ندا زمان فشمی
آمارهای منتشرشده از دوره هفتم از ثبت سفارش و فروش صدها هزار جلد کتاب حکایت دارد
وقتی نخستین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران در زمان همهگیری کرونا برگزار شد، کمتر کسی تصور میکرد چند سال بعد این رویداد به یکی از مهمترین رخدادهای صنعت نشر ایران تبدیل شود. در آن روزها نمایشگاه مجازی بیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک ضرورت بود؛ راهکاری اضطراری برای جلوگیری از توقف گردش اقتصادی نشر. اما اکنون، با پایان هفتمین دوره در اوایل ماه جاری میتوان گفت نمایشگاه مجازی دیگر یک جایگزین موقت نیست، بلکه به بخشی از ساختار رسمی بازار کتاب کشور تبدیل شده است.
آمارهای منتشرشده از این دوره از ثبت سفارش و فروش صدها هزار جلد کتاب حکایت دارد. ابراهیم حیدری، سخنگو و قائم مقام این رویداد، آمار فروش این دوره از نمایشگاه را ۸۰۴ هزار و ۴۲۱ نسخه کتاب اعلام کرد. این در حالی است که در دوره ششم این رویداد نزدیک به دو میلیون نسخه کتاب در بستر مجازی فروش رفته بود. بر اساس آمار در دوره هفتم نمایشگاه مجازی کتاب، انتشارات انقلاب اسلامی با فروش ۲۴ هزار و ۷۴۵ نسخه کتاب در جایگاه نخست پرفروشترین ناشر قرار گرفت و پس از آن، کانون فرهنگی آموزش قلمچی با فروش ۲۴ هزار و ۴۱۱ نسخه در رتبه دوم ایستاد. انتشارات قدیانی نیز با فروش ۲۲ هزار و ۱۲۳ نسخه موفق شد جایگاه سوم فهرست پرفروشترین ناشران را به خود اختصاص دهد. انتشارات امیرکبیر و انتشارات فنی ایران، دفتر نشر معارف وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، انتشارات مهرسا، نشر چشمه، انتشارات پرتقال وابسته به مؤسسه انتشاراتی سرزمین بچههای خوشحال و انتشارات شهید کاظمی نیز پرفروشهای دوم تا دهم بودند. انتشارات موسسه اطلاعات نیز رتبه سی و نهم را از بین نزدیک به ۳ هزار ناشر بدست بدست آورد. همچنین در این دوره بیش از ۳۵۷ هزار سفارش به ثبت رسید و بیش از ۲۲۹۰ ناشر با عرضه صدها هزار عنوان کتاب، در نمایشگاه حضور
داشتند.
این ارقام هرچند مهماند، اما به تنهایی نمیتوانند معنای واقعی رویداد را توضیح دهند. پرسش اصلی این است که این استقبال چه چیزی درباره وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران امروز به ما میگوید؟
نخستین نکته آن است که برخلاف تصویری که گاه از مرگ کتاب و افول مطالعه ترسیم میشود، هنوز تقاضای قابل توجهی برای خرید کتاب در کشور وجود دارد.
در شرایطی که تورم، هزینههای زندگی و تغییر الگوهای مصرف فرهنگی بسیاری از خانوادهها را تحت فشار قرار داده است، فروش گسترده کتاب نشان میدهد که کتاب همچنان در سبد فرهنگی بخشی از جامعه جایگاه خود را حفظ کرده است.
اما این تنها یک روی ماجراست. نمایشگاه مجازی در عین حال نشانهای از تغییر رفتار مخاطبان نیز هست. بسیاری از خریداران امروز ترجیح میدهند کتاب را همانند سایر کالاهای مورد نیاز خود از طریق تلفن همراه یا رایانه سفارش دهند. نسلی که با خرید آنلاین خو گرفته است، انتظار دارد کتاب نیز با همان سهولت در دسترس باشد. به همین دلیل نمایشگاه مجازی صرفاً یک رویداد فرهنگی نیست؛ بازتابی از دگرگونی سبک زندگی ایرانیان نیز به شمار میرود.
عدالت فرهنگی یا تمرکز بیشتر؟
یکی از مهمترین استدلالهای موافقان نمایشگاه مجازی، گسترش دسترسی به کتاب است. سالها نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عملاً رویدادی متمرکز در پایتخت بود. اگرچه بازدیدکنندگانی از سراسر کشور به تهران میآمدند، اما هزینه سفر و اقامت باعث میشد بسیاری از علاقهمندان از این امکان محروم بمانند.
نمایشگاه مجازی این معادله را تغییر داد. اکنون مخاطبی در یک شهر کوچک میتواند به همان کتابهایی دسترسی پیدا کند که یک شهروند تهرانی میبیند. این موضوع در بسیاری از یادداشتهای منتشرشده درباره هفتمین دوره به عنوان تحقق نوعی عدالت فرهنگی مطرح
شده است. استقبال گسترده از شهرهای کوچک و مناطق دور از مراکز استانها که در گزارشهای رسمی نمایشگاه نیز مورد اشاره قرار گرفته، یکی از نشانههای گسترش دامنه دسترسی به کتاب از طریق این بستر است. با این حال برخی کارشناسان معتقدند هنوز برای سخن گفتن از عدالت فرهنگی زود است. دسترسی به اینترنت، آشنایی با خرید آنلاین و کیفیت خدمات پستی در همه نقاط کشور یکسان نیست. به عبارت دیگر، نمایشگاه مجازی بخشی از نابرابری را کاهش داده اما آن را به طور کامل از میان
نبرده است.
سایه بحران اقتصادی بر سر نشر
هفتمین نمایشگاه مجازی در شرایطی برگزار شد که ناشران یکی از دشوارترین دورههای فعالیت خود را پشت سر میگذارند. افزایش هزینه کاغذ، چاپ، صحافی و حملونقل موجب شده است قیمت کتاب طی سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته باشد. در نتیجه بسیاری از ناشران ناچار شدهاند تیراژ کتابهای خود را کاهش دهند.
اگر در دهههای گذشته چاپ نخست یک کتاب گاه با تیراژ چند هزار نسخه منتشر میشد، امروز تیراژهای چند صد نسخهای به امری عادی تبدیل شده است. از این منظر، نمایشگاه مجازی تنها یک فرصت فروش نیست؛ بلکه برای بسیاری از ناشران فرصتی برای جبران بخشی از کاهش فروش در طول سال محسوب میشود.
برخی از ناشران در گفتگوهای منتشرشده در رسانهها تأکید کردهاند که بدون فروشهای مناسب نمایشگاه، ادامه فعالیت اقتصادی برای آنها دشوارتر خواهد شد. همین مساله نشان میدهد که نمایشگاه مجازی اکنون نقشی فراتر از یک رویداد فرهنگی پیدا کرده و به یکی از اجزای اقتصاد نشر تبدیل شده است.
دغدغه کتابفروشان
همه فعالان حوزه کتاب با این روند موافق نیستند. کتابفروشان سالهاست نسبت به برگزاری نمایشگاههای فروش مستقیم هشدار میدهند. از نگاه آنان، تمرکز حجم بالایی از فروش در یک بازه زمانی محدود، بازار کتابفروشیها را تحت تأثیر قرار میدهد. این انتقاد در دوره هفتم نیز مطرح بود. هرچند مسئولان تلاش کردند با تعریف سهمی برای کتابفروشان و ایجاد امکان حضور آنها ،بخشی از نگرانیها را کاهش دهند، اما بحث بر سر نسبت میان نمایشگاههای فروش و شبکه کتابفروشیها همچنان
ادامه دارد.
واقعیت آن است که صنعت نشر فقط از ناشر و خواننده تشکیل نشده است. کتابفروشیها نیز بخشی از زیرساخت فرهنگی شهرها هستند ؛لذا از بین رفتن آنها به معنای از بین رفتن فضاهای فرهنگی، محلهای گفتگو و ویترینهای دائمی کتاب خواهد بود.
فروشگاه یا رویداد فرهنگی؟
یکی از مهمترین نقدهایی که به نمایشگاه مجازی وارد میشود این است که این رویداد هنوز نتوانسته است کارکردهای فرهنگی نمایشگاه حضوری را بازتولید کند.
نمایشگاه کتاب تنها محل خرید نیست. بسیاری از مخاطبان برای دیدن نویسندگان محبوب خود، شرکت در نشستها، رونمایی کتابها و آشنایی با تازههای نشر به نمایشگاه میروند. این تجربه جمعی و اجتماعی در فضای مجازی به سادگی قابل جایگزینی نیست. به همین دلیل برخی صاحبنظران معتقدند آینده نمایشگاه مجازی در گرو آن است که از یک فروشگاه بزرگ اینترنتی فراتر برود و بتواند بستر گفتگوهای فرهنگی را نیز فراهم کند. نشستهای آنلاین، برنامههای تعاملی و ارتباط مستقیم میان نویسندگان و مخاطبان میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
آیندهای دوگانه
شاید مهمترین نتیجه هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران این باشد که دیگر نباید میان نمایشگاه حضوری و مجازی یکی را انتخاب کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هر یک کارکرد خاص خود
را دارند.
نمایشگاه حضوری همچنان مهمترین جشن سالانه کتاب و فرهنگ کشور باقی خواهد ماند؛ رویدادی که امکان دیدار، گفتگو و تجربه جمعی را فراهم میکند. در مقابل، نمایشگاه مجازی دسترسی گستردهتر، هزینه کمتر و فرصت برابرتر برای خرید کتاب را به همراه دارد. به همین دلیل آینده صنعت نشر احتمالاً نه در حذف یکی به سود دیگری، بلکه در همزیستی این دو شکل از نمایشگاه رقم خواهد خورد. هفتمین دوره نشان داد که نمایشگاه مجازی دیگر یک تجربه موقت نیست؛ بخشی از واقعیت جدید بازار کتاب ایران است. واقعیتی که در دل بحرانهای اقتصادی و تغییرات فناورانه شکل گرفته است به نظر میرسد در سالهای آینده نیز نقش مهمی در سرنوشت صنعت نشر کشور ایفا خواهد کرد.
شما چه نظری دارید؟