محمد محمودهاشمی
۱۲ فروردین ۱۴۰۵ مقارن با روز جمهوری اسلامی منزل شخصی دکتر کمال خرازی هدف حمله ناجوانمردانه هواپیماهای امریکایی – صهیونیستی قرار گرفت. بیش از یک ماه از یورش غیرقانونی استکبار جهانی و صهیونیستهای جنایتکار به میهن عزیزمان گذشته بود. در طول این مدت، دشمنان با وجود تمام سبوعیتی که در حملات نظامی از خود نشان داده بودند و از نوزاد تا سالمندان این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده بودند، اما ایستادگی سلحشورانه نظامیان و ملت ایران ترامپ و نتانیاهو را چنان بر سر خشم آورده بود که به ترور شخصیتی علمی و دیپلماتی برجسته چون شهید دکتر خرازی روی آوردند. در نتیجه این عملیات تروریستی همسر دکتر خرازی بلافاصله شهید شد و دکتر خرازی در اثر شدت جراحات پس از چند روز در ۲۰ فروردین به شهادت رسید.
آنچه که کینه جنایتکاران ناجوانمرد را علیه شهید خرازی برانگیخته بود، شخصیت معتدل و مستحکم این دیپلمات کارکشته ایران بود که با درک بسیار بالا از شرایط منطقهای و بینالمللی نقشی اساسی در ارائه راهبردهای مؤثر در سیاست خارجی ایران داشت.
شهید دکتر خرازی با بیش از ده سال مدیریت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و مسئولیت ستاد تبلیغات جنگ در طول دفاع مقدس که با گسترش دفاتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در سراسر جهان همراه شد،از تاثیرگذارترین شخصیت های عرصه رسانه در تاریخ انقلاب اسلامی است. همچنین سالها فعالیت دکتر خرازی در نمایندگی ایران در سازمان ملل در دولت شادروان آیت الله هاشمی رفسنجانی، هشت سال تصدی مقام وزارت امور خارجه در دولت حجت الاسلام و المسلمین خاتمی و سپس ریاست شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران، دکتر خرازی را به یکی از کارکشتهترین متخصصان سیاست خارجی ایران بدل کرده بود.
دکتر خرازی کولهباری از تجربه مدیریت در عرصه دیپلماسی داشت. سالها مذاکره و رایزنی با برجستهترین شخصیتهای سیاسی جهان و اشراف ایشان بر مسأله مذاکرات هستهای از ابتدای شکل گیری این مذاکرات باعث شده بود تا این شهید بزرگوار در تعیین راهبردهای سیاست خارجی ایران یکی از محوری ترین شخصیتهای تأثیرگذار شود. از همین روی بود که چنین شخصیت علمی و کارکشتهای هدف حمله کینهتوزانه دشمنان ایران قرار گرفت.
دکتر خرازی در آثار مختلفی که از خود به یادگار گذاشته است، اوج اشراف خود را بر سیاست خارجی ایران نشان داده است. از آن جمله میتوان به سخنرانی این شهید بزرگوار در ۴ بهمن ۱۳۷۸ در دهمین همایش بین المللی خلیج فارساشاره کرد. ایشان در فرازی از این سخنرانی که با عنوان «خلیج فارس به سوی قرن بیست و یکم» ایراد شد، چنین ژرف اندیشانه به مسائل مهمی اشاره کرد که ۲۶ سال بعد منطقه را درگیر کرد:
« از نظر سیاسی – امنیتی، حیاتی بودن امنیت در این آبراه حیاتی به ویژه برای کشورهای ساحلی غیرقابل انکار است. خرید امنیت از طریق انباشت تسلیحات و یا اتکاء به قدرتهای خارجی دو سیاستی است که سابقه دیرینه ای در منطقه خلیج فارس دارد. اما تجربه نشان میدهدکه هیچ یک از این دو سیاست نتوانسته امنیت کشورهای منطقه را تأمین نماید. انباشت تسلیحات به مسابقه تسلیحاتی منجر شده و با تحمیل هزینههای سنگین بر اقتصاد منطقه و کمک به بی ثباتی اقتصادی و سیاسی، عملا امنیت زدایی خود را به اثبات رسانده است. خرید امنیت با تکیه بر قدرتهای خارجی نیز عملا به افزایش حضور و نفوذ این کشورها و دامن زدن به اختلافات منطقهای منجر شده است.»
شهید خرازی با بیانی شیوا به خوبی برای سران کشورهای منطقهای تبیین کرد که تکیه به دیوار ایالات متحده و خرید تسلیحات مختلف از این کشور نمیتواند ضامن امنیت آنها در منطقه باشد. میلیاردها دلار پولی که کشورهای جنوب خلیج فارس برای خرید اسلحه از آمریکا هزینه کردند، جیب شرکتهای تسلیحاتی امریکا را پر کرد و پایگاههای نظامی امریکا در این کشورها تنها ضامن سلطه امریکا بر منابع نفت و گاز آنها بود، نه عنصری امنیت آفرین برای کشورهای ثروتمند این منطقه.
جنگ رمضان به خوبی درستی سخنان شهید دکتر خرازی را بر سیاستمداران آشکار کرد و نشان داد که تسلیحات انباشته شده امریکایی دردی از این کشورها دوا نکرد و پایگاههای نظامی امریکا نیز بلای جان آنها شد.
این شهید بزرگوار در قسمت دیگری از سخنان خود در آن همایش راه حل صحیح دستیابی منطقه به آرامش و پیشرفت را ارائه کرد:
« در این خصوص، جمهوری اسلامی ایران معتقد است که امنیت منطقهای تنها از طریق نهادینه سازی فرایند تنش زدایی و اعتمادسازی و تقویت فرهنگ گفتگو و مفاهمه و با حضور کلیه کشورهای خلیج فارس امکان پذیر است. تنها از این طریق است که می توان مانع از بروز هرگونه اختلاف جدی در آینده شد. زیرا هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوان آن را با درایت و حسن نیت حل و فصل نمود.»
زمینه های مشترک فرهنگی، مذهبی و تاریخی میان ایران و کشورهای منطق جنوب خلیج فارس از نگاه شهید دکتر خرازی آنچنان زیاد بود که میتوانست بستری از دوستی مستمر و همکاری مشترک را میان ایران و برادران عرب منطقه فراهم آورد. همین نگرش صحیح و اصولی شهید دکتر خرازی بود که میتوانست نوای صلح و برادری را در خلیج فارس و در خاورمیانه به روندی فراگیر و مداوم بدل کند.
بزرگترین دشمن تنش زدایی ایران با کشورهای منطقه و جهان دو گروه بوده و هستند. اولین گروه سیاستمدارانی هستند که در ایالات متحده به جنگ افروزی معروف شدهاند. آنها که با حمایت سازمانها و شرکتهایی به قدرت رسیدهاند که از وقوع جنگ در دنیا سود اقتصادی میبرند با بیان شعارها و نظریههای جنگ طلبانه سعی میکنند تا به آرزوی حامیانشان جامه عمل بپوشانند، حتی اگر اجرای این سیاستها به قیمت جان هزاران انسان بی گناه در دنیا و حتی ایالات متحده تمام شود. از نظر آنها هیچ اشکالی وجود ندارد که صدها میلیارد دلار پول مالیات دهندگان امریکا صرف جنگ در دنیا شود، بدون آنکه مردم این کشور منافعی داشته باشند، چراکه حامیاناین سیاستمداران که برای بالا رفتن آنها از نردبان سیاست در امریکا پول هزینه کرده اند از ایجاد این جنگها سود سرشاری میبرند. از نظر آنها وجود دشمنی فرضی میتواند ضامن سود سرشار اقتصادی باشد.
دومین گروه مخالف تنش زدایی ایران با منطقه و جهان، رژیم صهیونیستی و حامیان آن در غرب هستند. موجودیت اسرائیل با منطقهای گرفتار در تنش، دشمنی و جنگ تضمین میشود. سرتاسر خاورمیانه را کشورهای اسلامی تشکیل میدهند. در قلب دنیای اسلام پادگانی از سوی امپریالیسم به وجود آمده که نام آن را اسرائیل گذاشتهاند. اگر فضای دوستی و برادری در میان کشورهای منطقه حاکم شود، وجود پادگانی با ایدئولوژی صهیونیستی با مخاطرات مهلکی روبرو خواهد شد. از همین روی هم باید میان کشورهای منطقه تنش وجود داشته باشد و هم در درون این کشورها اختلافات قومی و مذهبی شعله ور گردد تا فضا برای زیست و تداوم حیات پادگان صهیونیستی فراهم شود.
شهید دکتر خرازی با در دست گرفتن پرچم صلح و برادری دولت و ملت ایران با کشورهای مسلمان منطقه و تأکید بر تنش زدایی با کشورهای منطقه خاری در چشم رژیم صهیونیستی و به خصوص نخست وزیر آن؛ نتانیاهو؛ بود. در زمانی که مجامع بین المللی و اکثریت کشورهای جهان نتانیاهو را یک جنایتکار جنگی میدانند که دستش به خون هزاران انسان غیرنظامی بی گناه آلوده است و مرتکب نسل کشی شده است، شخصیت فرهیخته و کاردانی چون شهید دکتر خرازی از نظر نخست وزیر اسرائیل یکی از بزرگترین دشمنان او به حساب میآمد. زیرا آنچه اسرائیل با جنایت و کشتار بی گناهان رشته میکرد، شخصیتی چون شهید دکتر خرازی با ارائه راهبردهای صحیح و تنشزا پنبه میکرد و راه بر جنایتهای رژیم کودک کش نتانیاهو می بست.
از همین روی بود که دو گروه جنگ افروزان امریکا و جنایتکاران صهیونیست به ترور شخصیتی علمی و دیپلمات در ایران روی آوردند و چهره ننگین خود را در مجامع بین المللی آلوده تر کردند؛ غافل از اینکه نهالی که روزگاری شخصیتهایی چون شهید دکتر خرازی در سیاست خارجی ایران کاشتهاند، اکنون درختی تناور و بالنده شده و صدها شخصیت علمی و دیپلمات چون این شهید بزرگوار در میهن پرشکوهمان راه او را ادامه خواهند داد.
شما چه نظری دارید؟