حمیدرضا شکارسری
خوانش شعری از معصومه فرمانی
آشکار و پنهان شعر
«تا به حال به تماشای منظره ای برفی نشسته ای
رو به رویم بنشین
به من نگاه کن که انتظار پیرم کرده است.»۱
«دونالد وینیکات» تعریف جالبی از هنرمند دارد. او می گوید:«هنرمندان موجوداتی هستند همیشه سرگردان، بین میل به برقراری ارتباط و میل به پنهان شدن».
یک تعبیر از این گفته می تواند این باشد که هنرمندان (لااقل بخشی از هنرمندان!)، اهل جار و جنجال و حاشیه نیستند و بیشتر می پسندند که زندگی آرام و بی دغدغه ای داشته باشند و از شهرت و معروفیت و آفات و مشکلات آن فراری هستند.
تعبیر من اما از این گفته این است که هنرمندان همواره سعی دارند تکنیکهای خود را پنهان کنند و در عین حال می دانند که اگر تکنیک کارشان به طور کامل پنهان بماند، گویا اصلاً وجود ندارند. مخاطب بالاخره باید بفهمد که چرا از اثری تاثیرپذیرفته است. حتی اگر دلیل این تاثیر را نفهمد، بازهم متوجه می شود که بی شک آن اثر موردنظر، واجد ویژگی خاصی بوده است که چنین تاثیری بر او به جا گذاشته است.
تعبیر دیگر این گفته می تواند این باشد که اثر هنری هرگز پیام خود را اگر پیامی داشته باشد و فرم محض نباشد مستقیم و بلاواسطه منتقل نمی نماید و هنرمند غالباً پیام اثر خود را در پس و پشت فرم اثر پنهان می سازد تا مخاطب با تلاش ذهنی خود آن را بیابد و در لذت کشف پیام با هنرمند شریک شود.
درونمایه شعر «معصومه فرمانی»، انتظار طولانی است. او از یکسو در سطر پایانی، عیناً کلمه انتظار را ذکر کرده است، اما از سوی دیگر، طول انتظار را با تصویری شاعرانه به نمایش گذاشته است. او در پنهان ساختن انتظار موفق نبوده، اما در نمایش غیر مستقیم طول انتظار، یک تعبیر تکراری را با بیانی تازه احیا کرده است. او طی تشبیهی مضمر، خویش را به منظره ای برفی تشبیه کرده و آن تشبیه کلیشه ای سفیدی موی سر به برف را پنهان ساخته است.
شاعر البته می توانست با تقطیع افراطی سطر آخر به سه یا حتی چهار سطر، انتظار را با طولانی تر کردن زمان قرائت شعر اجرا کند. این اجرای زبانی، به عینی سازی زبان و رمزگان آن منجر می شد و شعر را در عین کوتاهی، به وسعتی هنرمندانه می رساند.
راستی اگر قرار است سطر اول شعر را با لحنی سئوالی بخوانیم که احتمالاً چنین است؛ پس چرا در پایان سطر، علامت سئوال نمی بینیم؟... اگر من در انتهای همین جمله اخیر علامت سئوال نمی گذاشتم، به احتمال زیاد، اکثر خوانندگان آن را با لحنی سئوالی می خواندند؛ اما علامت سئوال کمک می کند تا مخاطب، درک بصری بهتری هم از پرسش داشته باشد.
۱ـ سایههای خاموش، معصومه فرمانی، ماه مینو،۱۴۰۴
شما چه نظری دارید؟