موضوع کنفرانس، بررسی نسبت تکنولوژیهای جدید آن زمان، به شمول گلولههای محترقه به قانونگذاری جهانی و مدیریت مسائل مربوط به آن تکنولوژیها در روابط بین الملل بود. از آن زمان تا حال حاضر که براساس گزارشهای متعدد، روشن شده که آمریکا و رژیم صهیونیستی در تجاوزهای خود به میهن عزیز ما در ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از هوش مصنوعی استفاده کردهاند، نسبت بین تکنولوژی و جنگ و صلح، موضوعی پیوسته و مهم و سرنوشتساز بوده است. مخصوصاً اگر در نظر بگیریم که سه پدیده «قدرت و سیاست بینالمللی»، «تکنولوژی در حال پیشرفت» و «هنجارهای حاکم بر استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته در منازعات مسلحانه»، با یکدیگر تنیده شدهاند.
در حال حاضر تکنولوژی برتر و در حال گسترش، هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی، تقریباً همه عرصههای زندگی را در برگرفته و تبدیل به بخش جدانشدنی از حیات انسانی گردیده است. در این میان پرسشی اساسی قابل طرح میباشد و آن اینکه نسبت هوش مصنوعی به عنوان تکنولوژی جدید و روابط بینالمللی چگونه قابل تجزیه و تحلیل است؟ این پرسش، هم فراروی پژوهشگران روابط بینالملل و هم دستاندرکاران امور اجرایی سیاست خارجی قرار گرفته است. در پاسخ باید این نسبت را در سه حوزه مرتبط با یکدیگر مورد مداقه قرار داد که عبارتند از «کنشگران روابط بینالمللی و هوش مصنوعی»، «ماهیت کنش بین کنشگران روابط بینالملل و هوش مصنوعی»، «محیط بینالمللی و هوش مصنوعی.»
هوش مصنوعی بهطور همزمان به کنشگران سنتی روابط بینالملل عنصر جدیدی از قدرت را بخشیده و کنشگران جدیدی را وارد روابط بینالملل کرده است که نهایتاً روابط بینالملل، بر پایه قدرت و میزان آن میچرخد. بیتردید همانگونه که تکنولوژیهای دیگر در زمان خود، عنصر قدرت محسوب میشدند، هوش مصنوعی نیز عنصری نوین در قدرت کنشگران است. به عبارت دیگر، میزان سنجش قدرت کنشگران، دیگر با عناصر سنتی صرف مورد توجه قرار نمیگیرد، بلکه هوش مصنوعی تبدیل به نقطه تمایز و برتری قدرت کنشگران گردیده است. چون مبنای هوش مصنوعی، حوزه و رشته دادههای دیجیتالی است، در کنشگری روابط بینالملل، واژگان و مفاهیم جدیدی خلق و ابداع شده که درخور تعمق میباشند. ازجمله میتوان به مفهوم «اپراتوریهای دیجیتالی» اشاره کرد. ایالات متحده، چین و اتحادیه اروپایی، اپراتوریهای دیجیتالی قلمداد میگردند. حتی واژه استعمار و امپریالیسم دیجیتالی نیز وارد ادبیات روابط بینالملل شده است.
از سوی دیگر، پدیده جدیدی در کنشگری روابط بینالملل در زمینه هوش مصنوعی قابل مشاهده است و آن ظهور کمپانیهای دادهپرداز و داده بنیاد در عرصه مناسبات بینالمللی میباشد.اگر در دهههای میانی قرن بیستم میلادی، این کمپانیهای نفتی بودند که در سرنوشت سیاست بینالمللی موثر بودند، در حال حاضر کمپانی های بزرگ دادهپرداز و داده بنیاد در کنشگری روابط بین الملل جایگاه خاصی یافتهاند.
اما در حوزه، کنش و واکنشها در عرصه روابط بینالملل، در دو موضوع اساسی و کلیدی جنگ و صلح، یا تخاصم و تعامل، و منازعه و همکاری، هوش مصنوعی در مواردی دگرگونیهای جدی ایجاد کرده است. در حوزه منازعه، تخاصم و جنگ، هوش مصنوعی پدیدههایی چون سلاحهای خودکار بدون انسان، جمعآوری دادههای نظامی و امنیتی، مراقبت و زیر نظر داشتن نخبگان و جوامع به عنوان موضوعات امنیتی را دستخوش تغییر کرده و در یک کلام، ماهیت جنگها را عمیقاً متحول ساخته است. جنگها در بکارگیری هوش مصنوعی، هوشمندتر، مخرّبتر و پرخطرتر شدهاند. مخصوصاً اگر موضوع حملات سایبری به زیرساختها و بنگاههای عمومی توسط بکارگیری هوش مصنوعی را مد نظر قرار دهیم. در اثر هوش مصنوعی، مردم عادی در جنگها آسیبپذیرتر از گذشته شدهاند.
نگرانی از توسعه و گسترش قدرت تخریبی ناشی از بکارگیری هوش مصنوعی از یک سو، و فقدان چارچوبهای لازم برای حکمرانی جهانی هوش مصنوعی باعث همکاریهای گوناگون بینالمللی و کنش و واکنشهای هنجارساز در روابط بینالمللی شده است.از سال ۲۰۱۳ به بعد، مجموعه سازمان ملل متحد در امر حکمرانی هوش مصنوعی درگیر شده است. شورای امنیت چندین جلسه عالیرتبه در دوره ریاست انگلیس در ۲۰۲۳، آمریکا در ۲۰۲۴ و کره جنوبی در ۲۰۲۵ در خصوص پیوند هوش مصنوعی با صلح و امنیت بینالمللی راهاندازی کرد. دانشگاه سازمان ملل متحد که مقر اصلی آن در توکیو میباشد، گزارش قابل توجهی در بررسی اثرات هوش مصنوعی بر جهان منتشر کرده است. مجمع عمومی سازمان ملل از ۲۰۲۴ به بعد چندین قطعنامه در این رابطه صادر و دبیرکل نیز گروهی مشورتی و برجسته راهاندازی کرده است. شاید بتوان گفت اتحادیه اروپایی، جدیترین هنجارساز در این عرصه بوده است.
اما در نسبت هوش مصنوعی و محیط بینالمللی باید گفت اولاً به تعبیر برخی پژوهشگران، مفهوم تعادل قوا در عرصه بینالملل با ورود هوش مصنوعی دگرگون شده است. ثانیاً رقابت سخت بین آمریکا و چین در عرصه هوش مصنوعی بالا گرفته و یادآور رقابت آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد، بر سر تکنولوژی نوین دیگری در آن زمان بنام تکنولوژی فضایی میباشد، و ثالثاً شکاف جدیدی در دنیا در حال شکلگیری در محیط بینالمللی است و آن شکاف دیجیتالی است که سختتر از شکافهای پیشین است.با همه پیچیدگیها نباید فراموش کرد که مانند دیگر تکنولوژیهای پیشین، این انسانها هستند که نهایتاً مسیرها را تعیین میکنند. تکنولوژی، ابزار است و انسان، تصمیمگیر و سرنوشتساز.