گسترش معاملات اسکناس، علاوه بر ابهام در ریشهها، پیامدهای قابلتوجهی نیز به همراه دارد که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
یکی از مهمترین این پیامدها، ایجاد زمینه برای رانت در دسترسی به اسکناسهای درشت است. در شرایطی که این اسکناسها با قیمتی بالاتر از ارزش اسمی معامله میشوند، دسترسی به آنها میتواند به یک فرصت سودآور تبدیل شود. این موضوع بهویژه در مورد افرادی که به منابع رسمی توزیع اسکناس دسترسی دارند - مانند برخی کارکنان شبکه بانکی - اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در چنین شرایطی، حتی دسترسی به تعداد محدودی ایرانچک میتواند سود قابلتوجهی ایجاد کند. این مسئله، خطر بروز فساد و سوءاستفاده را افزایش میدهد و میتواند اعتماد به نظام بانکی را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بخشی از اسکناسهای در حال معامله، بهصورت بستههای نو و با سریالهای مرتب عرضه میشوند. این موضوع، پرسشهایی درباره نحوه توزیع این اسکناسها و احتمال وجود مسیرهای غیررسمی در شبکه توزیع ایجاد کرده است.
اما پیامدها به اینجا ختم نمیشود. ورود مردم عادی به این بازار نیز با ریسکهای جدی همراه است. در بسیاری از این معاملات، تبادل پول از طریق حسابهای بانکی انجام میشود. در صورتی که یکی از طرفین معامله درگیر فعالیتهای غیرقانونی باشد، این موضوع میتواند برای طرف مقابل نیز تبعات حقوقی ایجاد کند.
علاوه بر این، گردش پول در کانالهای غیرشفاف، بهطور کلی به گسترش اقتصاد زیرزمینی منجر میشود. وقتی مبادلات خارج از سیستم رسمی انجام میشود، امکان رصد و کنترل آن کاهش مییابد. این مسئله، زمینه را برای رشد فعالیتهای غیرقانونی فراهم میکند و میتواند به تضعیف ساختار اقتصادی منجر شود.
در سطح کلان، ادامه این روند میتواند سیاستهای پولی را نیز با چالش مواجه کند. بانک مرکزی برای مدیریت نقدینگی، نیاز به دادههای دقیق از گردش پول دارد. اما وقتی بخش قابلتوجهی از مبادلات بهصورت نقدی انجام شود، این دادهها ناقص خواهد بود و کارایی سیاستگذاری کاهش مییابد.
در نهایت، بازار داغ اسکناس را نمیتوان صرفاً یک پدیده مقطعی دانست. این روند، نشانهای از تغییر در رفتار اقتصادی و افزایش نقش مبادلات غیررسمی است؛ تغییری که اگر کنترل نشود، میتواند به چالشی جدی برای اقتصاد کشور تبدیل شود.
مشروح این خبر را اینجا بخوانید.