حجتالاسلام سید صادق موسوی
سید احسان حائری، خبرنگار اطلاعات در قم
با توجه به اهمیت گزیده کلام حضرت امیرالمؤمنین(ع) درکتاب نهجالبلاغه که به عنوان برادر قرآن معروف شده و لزوم بهرهمندی از آن در امور دنیوی و اخروی، با حجتالاسلام سید صادق موسوی شیرازی مؤلف کتاب «تمام نهجالبلاغه» گفتگو کرده ایم که در زیر می آید:
اهمیت«نهجالبلاغه»از چه جهاتی است؟
ـ از دیر زمان دانشوران جهان اسلام و بلکه فرهیختگان سایر ادیان و حتی متفکران غیر دینی که از نهجالبلاغه بهره گرفته اند، به همان مقدار شیفته امیرالمؤمنین(ع) گشته و در مقابل شخصیت استثنائی ایشان سر تعظیم فرود آورده اند. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، توجه جهانیان نسبت به فرهنگ علوی افزون تر شد، و نخبگان ملتهای جهان بر آن شدند که در فرهنگ تشیع غور کنند و رمز پیروزی ملت ایران را که با دست خالی بر رژیم تا دندان مسلح پیروز شدند، پیدا کنند.
نخستین نماد فرهنگ تشیع، آثار باقیمانده از امیرالمؤمنین(ع) است که بهرغم تلاش حاکمان بنیامیه و بنیعباس و سلاطین جور در طول تاریخ برای حذف شخصیت ایشان از اذهان مردم و تاریخ، بر اساس قاعده الهی «إنا نحن نزّلنا الذّکر و إنّا له لحافظون»، شخصیت و سخنان حضرت امیر(ع) نیز مورد حفظ الهی قرار گرفته و به سمع و بصر عموم ملت ها رسیده و تشنگان را با لفظ بلیغ و معنای عمیق سیراب نموده است.«نهجالبلاغه» گزیدهای از سخنان امیرالمؤمنین است که توانسته چراغ راه عاشقان حق و حقیقت و توشه راه مجاهدان فی سبیل الله و راهنمای آزادگان و عدالت خواهان قرار گیرد و به عنوان آینه منعکس کننده شخصیت امیرالمؤمنین(ع) شناخته گردد. شریف رضی با این تلاش بسیار ارزشمندش توانست تا حد بسیار زیادی توطئه سلاطین جور در جهت حذف شخصیت والا و استثنائی آن حضرت را خنثی نماید و این خود کاری بسیار ارزشمند و خدمتی بزرگ به تاریخ و بشریت است.
شریف رضی در مقدمه نهجالبلاغه تصریح میکند که در آخر هر فصلی از کتاب، صفحات سفیدی گذاشته که هر گاه پس از پایان کتابت نهجالبلاغه، متنی را پیدا نمود که متناسب با یکی از ابواب کتاب باشد، آن را در جای مناسب خود قرار دهد و به کتاب بیفزاید و به اصطلاح علمی «استدراک» کند. این عبارت سید رضی بیانگر آن است که ایشان در مدت نسبتاً طولانی تألیف کتاب، دسترسیشان به منابع متغیر بوده و باز با تصریح خود سید که میفرماید من متنی را در منبعی یافته و آن را «عَلی وجهه» یعنی همانگونه که یافتم، در کتاب آورده و پس از مدتی همان روایت را با عبارتی زیباتر و بلیغتر پیدا نمودم و این متن جدید را نیز در کتاب دوباره ذکر کردم، و باز ایشان در مقدمه نهجالبلاغه میفرماید: «هیچ ادعا ندارم که همه منابع حاوی سخنان گهربار امیرالمؤمنین را در اختیار دارم، بلکه حتماً آنچه به دست من رسیده، بسیار اندک است و منابع بسیاری وجود دارد که من از آنها اطلاع نداشته یا به آن دسترسی پیدا نکردهام.»
این امر با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و امکانات نسبتاً محدود ایشان قابل درک میباشد، لذا خود مؤلف نهجالبلاغه راه را برای تکمیل آوردههای خود باز گذاشته است. بدیهی است که با پیشرفت زمان و امکان دسترسی بیشتر به منابع جدید حاوی سخنان امیرالمؤمنین(ع)، میتوان هم گزیدههای شریف را تکمیل نموده و هم در صورت پیدا کردن روایتی دیگر غیر از آنچه به دست مؤلف نهجالبلاغه رسیده و با یک عبارت زیباتر یا متنی بلیغتر آمده، میتوان آن را در باب مناسب خود قرار داد و این همان خواسته شریف رضی (ره) بوده که در مقدمه کتاب به آن تصریح شده است.
بر همین اساس بعد از زمان شریف بزرگانی کار «استدراک» را انجام داده و ما اکنون کتابهای زیادی به نام «مستدرک نهجالبلاغه» داریم که هر مؤلفی به مقدار دسترسیاش به منابع، کتابی را به عنوان «مستدرک» تألیف نموده.
جنابعالی با چه انگیزهای شروع به پژوهش در زمینه کتاب «تمام نهجالبلاغه» نمودید و هدفتان از این پژوهش چه بود؟
ـ انگیزه این جانب در ورود به اقیانوس بیکران امیرالمؤمنین(ع) از آنجا شروع شد که بنیاد نهجالبلاغه دعوت نامهای برای دفتر امام(ره) جهت مشارکت در «نخستین کنگره نهجالبلاغه» در حسنیه ارشاد در سال ١٣٦٧ فرستاد و از این جانب خواسته شد که از طرف دفتر امام در آن کنگره شرکت کنم. این کنگره با پیام حضرت امام شروع و با سخنرانی شهید بزرگوار حضرت آیتالله خامنهای(ره) ادامه پیدا کرد.
ایشان در سخنرانیشان مطالب بسیار ارزشمندی را بیان نمودند که در میان آنها تأکید بر ضرورت تلاش برای یافتن قطعاتی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) بود که شریف رضی آنها را نیافته یا به جهت اختصار آن را نیاورده یا قطعهای از آن را در باب خطبهها و جزئی را در باب حِکم قصار گنجانیده است؛ به همین جهت با عنوان «من خطبۀ له»، «منکلام له»، «من کتاب له» (یعنی بخشی از خطبه، بخشی از کلام و بخشی از نامه) آمده است، و در جاهایی در وسط متن، کلمه «و منها» که نشاندهنده تقطیعی است که خود شریف رضی جهت اختصار انجام داده است.
حضرت آیتالله خامنهای با صراحت گفتند: «امروز ما که فارسیزبان هستیم و از متن بسیار بلیغ مولی که به زبان عربی است، چیزی نمیفهمیم و سروکار ما تنها با ترجمههای فارسی نهجالبلاغه میباشد که آنها هر کدام برداشت مترجم از متن عربی مولی میباشد، و این «تقطیع» در لفظ از سوی شریف رضی، ما را از استفاده کامل و بهرهبرداری بیشتر از متن به هم پیوسته سخنان حضرت محروم مینماید و فرمودند: «ای کاش والاهمتانی پیدا شوند و انجام این کار عظیم را به دوش گرفته و افتادهها و انداختهها چه در خود نهجالبلاغه و چه از منابع دیگر را یافته و متن سخنرانیها و کلمات و نامههای امیرالمؤمنین را تا حد امکان به طور کامل در اختیار عاشقان فرهنگ علوی قرار دهند...»
مرحوم شریف رضی متن خود را بنا به درخواست «جماعۀ الأصدقاء» به طور مُرسل(بدون ذکر سلسله راویان) آورده و منابع و اسانید گزیدههایش را مگر در موارد معدودی، ذکر ننموده است. همین «مُرسل»بودن علت اصلی عدم استناد فقهای شیعه به متن نهجالبلاغه گردیده و نیز این امر دستاویز مخالفان برای تشکیک در صحت انتساب روایات وارده در نهجالبلاغه به حضرت امیر(ع) شده است. میبایست این کاستی برطرف میشد و سخنان امیرالمؤمنین(ع) تکمیل شود و به همراه سلسله سندِ آمده در منابع مورد وثوق و استناد شیعه و دیگر مذاهب اسلامی در اختیار فقها و محققان و اندیشمندان قرار داده شود.
این جانب که به سخنرانی ایشان گوش فرا میدادم، این پیشنهاد را بسیار پسندیدم و شائق شدم از نتیجة تحقق این پیشنهاد بهرهمند شوم، با اطمینان به اینکه «بنیاد نهجالبلاغه» این پیشنهاد را دنبال خواهد کرد و من یکی از هزاران بهرهمند خواهم بود. در آن زمان، بنده در موضوع لبنان و منطقه، مشغولیتهای بسیاری داشتم که تمام وقت و نیرویم را مشغول کرده بود.
تا اینکه مصادف با رحلت حضرت امام خمینی(ره)، فرصت اندکی پیدا کردم و از برادر ارجمندم آیتالله دینپرور ـ رئیس بنیاد نهجالبلاغه ـ درباره پیشنهاد حضرت آیتالله خامنهای پرسیدم و ایشان تصریح نمودند که این پیشنهاد کاملاً مغفول مانده و کسی دنبال تحقق این خواسته نرفته است.
آنگاه این بنده انگیزه ورود به این کار را پیدا کردم و با استمداد از حضرت مولا و نیز استفاده از تجربیات علمی پیشکسوتان این میدان، بهخصوص مرحوم شیخ محمدباقر محمودی صاحب کتاب «نهجالسعادۀ فی مستدرک نهجالبلاغه» و مرحوم سید عبدالزهراء خطیب حسینی صاحب کتاب «مصادر نهجالبلاغه و اسانیده» استفاده نمودم و با امکانات بسیار محدود شخصی و بدون هیچگونه پشتیبانی، کار را ادامه دادم.
گویا این کتاب بارها و در مقاطع گوناگون به چاپ رسیده است
ـ بله، نسخه اول کتاب «تمام نهجالبلاغه» به نام «النسخۀ المشروحه» با ٢٩ منبع و به همراه شرح ادغامشدة چهار نفر از بزرگان علمای اهل سنت در عصرهای مختلف (یعنی وبری، بیهقی، عبدُه و صالح) در بیروت چاپ و منتشر شد. این کار در محافل علمی و حوزههای علمیه با واکنشهای متفاوتی روبرو گردید.
چند سال بعد و جهت استفاده محققان، یک نسخه دیگر با تعداد ١٠١ منبع به همراه فهرست منابع به نام «النسخۀ الموثقه» در تهران چاپ و انتشار یافت و دفتر رهبری هزار نسخه از آن را خرید و به دست شخص معظم له به علمای بلاد و دانشمندان اهدا گردید.
سپس با پیشنهاد یکی از بزرگان این کار تحقیقی ادامه و گسترش یافت و پس از گذشت سالها و مراجعه به اکثر کتابخانههای مهم کشورها و استفاده گسترده از منابع موجود در کتابخانهها، «النسخۀ المُسنده» با استناد به ٧٧٠ منبع به همراه سلسله سندها و ذکر نام راویان به طور مفصل و در ٨ جلد در بیروت چاپ و انتشار یافت که بدین وسیله کتاب نهجالبلاغه از مُرسل بودن به مُسندشدن تبدیل شد و به همین دلیل به پیشنهاد حضرت آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی در سال ١٣٨٦ کتاب «تمام نهجالبلاغه» به عنوان «کتاب سال حوزه علمیه قم» انتخاب شد.
پس از کسب این موقعیت ممتاز در محافل حوزوی و علمی، بسیاری از علما و دانشمندان بارها تأکید نمودند که نسخهای با متن تنها تهیه گردد که بهراحتی مورد استفاده عموم قرار گیرد. باز این جانب تحقیقات خود را ادامه دادم و بعد از چندین سال تحقیق و پیگیری، کتاب تمام نهجالبلاغه با استناد به ١٢٠٠ منبع به نام «النسخۀ المرجع» (یا نسخه پایه) در بیروت انتشار یافت.
بر پایه تصاویر متعدد، به نظر می رسد مراکز مختلف علمی از این کتاب استقبال شایانی کرده اند
ـ همین طور است. تعدادی از این نسخه بسیار فاخر و نفیس را به عراق بردم و نخستین نسخه را به مرقد امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف اهدا نمودم. نسخه دیگر در محراب مولی در مسجد کوفه قرار گرفت و نسخههایی نیز به مراجع عظام تقلید در نجف اشرف و آیتالله العظمی سیستانی اهدا گردید و مورد تقدیر بسیار ویژه ایشان قرار گرفت.
از این نسخه به مراجع عظام در قم نیز تقدیم گردید و همگی این عمل تحقیقی را ستودند، بالأخص حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی که مکرر در مناسبتهای مختلف و پیامهای متعدد از آن به صورت «کتاب شریف تمام نهجالبلاغه» یاد کردند و به همه علما و محققان تأکید نمودند که حتماً نسخهای از این کتاب را تهیه و استفاده کنند و مورد استناد قرار دهند.
به من نیز فرمودند که: «اکنون میتوانیم از تمام نهجالبلاغه همانند کتاب شریف کافی استفاده نماییم و به آن استناد کنیم.» فرزند گرامیشان نیز تصریح نمودند کتاب «شرح نهجالبلاغه» ایشان بر پایه «تمام نهجالبلاغه» به رشته تألیف درآمده است.
آیتالله العظمی جوادی آملی در مقدمه جلد اول شرح نهجالبلاغه، صراحتاً عبور از «نهجالبلاغه» شریف رضی به «تمام نهجالبلاغه» را مطرح نمودهاند. مرحوم آیتالله مؤمن نیز محور دروس حوزوی خود را همین کتاب قرار داده بودند و حتی پایگاه مقام معظم رهبری شهید در تیتر بزرگ خود عنوان نمود: «وقتی که سخنرانی آیتالله خامنهای جرقه نگارش یک کتاب ماندگار را زد.»
کتاب تمام نهجالبلاغه به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، بان کیمون در نیویورک، و به رئیس دادگاه بینالمللی سازمان ملل در لاهه هلند، و به رئیس دفتر حقوق بشر سازمان ملل در ژنو سوئیس، و نیز به رئیس یونسکوی سازمان ملل در پاریس، و به رئیس دفتر اروپایی سازمان ملل در وین پایتخت اتریش اهدا شد. دبیر کل سازمان ملل طی نامه رسمی اعلام نمود که دستور داده است «تمام نهجالبلاغه» را در کتابخانه سازمان ملل متحد به نمایش بگذارند.
این کتاب به سران طوایف مختلف اسلامی سنّی و در رأسشان امام الأزهر شیخ احمد الطیب، و رئیس دُروزیهای لبنان اهدا گردید. به رهبران طوایف مسیحی نیز تقدیم شد، ازجمله اسقف اعظم مسیحیان ارتدکس جهان در مسکو و پاپ مسیحیان قبطی در قاهره. پاپ فعلی بعد از انتخابش، سفری به لبنان داشت و در حضور همه رؤسای طوایف اسلامی که پاپ دعوتشان کرده بود، نائب رئیس «مجلس اعلای شیعیان لبنان» کتاب تمام نهجالبلاغه را در جعبهای بسیار نفیس به ایشان اهدا کرد.
این کتاب به مهمترین کتابخانههای جهان ازجمله کتابخانه کنگره آمریکا و کتابخانه دانشگاه هاورارد، و کتابخانه بزرگ واتیکان اهدا شده است. میشود گفت اکنون با لطف خداوند کتاب تمام نهجالبلاغه در تمام محافل علمی حوزوی و دانشگاهی در سطح کشورهای اسلامی و جهان شناخته شده و مورد استفاده و نیز استناد قرار میگیرد.
این کتاب شامل چه مطالبی است و چند باب و فصل برایش در نظر گرفتهاید؟
ـ این کتاب در اصل، افتادهها و انداختههای شریف رضی(ره) را به طور کامل از منابع معتبر مذاهب مختلف اسلامی یافته و در جای اصلی خود قرار داده است. در بسیاری موارد آنچه در نهجالبلاغه آمده، قطعهای کوتاه از خطبه یا کلام یا نامه مفصلی است که در زمانهای مختلف، مؤلفان با انگیزههای متفاوت تقطیع کردهاند. به مرور زمان دسترسی به متون به هم پیوسته و بدون تقطیع کار بسیار دشواری گردیده، و پیداکردن روایات از یک سو و اطمینان از صحت سند آنها از سوی دیگر، وظیفه سنگینتری گردیده، و سپس یافتن نقطههای اتصال این قطعههای متفرقه با استناد به منابع معتبر و وصل شدن سیاق سخن کار را بسیار سخت کرده و مسئولیت محقق را بسیار سنگینتر میکند؛ ولی بحمدلله تا حد خیلی زیادی در رسیدن به این مقصود موفق بودهام.
ادامه دارد
شما چه نظری دارید؟