افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی جهان در سالهای اخیر به یکی از مهمترین روندهای بازارهای مالی تبدیل شده است. بر اساس آخرین دادههای منتشرشده از سوی شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی در ماه مه ۲۰۲۶ در مجموع ۴۱ تن طلا به ذخایر خود افزودند، رقمی که نشان میدهد تقاضای رسمی برای این فلز همچنان در سطح بالایی قرار دارد. در این دوره، لهستان با خرید ۱۸ تن،بزرگترین خریدار بود و پس از آن چین با ۱۰ تن قرار گرفت. همچنین ازبکستان و قزاقستان به ترتیب ۹ و ۷ تن به ذخایر طلای خود اضافه کردند.
این روند در ادامه یک تغییر مهم در رفتار بانکهای مرکزی طی سالهای اخیر قابل مشاهده است. خرید طلا دیگرفقطیک تصمیم سنتی برای نگهداری ذخایر نیست، بلکه بخشی از استراتژی مدیریت ریسک در برابر محیطی است که با افزایش بدهی دولتها، تنشهای ژئوپلیتیک و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد جهانی همراه شده است.
چین یکی از نمونههای قابل توجه این روند است. بانک مرکزی این کشور با خرید ۱۰ تن طلا در ماه مه، ذخایر طلای خود را به حدود ۲۳۳۱ تن رساند. این خرید همچنین ادامه روند خریدهای متوالی چین در بازار طلا محسوب میشود و سهم طلا در ذخایر این کشور را به حدود ۹ درصد رسانده است.
لهستان نیز در سالهای اخیر سیاست افزایش ذخایر طلا را با جدیت دنبال کرده است. این کشور با خریدهای جدید، ذخایر طلای خود را به حدود ۶۱۴ تن رسانده و هدفگذاری کرده است که این رقم را به ۷۰۰ تن افزایش دهد.
اما پرسش اصلی این است که آیا این رفتار بانکهای مرکزی نشانه تغییر نظم پولی جهانی و کاهش نقش دلار است یا بیشتر یک تصمیم منطقی برای متنوعسازی داراییها؟
طرفداران دیدگاه نخست معتقدند افزایش تقاضای رسمی برای طلا میتواند نشانه حرکت تدریجی جهان به سمت نظام پولی متنوع تر باشد. در سالهای اخیر برخی کشورها تلاش کردهاند وابستگی خود به یک ارز ذخیرهای خاص را کاهش دهند و سهم داراییهایی را افزایش دهند که ریسک سیاسی یا اعتباری کمتری دارند. طلا در این میان یک ویژگی منحصربهفرد دارد، برخلاف ارزها و اوراق بدهی، تعهد مالی هیچ دولت یا نهادی محسوب نمیشود.
با این حال، تفسیر این روند بهعنوان پایان عصر دلار، تحلیلی شتابزده است. دلار همچنان مهمترین ارز ذخیره جهان، اصلیترین ابزار تسویه تجارت بینالمللی و عمیقترین بازار مالی جهان را در اختیار دارد. تغییر در ساختار پولی جهانی معمولا فرآیندی تدریجی است و جایگزینی یک نظام با نظام دیگر به زمان، زیرساخت و اعتماد گسترده بینالمللی نیاز دارد.
از این منظر، خرید طلا را میتوان بیشتر به عنوان یک سیاست بیمهای در مدیریت ذخایر ارزی دانست. بانکهای مرکزی مانند سایر سرمایهگذاران بزرگ، تلاش میکنند ریسک تمرکز داراییهای خود را کاهش دهند. نگهداری طلا در کنار ارزهای معتبر و اوراق دولتی میتواند در برابر بحرانهای مالی، تورمهای بالا یا شوکهای ژئوپلیتیک نقش حفاظتی داشته باشد.
نکته مهم دیگر، افزایش سطح بدهی عمومی در اقتصادهای بزرگ جهان است. نگرانی درباره پایداری مالی دولتها و احتمال تداوم سیاستهای پولی انبساطی، توجه دوباره به داراییهایی را افزایش داده که وابستگی کمتری به تصمیمات دولتها دارند.
بنابراین، روند فعلی را بهتر است نه به عنوان حذف دلار، بلکه بهعنوان حرکت به سمت تنوع بیشتر در ذخایر جهانی تحلیل کرد. بانکهای مرکزی در حال ارسال یک پیام روشن هستند: در محیط اقتصادی پرریسک امروز، حفظ انعطافپذیری و کاهش وابستگی به یک دارایی خاص، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
طلا احتمالا جایگزین کامل ارزهای ذخیرهای نخواهد شد، اما نقش آن بهعنوان یک دارایی استراتژیک برای مدیریت ریسک، در حال تقویت است. افزایش خرید بانکهای مرکزی نشان میدهد که حتی بزرگترین بازیگران نظام مالی جهان نیز در شرایط عدم قطعیت، به دنبال ایجاد تعادل بیشتر در سبد داراییهای خود هستند.
سمیه سلیمی ، کارشناس اقتصادی
شما چه نظری دارید؟