حسین دعایی
فعال فرهنگی و فرزند مرحوم دعایی
۱ـ رهبر شهید در پیامشان فرمودند: «ایشان برخوردار از صفات نیک و پسندیدهای بودند: صفا و سلامت نفس، فروتنی و سادهزیستی، پاکدستی و قناعت، ارادت عمیق و راسخ به امام بزرگوار و انقلاب و پایداری و وفا در دوستی و رفاقت...
۲ـ تا پیش از این همواره برایم سؤال بوده است که ملاک انقلابیگری چیست؟ و انقلابی واقعی کدام است؟
به راستی چه کسی از عمق جان به انقلاب اعتماد دارد؟ به برکت وجود مرحوم پدر، با مبارزین و همراهان حضرت امام در دوران مبارزه محشور بودهام و محضر بسیاری از مسئولان نظام را نیز درک کرده بودم و صد البته که در کنار درک حضور و نحوه سیر و سلوک پدر، طعن بسیاری از سوپرانقلابیهای دوران پس از مبارزه!! شنیده بودم که «خیر آقا، انقلابیگری این نیست، باید چنین بود و چنان بود بود و این رفتار دور از انقلابیگری است!!»
گویی فقط آنان بودند که میفهمیدند و ملاک هم فقط شناخت ناقص خودشان بود و مرحوم پدر چه بزرگوارانه با لبخندی از کنار این طعنهها میگذشت.
۳ـ از میان ده صفتی که رهبر شهید برای رحلت مرحوم پدر ذکر کرده بودند، این بخش بیش از دیگر صفات به جانم نشست. انگار که این پیام چون نسیمی دلانگیز بود که روحت را آرام، میکرد. گویی ایشان نیز این طعنهها و بیمهریها را میدانستند و برایم درخشید که همین سیره و روش زندگی و مدیریت بود که میتوانست ملاک اصلی جوانی چون من باشد برای انقلابی بودن.
۴ـ این سیره و روش همان گمشده امروزمان است، همان است که جاذبهها را بیش از دافعهها میکند، همان است که میتواند حلقه وصل باشد، انقلابی واقعی همو بود که برای همه گرهگشایی میکرد، محور امید بود برای حل مشکلات دیگران و میدانستی اگر گرهای در کارت افتاده تا جایی که بتواند یاریات میکند، حرفت را با گشادهرویی میشنود و حتی اگر نتواند کاری برایت بکند با لبخندی و شوخیای قدری غم را از دلت میزداید و اصلاً همین مشی و روش بود که او را از هر حاجب و دربانی گریزان میکرد، چون انقلابیبودن را در این میدید که مردم باید به راحتی مرا ببینند و دردشان را بگویند و اگر کسی هم میخواست در این میان فاصله بیندازد با او برخورد می کرد.
آری، امروز که پس از ۴۰ سال بار دیگر به آن دوران مینگرم، به نیکی درمییابم که انقلابیگری یعنی همان روی گشاده، همان درد دیگران را داشتن بدون توجه به مرام و مسلک و حتی آیینشان، اینکه هر رشدی را به برکت انقلاب بدانی و باز بدانی که تو سرباز بودهای در کنار امام برای خدمت به مردم، که وظیفهات ارتقای مجموعه و سازمانی است که به برکت همین انقلاب در اختیارت گذاشته شده است و نه رشد و ارتقای خودت و همین بود که بسیاری از پستهای پیشنهادی دیگر را به راحتی رد میکرد.
و امروز این مشی و روش همان حلقه گمشده و به شدت مورد نیاز این ملک و مملکت است و مردم همان مردم مبعوث شده و همواره پای کار نظام، مسئولی را میخواهند که اینگونه باشد، انقلابی واقعی باشد و به قول رهبر شهیدمان: «ارادت عمیق و راسخ به امام بزرگوار و انقلاب» داشته باشد.
شما چه نظری دارید؟