلای دیجیتال» با هجوم تقاضا روبه‌رو شوند؛ اما داده‌های معتبر بین‌المللی نشان می‌دهد واقعیت بازار بسیار پیچیده‌تر از این روایت ساده است. در این دوره، بیت‌کوین و اتریوم رفتاری دوگانه و متناقض از خود نشان دادند: در سطح جهانی، تا حد زیادی با منطق دارایی‌های ریسکی و حساس به نرخ بهره و دلار معامله شدند؛ اما در سطح ایران و پیرامون آن، کارکردی نزدیک‌تر به دارایی قابل‌حمل، ابزار خروج سرمایه یا پوشش ریسک زیرساختی پیدا کردند.

شوک ژئوپلیتیک و آغاز فاز ریسک‌گریزی در بازارهای جهانی

از زمان آغاز حملات در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازارهای جهانی وارد فاز آشکار ریسک‌گریزی شدند. گزارش‌های رویترز در طول ماه مارس نشان می‌دهد که جنگ ایران به سرعت موجب صعود قابل توجه قیمت نفت، تشدید نگرانی از رکود تورمی، تقویت دلار آمریکا و افت هم‌زمان بخشی از دارایی‌های ریسکی شد.

در پایان ماه مارس، رویترز گزارش داد که دلار آمریکا بزرگ‌ترین رشد ماهانه خود از ژوئیه ۲۰۲۵ را ثبت کرد و عملا به اصلی‌ترین پناهگاه سرمایه در جنگ ایران بدل شد. در همان حال، قیمت نفت خام برنت در برخی مقاطع به محدوده بیش از ۱۱۴ دلار نزدیک شد و در گزارش‌های ۳۰ و ۳۱ مارس رویترز، از افزایش حدود ۵۰ درصدی ماهانه برنت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شوک‌های بازار یاد شد. این وضعیت، نه‌تنها بر بازار ارز و سهام، بلکه بر ارزش‌گذاری دارایی‌های دیجیتال نیز اثر مستقیم گذاشت؛ چراکه با رشد نفت، انتظارات تورمی بالا رفت، احتمال تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه افزایش یافت و جذابیت دارایی‌های پرنوسان کاهش پیدا کرد.

در واقع، از منظر اقتصاد کلان، بازار رمزارزها در این بازه با سه فشار هم‌زمان مواجه شد؛ اول افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیک و رشد تقاضا برای نقدشوندگی، دوم تقویت دلار به‌عنوان مهم‌ترین پناهگاه سنتی سرمایه و سومین فشار بازتعریف انتظارات نرخ بهره در سایه جهش نفت و افزایش ریسک تورمی. همین سه عامل باعث شد که برخلاف انتظار بخشی از فعالان بازار، رمزارزها در فاز نخست جنگ نتوانند به‌طور کامل جایگاه پناهگاه امن را تصاحب کنند.

نخستین سیگنال مهم؛ خروج کم‌سابقه رمزارز از صرافی‌های ایرانی

یکی از مهم‌ترین داده‌های مستند این دوره، گزارش اختصاصی رویترز در ۳ مارس ۲۰۲۶ است که بر مبنای داده‌های دو شرکت معتبر تحلیل بلاک‌چین، Chainalysis و Elliptic، از خروج سریع و معنادار رمزارز از صرافی‌های ایرانی در ساعات و روزهای نخست پس از حمله خبر داد. بر اساس این گزارش در یک ساعت نخست پس از حملات، بیش از ۲میلیون دلار رمزارز از صرافی‌های ایرانی خارج شد؛ داده‌های Elliptic نشان داد که در یک مقطع، خروج ساعتی از نوبیتکس به ۲٫۸۹ میلیون دلار رسید؛ این سطح از خروج، نسبت به اوج خروج ساعتی روز قبل، حدود هشت برابر بیشتر بود؛ در مجموع، طبق داده‌های Chainalysis تا روز دوشنبه بیش از ۱۰٫۳ میلیون دلار رمزارز از صرافی‌های ایرانی خارج شده بود.

این داده چه می‌گوید؟

برای یک تحلیل‌گر حرفه‌ای، این ارقام صرفا نشانه «هراس بازار» نیست؛ بلکه از چند واقعیت مهم پرده برمی‌دارد؛ اول آن‌که موجب افزایش ریسک نگهداری در پلتفرم‌های داخلی است به این معنا که در شرایط جنگی، سرمایه‌گذار بیش از آن‌که به «قیمت» فکر کند، به «دسترسی» می‌اندیشد. اگر خطر اختلال اینترنت، حمله سایبری، محدودیت دسترسی، فشار نظارتی یا توقف خدمات صرافی داخلی افزایش یابد، طبیعی است که بخشی از کاربران دارایی خود را به کیف‌پول‌های شخصی (Self-Custody) یا پلتفرم‌های خارج از حوزه ریسک محلی منتقل کنند. دوم رمزارز به‌عنوان ابزار انتقال ارزش، نه صرفا دارایی سرمایه‌گذاری کارکرد داشتند و افزایش خروج از صرافی‌های ایرانی الزاما به‌معنای خرید بیت‌کوین برای رشد قیمت نیست. در بسیاری از موارد، این رفتار بیشتر نشانه جابه‌جایی ریسک و انتقال دارایی از محیط پرریسک داخلی به بسترهای با دسترسی بیشتر است. به بیان دیگر، رمزارز در این فاز، کارکردی نزدیک به «ارز قابل حمل» پیدا می‌کند و واکنش به تهدید زیرساختی از دیگر واقعیت‌های رمزارز بود چرا که در روز نخست جنگ، رویترز در گزارشی جداگانه از حملات سایبری به اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌های ایرانی و همچنین افت معنادار اتصال اینترنت در ایران خبر داد. همین موضوع به‌تنهایی می‌تواند توضیح دهد چرا بخشی از دارندگان رمزارز، برای کاهش ریسک از دست دادن دسترسی، به سرعت اقدام به انتقال دارایی کردند.

بیت‌کوین و اتریوم در جنگ ایران؛ چرا پناهگاه مطلق نشدند؟

رفتار قیمت بیت‌کوین و اتریوم در این بازه، یکی از مهم‌ترین یافته‌های تحلیلی این گزارش است. داده‌های منتشرشده در گزارش‌های رویترز نشان می‌دهد که در روزهای نخست تشدید تنش، بیت‌کوین و اتریوم با فشار فروش و کاهش قیمت مواجه شدند؛ موضوعی که با منطق کلاسیک «دارایی امن» سازگار نیست. رویترز در ۶ مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که در بحبوحه افزایش تقاضای پناهگاه برای دلار، بیت‌کوین به حدود ۷۰٬۴۸۲ دلار رسید و در آن روز حدود ۰٫۹۳ درصد افت داشت؛ اتریوم نیز به حدود ۲٬۰۶۸ دلار کاهش یافت و حدود ۰٫۵۷ درصد افت روزانه را ثبت کرد. اما این تمام ماجرا نبود.

در ۱۸ مارس ۲۰۲۶ رویترز در گزارش دیگری نوشت که بیت‌کوین از زمان آغاز حملات در ۲۸ فوریه تا آن تاریخ، اندکی رشد کرده و به حدود ۷۳٬۹۴۹ دلار رسیده، هرچند همچنان حدود ۱۵ درصد پایین‌تر از سطح ابتدای سال ۲۰۲۶ قرار داشت. این نکته بسیار مهم است: بازار، بیت‌کوین را در این بحران نه کاملا به‌عنوان پناهگاه، بلکه به‌عنوان دارایی‌ای با رفتار ترکیبی و دوگانه قیمت‌گذاری کرد. در تحلیل توضیح این رفتار می‌توان گفت بیت‌کوین در این دوره، هم‌زمان تحت تأثیر دو نیروی متضاد بود اول نیروی منفی: دارایی ریسکی و حساس به لیکوییدیتی و دوم نیروی مثبت: دارایی بدون مرز و بدون ریسک حاکمیتی مستقیم به این معنا که در نیروی منفی در سطح کلان جهانی، بیت‌کوین همچنان به جریان نقدینگی، دلار، بازده اوراق و انتظارات نرخ بهره وابسته است. وقتی دلار قوی می‌شود و بازار احتمال کاهش نرخ بهره را عقب می‌برد، دارایی‌های با نوسان بالا و بدون جریان نقدی ثابت -از جمله رمزارزها- معمولا تحت فشار قرار می‌گیرند و در نیروی مثبت برای بخشی از بازیگران -به‌ویژه در اقتصادهای در معرض تنش، تحریم یا محدودیت انتقال سرمایه- بیت‌کوین همچنان ابزار انتقال ارزش فرامرزی و دارایی مستقل از زیرساخت بانکی داخلی محسوب می‌شود. همین دوگانگی، باعث شد که بازار کریپتو در جنگ ایران نه فروبپاشد و نه جهش کلاسیکِ پناهگاه امن را تجربه کند.

دلارِ جنگی، نفتِ صعودی و فشار ساختاری بر بازار کریپتو

برای درک دقیق‌تر رفتار بازار رمزارزها در این دوره، باید نقش دو متغیر کلان را به‌طور ویژه برجسته کرد: دلار آمریکا و نفت خام. دلار؛ برنده اصلی فاز نخست جنگ. گزارش‌های رویترز در ۲۷، ۳۰ و ۳۱ مارس به‌صراحت تاکید می‌کند که دلار آمریکا، مهم‌ترین برنده مالی جنگ ایران بود. علت روشن است زیرا آمریکا در این فضا صادرکننده انرژی تلقی می‌شود؛ سرمایه‌گذاران در شرایط نااطمینانی به سمت نقد و دلار حرکت می‌کنند و رشد قیمت نفت، فشار تورمی را بالا می‌برد و احتمال سیاست پولی سخت‌تر را تقویت می‌کند. در ادامه باید گفت نفت؛ شوک تورمی علیه رمزارز ایجاد کرد و وقتی قیمت نفت به‌دلیل بحران تنگه هرمز و اختلال در عرضه، جهش می‌کند، بازارها معمولا دو نتیجه می‌گیرند: اول تورم پایدارتر خواهد شد؛ دوم بانک‌های مرکزی کمتر به سمت کاهش نرخ بهره می‌روند یا حتی احتمال افزایش نرخ تقویت می‌شود. این موضوع برای بازار رمزارزها مهم است، زیرا ارزش‌گذاری این دارایی‌ها تا حد زیادی تابع هزینه سرمایه و نرخ تنزیل است. هرچه چشم‌انداز پولی سخت‌تر شود، فشار بر دارایی‌های پرریسک و رشد-محور بیشتر می‌شود. به همین دلیل، جنگ ایران از مسیر نفت  → تورم → دلار → سیاست پولی، فشار غیرمستقیم اما قدرتمندی بر کریپتو وارد کرد.

چرا بازار رمزارزها با وجود جنگ فرو نریخت؟

با وجود آن‌که جنگ ایران، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶ را رقم زد، بازار کریپتو تا پایان مارس دچار فروپاشی سیستماتیک نشد. این موضوع، از منظر حرفه‌ای، چند علت مهم دارد: اول آن‌که جنگ، هنوز به بحران مالی فراگیر تبدیل نشد، تا پایان بازه مورد بررسی، بازارها هرچند نگران رکود تورمی بودند، اما هنوز جنگ را در سطح یک بحران مالی تمام‌عیار مشابه ۲۰۰۸ یا شوک ساختاری بازارهای اعتباری قیمت‌گذاری نکرده بودند. بنابراین، فشار فروش وجود داشت، اما «تسلیم کامل» شکل نگرفت. دوم اکوسیستم منطقه‌ای کریپتو پابرجا ماند؛ رویترز در ۱۸ مارس گزارش داد که با وجود جنگ، اکوسیستم رمزارزی امارات -به‌ویژه دوبی و ابوظبی- اختلال ساختاری جدی تجربه نکرده است. فعالان صنعت اعلام کردند که به‌دلیل ماهیت غیرمتمرکز، ابری و دورکار بسیاری از خدمات کریپتویی، فعالیت‌ها با حداقل اختلال ادامه یافته است. این نکته مهم است، زیرا امارات در سال‌های اخیر به یکی از هاب‌های اصلی نقدینگی و شرکت‌های رمزارزی منطقه تبدیل شده است. سوم آن‌که اختلال در فضای کسب‌وکار بود، نه فروپاشی زیرساخت، در عین حال، نشانه‌های آسیب به sentiment و فضای کسب‌وکار نیز دیده شد. رویترز در ۱۳ مارس گزارش داد که رویداد بزرگ TOKEN2049 Dubai که قرار بود در اواخر آوریل ۲۰۲۶ برگزار شود، به‌دلیل نااطمینانی منطقه‌ای به آوریل ۲۰۲۷ موکول شد. این رویداد سالانه معمولا حدود ۱۵ هزار شرکت‌کننده را جذب می‌کند. تعویق آن نشان می‌دهد جنگ بر اعتماد، سفر و لجستیک بازار کریپتو اثر گذاشت، اما به معنای فروپاشی ساختار بازار نبود.

رمزارز به‌مثابه ابزار تاب‌آوری در اقتصاد جنگی

با توجه به ساختار تحریمی اقتصاد ایران و محدودیت‌های بانکی بین‌المللی، رمزارز در ادبیات اقتصادی رسمی ایران، سال‌هاست به‌عنوان یکی از ابزارهای بالقوه جابه‌جایی ارزش شناخته می‌شود. داده‌های رویترز درباره خروج سریع دارایی از صرافی‌های ایرانی، این روایت را در بستر جنگ تقویت می‌کند: رمزارز برای بخشی از کاربران، بیش از آن‌که ابزار سفته‌بازی باشد، مسیر حفظ دسترسی به دارایی در شرایط بحران است. با توجه به هم‌زمانی حملات نظامی با حملات سایبری و افت اتصال اینترنت در ایران، می‌توان گفت که در چارچوب تحلیل رسمی کشور، رمزارز و زیرساخت‌های دیجیتال، بخشی از میدان جنگ اقتصادی و امنیتی تلقی می‌شوند. در چنین فضایی، موضوعاتی مانند خودامانی، امنیت کیف‌پول، تاب‌آوری صرافی‌ها و حفظ دسترسی کاربران اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. رفتار بیت‌کوین در این بازه نشان داد که در بحران‌های ژئوپلیتیک شدید، این دارایی هنوز به‌طور جدی به نقدینگی جهانی، دلار و انتظارات نرخ بهره وابسته است. به همین دلیل، در فاز نخست، بیش از آن‌که شبیه طلا رفتار کند، به دارایی ریسکی با کارکرد پناهگاهی محدود شباهت داشت.

خروج بیش از ۱۰٫۳ میلیون دلار از صرافی‌های ایرانی در روزهای نخست جنگ، نشانه‌ای روشن است از این‌که رمزارز برای بخشی از کاربران ایرانی، ابزار حفظ دسترسی، انتقال ارزش و پوشش ریسک محلی بوده است. این مهم‌ترین یافته اختصاصی این دوره است.

افزایش شدید قیمت نفت، تقویت دلار و بالا رفتن ریسک تورمی، در عمل از مسیر افزایش هزینه سرمایه و سخت‌تر شدن انتظارات سیاست پولی به بازار رمزارزها فشار وارد کردند. از این منظر، جنگ ایران یک شوک کلاسیک ژئوپلیتیک با اثرگذاری مالی چندمرحله‌ای بود. با وجود تشدید جنگ، لغو برخی رویدادهای منطقه‌ای، اختلال در فضای کسب‌وکار و فشارهای کلان، بازار رمزارزها تا پایان مارس تاب‌آوری ساختاری از خود نشان داد. این موضوع، نسبت به بحران‌های گذشته، نشانه‌ای از بلوغ بیشتر بازار است؛ هرچند همچنان وابستگی آن به متغیرهای کلان و ژئوپلیتیک بالا باقی مانده است.

بررسی مجموعه داده‌ها، گزارش‌های رسمی و تحلیل‌های معتبر منتشرشده در بازه ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که جنگ ناشی از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بازار جهانی رمزارزها را وارد مرحله‌ای تازه از نوسان، بازتعریف کارکرد و تغییر رژیم رفتاری کرد. در سطح جهانی، بیت‌کوین و اتریوم تحت فشار دلارِ قوی، جهش کم‌سابقه نفت و افزایش نگرانی از تداوم سیاست پولی سخت‌گیرانه قرار گرفتند و نتوانستند به‌طور کامل نقش پناهگاه امن را بر عهده بگیرند. در مقابل، در سطح ایران، رمزارزها برای بخشی از کاربران و بازیگران بازار، به ابزار حفظ دسترسی به دارایی، انتقال ارزش و کاهش ریسک محلی تبدیل شدند؛ موضوعی که در خروج بیش از ۱۰٫۳ میلیون دلار از صرافی‌های ایرانی در روزهای نخست جنگ به‌روشنی قابل مشاهده است.

برآیند نهایی این دوره آن است که بازار کریپتو در جنگ ایران، نه برنده مطلق بود و نه بازنده مطلق؛ بلکه در نقطه تلاقی سه نیرو قرار گرفت: ژئوپلیتیک، نقدینگی جهانی و نیاز عملیاتی به دارایی‌های بدون مرز. از این رو، اگرچه جنگ ایران نتوانست بیت‌کوین را به‌طور کامل به «طلای دیجیتال» بدل کند، اما بار دیگر نشان داد که در اقتصادهای تحت فشار، رمزارزها می‌توانند از سطح یک دارایی صرفا سفته‌بازانه عبور کرده و به ابزار تاب‌آوری مالی در شرایط بحران تبدیل شوند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی