روزنامه خراسان نوشت: بازار مرغ و تخممرغ دوباره ملتهب شده است؛ از گزارشهای فروش مرغ تا مرز ۴۶۰ هزار تومان گرفته تا نگرانی از فشار بیشتر بر سبد پروتئین خانوار. اما آنچه امروز روی تابلوی خردهفروشی دیده میشود، آغاز بحران نیست؛ اثر با تأخیر شوکی است که از زمستان ۱۴۰۴ و با جهش قیمت نهادههای دامی به زنجیره تولید وارد شد.
جوجهریزی؛ شاخصی که آینده بازار را لو میدهد
در زنجیره تولید مرغ، «جوجهریزی» مثل دماسنج عمل میکند؛ عددی که امروز پایین بیاید، چند هفته بعد در قالب کاهش مرغ آماده کشتار خودش را نشان میدهد. آمارهای ماهانه که «مسیر اقتصاد» آن را گزارش کرده نیز همین مسیر را تأیید میکنند: جوجهریزی از حدود ۱۷۰ میلیون قطعه در آذر ۱۴۰۴ به حدود ۱۰۰ میلیون قطعه در اسفند رسید و در فروردین ۱۴۰۵ به کمتر از ۱۰۰ میلیون هم افت کرد ؛ یعنی چیزی نزدیک به ۷۰ میلیون قطعه کاهش در فاصله سه ماه.
اثر این افت طبق زمانبندی طبیعی زنجیره تولید، چند هفته بعد در بازار ظاهر شد. بازار اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد، کمبود مرغ آماده عرضه را لمس کرد و قیمتها به سرعت بالا رفتند؛ در حالی که در هفته منتهی به ۱۵ اردیبهشت، قیمتها در محدوده ۳۴۵ تا ۳۶۵ هزار تومان گزارش شده بود، در روزهای بعد، گزارشهایی از جهش تا ۴۶۰ هزار تومان نیز منتشر شد. به بیان ساده، «افت جوجهریزیِ اسفند و فروردین»، در «تابلوی قیمتِ خرداد» دیده شد.
نقطه شروع: نهاده گران شد؛ اما ابزار ادامه تولید نیامد
گزارشها ریشه اصلی افت جوجهریزی را در جهش هزینه خوراک طیور میدانند؛ پس از تغییر مبنای ارز نهادهها، قیمت اقلام خوراک در عمل ۳ تا ۴ برابر شد. در ظاهر، سیاست جدید قرار بود مشکل مزمن تخصیص ارز ارزان-از صف و کمبود تا رانت-را کم کند، اما در عمل «مسئله» از بودجه دولت به تراز مالی مرغداریها منتقل شد. یعنی کمبود منابع ارزی و افزایش قیمت نهاده، به جای آنکه با یک بسته جبرانی مدیریت شود، مستقیم روی دوش تولید نشست.
در چنین وضعی، کاهش جوجهریزی برای مرغدار یک انتخاب سلیقهای نیست؛ نتیجه مستقیم برهم خوردن حسابوکتاب تولید است. مرغدار زمانی جوجهریزی میکند که سه چیز را همزمان ببیند: نهاده قابل تأمین با قیمت قابل پیشبینی، سرمایه در گردش کافی تا پایان دوره، و قیمت فروش قابل اتکا. جهش نهاده، این سهگانه را به هم زد. چون خوراک سهم اصلی قیمت تمامشده را تشکیل میدهد و در برآوردهای کارشناسی، سهم نهاده در محصولات پروتئینی دستکم حدود ۷۰ درصد اعلام شده است. وقتی ذرت و کنجاله سویا چند برابر میشود، حتی واحدی که دیروز سرپا بود، امروز با همان نقدینگی نمیتواند دوره تولید را کامل کند. نتیجه طبیعی است: جوجهریزی کم میشود.
چرا قیمت بالا رفت؟ ۲ موتور همزمان
جهش قیمت مرغ از دو مسیر همزمان تغذیه شد:
۱) کمبود عرضه فیزیکی
وقتی جوجهریزی از سطحهای ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیونی به حوالی ۱۰۰ میلیون قطعه سقوط میکند، چند هفته بعد مرغ کمتری برای کشتار و عرضه وجود دارد. در بازاری که مرغ یکی از اصلیترین منابع پروتئین خانوار است، کمبود عرضه خیلی سریع به قیمت تبدیل میشود.
۲) افزایش هزینه تولید و ریسک
حتی اگر جوجهریزی بالا برود، هزینه نهاده، حملونقل، دارو و واکسن، محدودیت نقدینگی و نااطمینانی قیمتگذاری همچنان پابرجاست. بنابراین افزایش تولید، شاید «کمبود فیزیکی» را کاهش دهد، اما الزاماً «قیمت» را به سطح قبل برنمیگرداند. وقتی کف هزینهها بالا آمده، کاهش قیمت هم سقف مشخصی دارد.
همین منطق درباره تخممرغ نیز کموبیش صادق است، چون در این زنجیره هم خوراک طیور سهم اصلی هزینه را دارد و هر شوک قیمتی در نهادهها، دیر یا زود به بازار مصرف منتقل میشود.
مرغ منجمد؛ مُسکن کوتاهمدت، نه درمان ریشهای
برای کنترل مقطعی بازار، ذخایر و توزیع مرغ منجمد میتواند نقش ضربهگیر داشته باشد و التهاب را کم کند؛ اما این راهحل، مسئله را حل نمیکند. مشکل اصلی در «تنظیم زنجیره تولید» است: اگر جوجهریزی، تأمین نهاده و تأمین مالیِ تولیدکننده پایدار نشود، بازار دوباره با موج بعدی نوسان روبهرو میشود. مرغ منجمد زمان میخرد؛ ثبات نمیسازد.
اردیبهشت بهتر شد، اما کافی است؟
پس از افت سنگین، نشانههایی از بهبود دیده شد: جوجهریزی اردیبهشت به حدود ۱۲۰ میلیون قطعه رسید و برای خرداد، پیشبینی ۱۳۰ میلیون قطعه مطرح شد. این رشد میتواند بخشی از کمبود را در ماههای بعد جبران کند و حتی برآوردهایی از افزایش تولید تا ۷۵ هزار تن در بازه فروردین تا پایان خرداد مطرح شده است. اما سه نکته تعیینکننده باقی میماند: اثر افزایش جوجهریزی با تأخیر وارد بازار میشود؛ سطح فعلی هنوز با اوج ۱۷۰ میلیونی آذر فاصله دارد؛ و اگر مسئله قیمت نهاده و نقدینگی حل نشود، انگیزه تولید دوباره تضعیف میشود.
گره سیاستی بازار مرغ: تأمین مالی و وابستگی به نهاده های وارداتی
از دل این زنجیره میتوان یک جمعبندی روشن بیرون کشید: ریشه اصلی بحران اخیر مرغ را باید در جایی جستوجو کرد که شوک ارزیِ نهادهها، بدون پشتیبانی مالی از بنگاههای تولیدی مستقیماً به کاهش جوجهریزی و افت عرضه تبدیل شد. مرغدار پس از جهش قیمت خوراک، دیگر با سرمایه در گردش قبلی قادر به تأمین نهاده و تکمیل دوره تولید نبود و همین تنگنای نقدینگی، بخشی از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد.
بنابراین راهحل پایدار فقط «تزریق مقطعی کالا» نیست. یک ضلع راهحل، طراحی ابزارهای مؤثر تأمین مالی است: خط اعتباری خرید نهاده، تسهیلات سرمایه در گردش متناسب با چرخه تولید، و کاهش ریسک قیمتگذاری بهگونهای که قیمت فروش به شکل مزمن از هزینه تمامشده عقب نماند. ضلع دوم، کاهش وابستگی زنجیره طیور به نهادههای وارداتی مانند ذرت و کنجاله سویاست.
در این چارچوب، افزایش تولید نهاده در داخل و اصلاح الگوی تغذیه و تولید به نفع نهادههای بومی، دو مسیر قابل اتکا برای کاهش شکنندگی زنجیره به شمار میرود. تا وقتی خوراک مرغ به ارز، واردات و نوسانهای بیرونی گره خورده باشد، هر تکانه ارزی میتواند دوباره همان چرخه آشنا را تکرار کند: فشار بر تولید، کاهش عرضه و جهش قیمت در بازار مصرف.