دکتر محمد مسجدجامعی
سخن به اینجا رسید که انجیلی ها (اونجلیکال ها) بر آنند که وظیفه الهیِ هر مسیحی آن است که در خدمت یهودیان باشند و اسرائیل را در هر شرایطی تقویت کنند.
در این چارچوب، میزان کمک مالی و عملی اونجلیکالهای آمریکا به نهادهای خدماتی اسرائیل بسیار چشمگیر است؛ آنقدر که اگر اشتباه نکنم، مَبلغی که این شبکهها برای امور درمانی، خدماتی و موارد مشابه فراهم میآورند، گاه از بودجه رسمی خود دولت اسرائیل برای برخی از این مؤسسات بیشتر است! کمک اونجلیکالها رقم بزرگی است؛ بهویژه کمکهایی که برای انتقال یهودیان از نقاط مختلف جهان به اسرائیل و نیز برای گسترش شهرکسازیها اختصاص میدهند، بسیار زیاد است. از همین رو، در ادبیات خودشان تأکید میکنند که: ما باید در خدمت یهودیت باشیم.
نکته مهم دیگر این است که در نگاه آنان، پایان تاریخ همان فرود آمدن حضرت مسیح(ع) است؛ و این واقعه زمانی روی میدهد که یهودیان در سرزمین مقدس (یعنی فلسطین)، گرد آمده باشند. به همین دلیل، مجموعهای از تصورات بسیار عجیب و پیچیده شکل گرفته که در آن، از نظر اعتقادی، خود را کاملاً در خدمت یهودیان و اسرائیل میدانند. حتی از زبان بزرگانشان نقل میشود که: «خدا تنها در صورتی به ما برکت میدهد که در خدمت اسرائیل باشیم، وگرنه بر ما غضب خواهد کرد!» سخنانی که شاید در کمتر دینی با چنین صراحتی بیان شود.
ترامپ و انجیلیها
۹ـ ترامپ شخصاً فردی ملتزم به این باورها نیست؛ نه میتوان گفت اونجلیکال است، و نه تا جایی که میدانم، خودش جایی صریحاً چنین ادعایی کرده است. حتی انجیلیها نیز او را بهعنوان یک اونجلیکال واقعی نمیدانند و نمیپذیرند. با این حال، عمیقاً به این باور رسیدهاند که او یک عطیة الهی است؛ ابزاری از جانب خداوند برای تحقق آنچه آنها خواستههای اصلی خود میانگارند، یعنی یاری و خدمت به اسرائیل.
اگر به صحنه واقعی سیاست در آمریکا نگاه کنیم، میبینیم کسانی که از ترامپ حمایت میکردند، کم نبودند و این حمایت فقط در سطح حزب جمهوریخواه یا در سنا نبود، بلکه در میان بخشهایی از مردم هم وجود داشت. در میان حامیان ترامپ، علاوه بر انجیلیها، بخشی از کاتولیکها نیز حضور داشتند؛ بهویژه کاتولیکهای ملتزم که معمولاً از او حمایت میکردند. یکی از دلایل اصلی این حمایت، موضع صریح ترامپ در مورد اخلاق جنسی است، همچنین تأکید او بر اینکه «انسان یا زن است یا مرد» و مخالفتش با برخی مباحث جدید درباره هویت جنسیتی که برای کاتولیکها اهمیت زیادی دارد. مسئله همجنسگرایی هم برای این گروه بسیار مهم است و همین مواضع باعث میشد بخشی از کاتولیکها به او گرایش پیدا کنند.
در کنار اینها، بخشی از جریان راست آمریکایی که الزاماً مذهبی هم نیستند، از ترامپ حمایت میکردند. اما ستون اصلی حمایت از او، همان اونجلیکالها بودند؛ بهطوری که میتوان گفت بیش از ۸۰درصد آنها طرفدار ترامپ بودند. البته این عدد مربوط به آمارهای قدیمیتر است و ممکن است امروز حتی بیشتر هم شده باشد!
با این حال، در جریان تحولات بعدی، ازجمله در دوره تنشها و جنگ تحمیلی و وحشیانة رمضان، بخشی از این پایگاه حمایتی دچار تغییر شد. برخی از کاتولیکها به دلیل اظهارات تند و توهینآمیز ترامپ نسبت به پاپ، که اتفاقاً آمریکایی هم است، از او فاصله گرفتند یا دستکم نسبت به او بیاعتنا شدند. به همین دلیل، ترامپ بخشی از این حامیانش را از دست داد.
از سوی دیگر، بخشی از راستگرایان نیز به دلیل ادبیات بسیار تند، توهینآمیز و گاه غیرمتعارف او، از او فاصله گرفتند. اگر به برخی از توییتهای او نگاه کنیم که چگونه درباره بایدن و اوباما (که از نظر حتی مخالفانش بسیار باهوش است)، سخن میگوید. ادبیاتی به کار میبرد که برای رئیسجمهور بسیار غیرمعمول است. همین نوع رفتارها باعث شد بخشی از حامیان قبلی او، از او جدا شوند.
نمونه بارز این ریزش حامیان، ماجرای «تاکر کارلسون» است؛ خبرنگار بسیار مسلطی که در فاکسنیوز حضور داشت و از سرسختترین مدافعان ترامپ بود؛ اما اکنون به یکی از مخالفان جدی او تبدیل شده است، به گونهای که ترامپ و او علناً با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردهاند. این تنها یک نمونه است و افزون بر آن، فشارهای اقتصادی، بهویژه برای جامعهای که قیمت بنزین به دغدغهای حیاتی تبدیل شده، باعث شده بسیاری از حامیان پیشین، عملاً از او فاصله بگیرند.
عطیة الهی
۱۰ـ در وضعیت کنونی، تنها گروهی که همچنان با قدرت در کنار ترامپ باقی مانده، همان اونجلیکالها هستند. اتفاقاً جنگ اخیر منجر به تعمیق پیوند آنها با ترامپ شده است؛ چرا که او را همچنان به چشم «عطیة الهی» میبینند! سخنان افرادی مانند «فرانکلین گراهام» (پسر بیلی گراهام، مبلّغ بزرگ اونجلیکال) بهخوبی گویای عمقِ ارادت آنهاست. در مراسم دعایی در کاخ سفید که ترامپ در پشت او ایستاده بود، گفت: «خداوند ترامپ را فرستاده است تا از یهودیان در برابر ایرانیها حمایت کند و مانع از سوزاندن آنان با سلاح هستهای شود» و سپس به کتاب اِستَر در عهد عتیق اشاره کرد که میگوید در آن زمان ایرانیها میخواستند یهودیان را قتل عام کنند و خداوندبه دست مُردخای آنان را حفظ کرد و در حال حاضر هم این ترامپ است که آنان را حفظ میکند!
بنابراین ترامپ در موقعیت فعلی، عملاً پایگاهش به این گروه دینی تقلیل یافته است. رفتارهای او، بهویژه در قبال ایران و به طور خاص در قبال اسرائیل، در راستای تأیید همان باورهای آخرالزمانی و «آرماگدونیِ» اونجلیکالی است. همین تعلق خاطر باعث شده که آنها بیش از پیش به او وابسته شوند. شاید نشانه عینی این وضعیت را بتوان در تغییر فضای کاخ سفید دید. در هیچ دورهای، کاخ سفید تا این اندازه شاهد برگزاری مراسمهای دعا نبوده است؛ مراسمی که به همت افرادی همچون پائولا وایت و دیگران اداره میشود که از شخصیتهای جریان اونجلیکال هستند. وایت به عنوان معلم اخلاق و امور دینی کاخ سفید و احیاناً کابینه ترامپ است.
اگر کلیپهای مراسم وایت را ببینیم، واقعاً حیرتزده میشویم. مراسم دعا و ثنا و نوعی مناسک خاص اونجلیکالی که بهطور مستمر در کاخ سفید برقرار است. همین موضوع نشان میدهد که ترامپ اکنون بیش از هر زمان دیگری، خود را به این جریان وابسته میبیند. او بهخوبی میداند که رفتارهای نامعقول و تصمیمهای نسنجیدهاش، در صورت افزایش فشارهای سیاسی، ممکن است از طریق سازوکارهای قانونی داخلی آمریکا، جایگاهش را به خطر بیندازد و احتمال کنار گذاشتن او را جدی کند. برای پیشگیری از چنین سرنوشتی، ترامپ به هر دستاویزی متوسل میشود که مهمترین آنها جلب رضایت مطلق انجیلیهاست. نتانیاهو نیز به عنوان یک بازیگر هوشمند و شیطانصفت، این نقطه ضعف و نیاز حیاتی ترامپ را بهخوبی درک کرده است.
در واقع اونجلیکالها هستند که با نفوذ خود، شرایط بسیار ویژهای را بر سیاست خارجی آمریکا تحمیل کردهاند؛ شرایطی که در آن منافع ملی آمریکا گاهی قربانی باورهای آخرالزمانی و ایدئولوژیک این جریان میشود
پرسش و پاسخ
دیدگاه کتاب مقدس نسبت به ایران و ایرانیان چگونه است؟ چون در عهد عتیق، نگاه مثبتی به ایرانیها وجود دارد؛ اما امروز به نظر میرسد نگاهها کاملاً تغییر کرده و ایران را دشمن میدانند. این دگرگونی چطور اتفاق افتاد؟
«کتاب مقدس» درباره ایران و ایرانیان، نگاه مثبت و حتی محترمانه ای دارد، بهخصوص نسبت به شخصیتهایی مانند کوروش و داریوش. این دیدگاه مثبت ریشه در دو برهه بحرانی تاریخ یهود دارد: اولین بحران زمانی رخ داد که بابلیها تحت فرماندهی بُختالنّصر (حکومت: ۶۰۵ ـ ۵۶۲پ.م)، یهودیان را به اسارت گرفتند و عده زیادی از آنها را از فلسطین به بابل و منطقه بینالنهرین آوردند (در سه موج مختلف از سال ۵۹۷ تا ۵۸۱پ.م). کسی که آنها را آزاد کرد و طبق روایت کتاب مقدس، حتی هزینههای بازسازی معبدشان را پرداخت، کوروش کبیر بود (حکومت: ۵۵۹ ـ ۵۲۹پ.م). در همان زمان، عده پرشماری از یهودیان به ایران مهاجرت کردند و برخی نیز در بینالنهرین پراکنده شدند. به همین دلیل، کوروش برای یهودیان شخصیتی بسیار مهم و حتی میتوان گفت مقدس به شمار میرود.
یهودیان در ایران همواره حضور پررنگی داشتهاند. حداقل یکی از انبیای بنیاسرائیل، دانیال نبی(ع) در شوش دانیال ایران مدفون است. علاوه بر این، ظاهراً در اصفهان (إشَعیا)، خوزستان (حزقیال)، تویسرکان (حَبّقوق) و همدان (حَجی) نیز از انبیای بنیاسرائیل و بهخصوص از مقدسان یهود (همچون استر و مُردخای)، دفن شدهاند. به طور کلی، یهودیان در ایران همواره زندگی مسالمتآمیز و خوبی داشتهاند. کمتر شهری در ایران بوده که در گذشته یهودی نداشته باشد، حتی در شهرهای مذهبی چون قم و یا مشهد. آنها در این شهرها حضور داشتند، به مشاغل مختلفی اشتغال داشتند و واقعاً هم «ایرانی» شده بودند. اگر ادبیات و آثاری را که یهودیان ایران خلق کردهاند ببینیم، متوجه میشویم که چگونه فرهنگ ایرانی در میان آنان نفوذ کرده است.
گذشته از کوروش، شخصیتهایی مانند داریوش و خشایارشا نیز در کتاب مقدس از اعتبار بالایی برخوردارند. در یکی از کتابهای عهد عتیق به نام «اِستر» این داستان نقل میشود که: خشایارشا از همسرش میخواهد در مراسمی که بزرگان کشور حضور دارند، شرکت کند؛ اما آن بانو خودداری میکند، خشایارشا خشمگین میشود و تصمیم میگیرد همسر دیگری انتخاب کند. عده ای از بانوان ایرانی را برای انتخاب همسر جدید نزد او میآورند. در نهایت، او «اِستر» را برمیگزیند. پادشاه وزیری به نام «هامان» داشت که البته نامی فارسی نیست و گفته میشود با یهودیان رابطه خوبی نداشت و به دلیل مشکلاتی که با آنان داشت، تصمیمی علیهشان میگیرد. «استر» مطلع میشود و موضوع را به پسرعمویش «مردخای» اطلاع میدهد. این داستان نشاندهنده حضور ایرانیان و تأثیر آنها در روایتهای کتاب مقدس است.
کتاب «استر» از نظر ساختار و محتوا با دیگر بخشهای عهد عتیق بسیار متفاوت است و در مورد اصالت تاریخی آن و اینکه دقیقاً در چه دورهای وارد مجموعه عهد عتیق شده، بحثهای زیادی وجود دارد. میدانیم که عهد عتیق در دورههای مختلف تدوین و جمعآوری شده است و کتاب استر نیز در جریان همین فرایند، به گونهای وارد این مجموعه شده است. با این حال، این روایت بعدها تبدیل به یکی از اعیاد مهم یهودیان به نام «پوریم» شد؛ جشنی که آداب و رسوم خاص خود را دارد و بعضاً موهن و خجالتآور است!
تا آنجا که من میدانم، «کتاب استر » چه در میان یهودیان ایرانی و چه یهودیان دیگر ، هرگز به عنوان سندی بر ضدیت ایرانیها با یهودیان تلقی نمی شد. یادم است زمانی که مدیرکل بودم، اگر اشتباه نکنم نتانیاهو درباره استر صحبت کرد. از آقای هارون یشایائی که رئیس «انجمن کلیمیان تهران» بود، خواستم توضیحی بنویسند. ایشان مقالهای تهیه کردند که روزنامه اطلاعات دو دهه پیش منتشر کرد. در آن نوشته، آقای یشایائی اساساً روایت ضدایرانی بودن این داستان را رد میکنند.
بخشهایی از عهد عتیق که در آنها از کوروش، و بهویژه از ایرانیها و همچنین از داریوش و تا اندازهای از خشایارشا تجلیل شده، کاملاً مورد توافق همه است؛ اما درباره کتاب استر، معلوم نیست دقیقاً چگونه و در چه شرایطی وارد مجموعه عهد عتیق شده است. داستان آن نیز به طور خلاصه، همین است که اشاره شد. واقعیت این است که در سالهای اخیر ،عمدتاًارتدوکسها و اولترا ارتدکسهای یهودی کتاب استر و خصوصاً جشن پوریم را تبلیغ میکنند و این وسیلهای است برای تقویت هویت یهودی آنان.
ادامه دارد
شما چه نظری دارید؟