محمد صالح علا

ملاقات با آینه 

من هر روز با آینه ملاقات دارم. گاهی دیداری طولانی، گاه به نگاهی. اما هرروز خودم را در آینه می‌بینم، نه برای آن که دلم برای خودم تنگ شده است، که ما اغلب از تصویر خودمان خوش‌مان نمی‌آید. برای همین بیشتر عکس‌های خودمان را پاره می‌کنیم، صدامان را پاک می‌کنیم. 
پس ما هر روز با  آینه چه کار داریم؟... شاید آینه، مشاور صدیق ماست. درباره‌ ظاهر خودمان با  آینه مشورت می‌کنیم، می‌پرسیم:
ـ به نظرت، چهره‌ ما برای شخصی که ما را می‌بیند، مناسب است؟
ـ این شکل من، او را متقاعد می‌سازد؟
 ما در آینه خود را از چشم دیگرها می‌بینیم. چشم آنها که در مهمانی دعوت دارند. از چشم پدر و مادر کسی که به خواستگاری اش می‌رویم. از چشم هیأت گزینش جایی که استخدام می‌شویم. کنسولی که می‌خواهیم از او ویزا بگیریم. 
می‌خواهم خودم را از چشم پلیس فرودگاه ببینم که او مرا چگونه خواهد دید؟ آیا به چیزی که همراه دارم، شک خواهد کرد؟ با این قیافه، از نگاه قاضی دادگاه بی‌گناهم؟...
 پس من به آینه از چشم خودم نگاه نمی‌کنم؛ به این اصل آشکار که من هرگز به طرف آینه نرفته‌ام که بخواهم خودم را از چشم آسمان ببینم یا از چشم کبوترها. فرض کنیم من در خانه نشسته‌ام، می‌بینم گنجشکی پشت پنجره‌ حیاط خلوت‌مان می‌نشیند. من بدو بدو به سمت آینه می‌روم تا ببینم من از نگاه آن گنجشک، چه شکلی‌ام! پس اگر گاهی بی‌دلیل به ملاقات آینه می‌روم، باید بدانم خود آن آینه خواسته مرا ببیند، آینه مرا صدا زده، دلش برایم تنگ شده که بی‌دلیل به سمتش دویده‌ام؛ وگرنه من در تلویزیون،پیش از شروع برنامه ام، مدت‌ها جلوی آینه‌ گریم، زیر دست استاد شعبانی می‌نشستم که بخواهم به خودم از نگاه شما هموطنان‌ جان نگاه کنم. 
پس آینه‌ای که مرا از چشم دیگرها نشان می‌دهد، او  آن من واقعی نیست. آینه‌ من آن کتابی است که می‌خوانم، موسیقی‌یی است که می‌شنوم، عطری است که به خودم پاشیده‌ام، دوستی است که با او رفت و آمد دارم، کوچه‌ای است که در آن قدم می‌زنم. آینه‌ من رفتاری است که با مردم دارم، واژه‌هایی است که در گفت‌وگوها به کار می‌برم. آنچه نوشته‌ام، امضا کرده‌ام. آینه‌ من عقایدی است که دارم یا ندارم که برای خود آینه فرقی نمی‌کند من چه شکلی هستم. برای آینه چه فرقی دارد من خوش‌سیما باشم یا نباشم؟!
آینه‌ها منصف‌اند، همه را به یک چشم می‌بینند. آینه‌ خانه‌ ما به خودش نمی‌گوید حالا پارتی‌بازی کنم و صالح علا را بهتر از بقیه نشان دهم. زیرا که من آینه‌ او هستم. آینه، من و مهمانم را به یک چشم می‌بیند. برای آینه چه اهمیت دارد که من جوانم، پیرم، زشتم، زیبایم. آینه وسیله است و اگر چنین است، من خودم را در کدام آینه ببینم؟ به نظرم سینما  آینة عمیق، ژرف‌نگر و تمام‌نمای روزگار ماست. آینه‌ای که هم شکل ما و هم‌معنی ما و حتی گاهی معنی ما را به خودمان نمایش می‌دهد. پس لطفاً به سینما هجوم ببریم و به خودمان در آینه‌ای به گستردگی سینما خیره شویم. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی