اطلاعات آنلاین - علی البرزی: در جغرافیای سلامت ایران، همواره شکافی عمیق میان «بخشنامههای روی کاغذ» و «واقعیتهای روی تخت بیمارستان» وجود داشته است. اما اواخر سال ۱۴۰۲، تصمیمی در قامت یک «ناجی» از دل قانون جوانی جمعیت بیرون آمد که توانست برای نخستین بار، دیواری از جنس امنیت مالی پیرامون خانوادههای دارای کودک زیر ۷ سال بکشد.
طرحی که براساس آن، درمان در مراکز دولتی برای کودکان زیر ۷ سال رایگان شد اما امروز پس از گذشت بیش از دو سال، وقتی در راهروهای برخی بیمارستان تخصصی کودکان در کشور قدم میزنیم با حقیقتی دوگانه مواجه میشویم: والدینی که لبخند میزنند و مدیرانی که دست به دامن معجزه بودجه هستند.
به باور بسیاری از کارشناسان این طرح در حوزه عدالت اجتماعی از اهمیت ویژه برخوردار است، پیش از این بارها شاهد بودیم که فقر، چگونه برخی خانوادهها و کودکان را از ادامه روند پیگیری درمان منصرف میکرد، پدری که به خاطر «هزینه تخت بستری»، روند درمان فرزندش را نیمهکاره رها میکرد و بسیار خانوادههایی که زندگی آنها به دلیل فقر و نداشتن هزینههای درمان دگرگون شده است. حالا این طرح، آن هراس همیشگی را شسته و برده اما آیا میتوان یک عمارت عظیم را تنها با «نیت خیر» و بدون «ستونهای مالی» سرپا نگه داشت؟
این روزها نگرانی اصلی خانواده ها و کارشناسان حوزه درمان این است که این طرح مهم و در برگیر به سرنوشت برخی طرح های گذشته دچار شود، برنامه هایی که در سال های گذشته به دلیل کمبود بودجه و اعتبار شکست خورده است و سرانجام نرسیده است!
واقعیت این است که در این موضوع با یک چالش مهم مواجهیم، رایگان شدن بی قید و شرط، پدیدهای به نام «مراجعات القایی» را دامن می زند، وقتی مسیر درمان هیچ هزینهای برای مراجعهکننده ندارد و از آن مهمتر زمانی که «نظام ارجاع» (پزشک خانواده) به درستی مستقر نشده، برخی بیمارستانهای فوق تخصصی ما تبدیل به «درمانگاههای عمومی» میشوند، درمان رایگان یک «حق» اما اداره بیمارستان با دست خالی «محال» است.
امروز اما زنگ خطر توقف این طرح بیش از هر زمان دیگری به گوش میرسد چرا که تکیه بر منابع ناپایدار و وعدههای نسیه در بودجههای سالانه، این سازه نوساز را لرزان کرده است، وقتی تراز مالی بیمارستانها با هزینههای سرسامآور تجهیزات، دارو و نیروی انسانی همخوانی ندارد و مطالبات مراکز درمانی از بیمهها و دولت با تأخیرهای چند ماهه و گاهی یک ساله مواجه میشود، رایگان ماندن خدمات تنها به بهای فرسودگی زیرساختها و انباشت بدهیهای خردکننده تمام خواهد شد.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر ردیف بودجهای مستقل، پایدار و نقد برای ادامه درمان رایگان کودکان زیر ۷ سال در لوایح بودجه تثبیت نشود، دیری نخواهد پاید که «رایگان بودن» جای خود را به « پذیرش نداشتن» یا افت شدید کیفیت خدمات میدهد.
در واقع بیم آن میرود که این طرح امیدبخش به سرنوشت پروژهها و طرحهای گذشته دچار شود که در میانه راه به صخره سخت «کسری بودجه» برخورد کردند و نیمهکاره رها شدند، تداوم این مسیر بدون تزریق نقدینگی واقعی، یعنی رها کردن بیمارستانها در برزخ میان تکلیف قانونی و ناتوانی مالی، وضعیتی که در نهایت دود آن به چشم همان خانوادههایی خواهد رفت که قرار بود تحت حمایت باشند.
شکست این طرح به دلیل موضوعات مالی نه تنها ضربهای به سلامت عمومی است بلکه شکاف بیاعتمادی میان جامعه و سیاستگذاران را عمیقتر و بازگشت به دوران «ترس از هزینه تخت» را به واقعیتی تلخ تبدیل میکند.