یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
نظرات: ۰
۰
-
[ابراهیم عمران] گوگل و سنجش باسوادی

در مدتی که گوگل فیلتر بود نکته‌ای بسیار مورد توجه قرار گرفته و آن هم میزان وابستگی شدید کاربران به آن است. تا جایی که این وابستگی پهلو به «بی‌سوادی» زده است‌.

در مدتی که گوگل فیلتر بود نکته‌ای بسیار مورد توجه قرار گرفته است و آن هم میزان وابستگی شدید کاربران به آن است. تا جایی که این وابستگی پهلو به «بی‌سوادی» زده است‌. طی سال‌های اخیر و به مدد دسترسی آنی و سریع به هر داده اطلاعاتی در بستر گوگل؛ میل به کسب دانش و آگاهی کاهش زیادی داشته است، تا جایی که برای هر امر ریز و کوچکی نیز حاضر نیستیم به داده‌های ذهنی خودمان رجوع کنیم یا اگر کتاب مرتبط در دسترس باشد بدان نگاهی بیندازیم.

هر چند نمی‌توان منکر فواید گوگل شد؛ چرا که داده‌های زیادی در آن قابل دسترسی است و در این دنیای پر از آگاهی؛ اگر دانسته‌هایمان اندک باشد، به حتم کمیت مان لنگ است. آنچه اما در این میان محل نظر است میزان ناآگاهی‌مان در مواقع اضطرار است و بس. اگر بر فرض مثال گوگل و اینترنت جهانی به هر دلیلی تا مدتها در دسترس نباشد؛ چه در چنته داریم برای گفتن و نوشتن واحیانا تحلیل و تفسیر؟ جالب آنجاست که این وابستگی غیر متعارف در میان قشر تحصیل کرده نمود بیشتری دارد. آن هم قشری که طی دو دهه اخیر بر مسند امور آموزشی و دانشگاهی سیطره دارند.

طرفه آنکه بر سبیل اتفاق و در نگاهی به کلاس‌های آنلاینی که معلمان و اساتید برگزار می‌کنند؛ می‌توان درصد بالایی از این وابستگی به گوگل را مشاهده کرد و تازه در می‌یابیم معلمان و اساتید قدیم‌مان چه اندازه دانش و سواد لازم را دارا بودند و در بزنگاه‌های حساس از ذهن و آگاهی قبلی خود استفاده می‌کردند. مهارتی که از خواندن زیاد نشأت گرفته بود. به حتم خوانندگان فهیم کتاب‌های زنده یاد «باستانی پاریزی» را خوانده‌اند و یا دست کم ایشان را با نثر ساده و منحصر به فردشان می‌شناسند که در همین روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد.

آن مرحوم، پاورقی کتاب‌هایش از خود متن اصلی کتاب آگاهی بخش‌تر بود. چرا که اطلاعات و شعرهایی که ذیل نوشته اصلی‌شان می‌آوردند؛ نشان از احاطه کامل ایشان به متون کهن و جدید داخلی و خارجی داشت. تا جایی که برخی به جد و شوخی می‌گفتند اشعار و توضیحات ایشان؛ خود کتاب مجزایی برای نشر است. حال مقایسه شود این همه دانش با وضعیت تعلیم و تربیت نسل امروزین که اگر گوگل نباشد؛ کار می‌لنگد!

هر چند باز هم تأکید می‌شود منظور این نوشته آن نیست که بستر اینترنت نباشد برای کمک و مدد رسانی به دانش افزایی؛ بلکه مراد و مقصود آن است که میزان وابستگی شدید جامعه اعم از با سوادان و کم سوادان بدان تا اندازه‌ای نباشد که برای درست نوشتن واژه‌ای و یا برای بیان تصحیح کلمه‌ای در چشم بهم زدنی بدان رجوع کنیم و اگر این بستر مهیا نباشد؛ لام تا کام سکوت پیشه کنیم! نبود گوگل در این زمانه ضرورت است. ولی مفری هم نمی‌تواند باشد که کم دانشی مان را کتمان کند. و ما را به تلنگر وادار نکند که به خود آییم و تورقی در کتابها داشته باشیم و یا فیلمی ببینیم و موسیقی‌ای بشنویم تا داشته‌های ذهنی مان تقویت شود.

راستی آخرین باری که در پی یافتن معنای واژه‌ای بودیم و سری به لغت نامه زدیم چه زمانی بود؟! آخرین باری که واقعه و رویداد تاریخی را برای نمونه آوردن در ذهن داشتیم چه بازه‌ای بود؟ و اینکه آخرین دفعه‌ای که کتابی خریدیم تا دانشی غیر از داشته‌های گوگل به ما هدیه دهد؛ چه تاریخی بود؟ گوگل همه این مسائل را در کسری از ثانیه برایمان حل کرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی