هرچند در دل آتش داغ تو روشن است
در شاهراه فتح، چراغ تو روشن است
تو زندهای و امت تو ایستاده است
جان جهان به نور بلاغ تو روشن است
در جمع شاهدانی و بر روی ماه تو
چشم هزار لالهٔ باغ تو روشن است
افروختهست محفل شعر شهود را
شمعی که در رواق فراغ تو روشن است
ما جادهٔ مجاهده را گم نمیکنیم
آیینهها به نقش سراغ تو روشن است
در آستان صبح ظهور ایستادهایم
پیغام تو رسا و چراغ تو روشن است
زکریا اخلاقی
شما چه نظری دارید؟