امیر نوباوه
آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای از سال ۱۳۶۸ تا زمان شهادت در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بهعنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، رهبری نظام را بر عهده داشت. در این مدت، پررنگترین و مستمرترین موضوع در بیانات و سیاستهای کلان ایشان، «علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان» بود. رهبر شهید با طرح ایده نهضت نرم افزاری تا تأکید بر اقتصاد دانش بنیان و نامگذاری سال ۱۴۰۱ با عنوان «تولید؛ دانش بنیان، اشتغال آفرین»، یک خط فکری واحد میان علم، فناوری و توسعه کشور ترسیم کرد.
بر اساس همین بیانات بود که شرکتهای دانشبنیان در زیستبوم توسعه کشور سر برآوردند؛ شرکتهایی که به قول
دکتر سیدحبیبالله طباطباییان، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس قطب علمی مدیریت تکنولوژی و نوآوری، هدیه نسل دوم و سوم انقلاب اسلامی به ایران بزرگ هستند.
در این مسیر، نهادهایی مانند جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه رویان، پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری همچون اجزای این زیست بوم نقش آفرینی کردند. در بیانات رسمی نیز، از این مجموعه ها بهعنوان نمونه هایی از اتکا به توان داخلی، اعتماد به جوانان و تلاش برای
تجاری سازی دستاوردهای علمی یاد شدهاست.
در نهایت پیام نوروزی سال ۱۴۰۱ ایشان را می توان
جمع بندی این رویکرد دانست؛ جایی که اقتصاد دانش بنیان، راهکاری برای کاهش هزینه تولید، افزایش بهره وری، ارتقای کیفیت محصولات و رقابت پذیری اقتصاد معرفی شد. نوشتار حاضر در تلاش است نگاهی کوتاه به این مسیر داشته باشد.
از ایده تا اشتغال و تولید
از طرح ایده «نهضت نرمافزاری» و ضرورت تولید علم در آغاز دهه ۱۳۸۰ تا تأکید بر اقتصاد دانشبنیان، حمایت از شرکتهای فناور و نامگذاری سال ۱۴۰۱ با عنوان «تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین»، یک خط فکری واحد قابل ردیابی است که باور دارد آینده ایران، بیش از آنکه به منابع طبیعی وابسته باشد، به دانش، نوآوری و توان نسل جوان گره خورده است.
در نخستین سالهای دهه ۱۳۸۰، زمانی که موضوع «نهضت نرمافزاری» در ادبیات علمی و دانشگاهی کشور مطرح شد، شاید کمتر کسی تصور میکرد این مفهوم در سالهای بعد به یکی از پایههای سیاستگذاری علم و فناوری در کشور تبدیل شود. با این حال، مرور بیانات رهبرشهید انقلاب نشان میدهد که از همان زمان، نگاه به علم صرفاً معطوف به افزایش تولیدات علمی یا گسترش آموزش عالی نبود؛ بلکه علم، مقدمهای برای اقتدار، خوداتکایی و پیشرفت اقتصادی کشور تعریف میشد.
ایشان در پیام نوروزی سال ۱۴۰۱ اظهار داشتند: «اگر ما این سیاست را دنبال کردیم و دانش را پایه و زمینه اقتصاد کشور قرار دادیم و بنگاههای اقتصاد دانشبنیان را افزایش دادیم... هزینههای تولید کاهش پیدا میکند، بهرهوری افزایش مییابد، کیفیت محصول بهبود پیدا میکند و محصولات رقابتپذیر میشوند.»
در واقع، اقتصاد دانشبنیان در این منظومه فکری، حلقه اتصال میان دانشگاه، فناوری، تولید و رفاه عمومی محسوب میشد.
در همین چارچوب، توسعه شرکتهای دانشبنیان به یکی ازسیاستهای ثابت کشور تبدیل شد. یکی از نتایج قابل توجه این رویکرد، توجه همزمان به «تولید علم» و «تجاریسازی علم» بود. در بیانات مختلف، بارها بر این نکته تأکید شد که مقاله علمی، اگر به حل مسأله کشور منجر نشود، مأموریت خود را بهطور کامل انجام ندادهاست. در این میان، نقش نهادهایی همچون جهاد دانشگاهی اهمیت ویژهای پیدا کرد. این نهاد که از نخستین سالهای پس از انقلاب اسلامی با هدف پیوند میان دانشگاه و نیازهای کشور شکل گرفت، در سالهای بعد توانست در حوزههای مختلف پژوهشی، فناوری و خدمات تخصصی فعالیت خود را گسترش دهد.
از دل همین تجربه، پژوهشگاه رویان بهعنوان یکی از نمادهای پیشرفت علمی کشور، جوانه زد و بالید، تا حدی که موفقیتهای این مجموعه در حوزه درمان ناباروری، سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی، در مقاطع مختلف بارها مورد توجه و تقدیر رهبری قرار گرفت. از نگاهشهید آیتالله خامنهای، این تجربهها بیش از آنکه صرفاً موفقیتهای علمی باشند، نشانهای از ظرفیت نیروی انسانی کشور و اعتماد به نسل جوان بودند؛ همان سرمایهای که بارها از آن بهعنوان مهمترین دارایی ایران یاد کردند.
اعتماد به جوانان
مرور بیانات رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که در نگاه ایشان، حمایت از نخبگان فقط به معنای تقدیر از برگزیدگان علمی نبود. آنچه بارها بر آن تأکید شد، فراهم کردن محیطی بود که پژوهشگر، فناور و کارآفرین بتواند ایده خود را در داخل کشور به محصول و کسبوکار تبدیل کند و نتیجه سالها تحقیق و پژوهش، در اقتصاد و زندگی مردم اثرگذار باشد.
در همین بستر، یکی از پررنگترین مفاهیمی که در روایت پیشرفت علمی ایران طی سه دهه گذشته دیده میشود، همان باوری است که بعدها با عبارت «ما میتوانیم» شناخته شد. این مفهوم، در نگاهشهید آیتالله خامنهای، بیش از آنکه یک شعار سیاسی باشد، یک رویکرد مدیریتی و علمی بود. ایشان بارها تأکید کردند که هر جا مسئولیت به نیروهای متخصص، جوان و باانگیزه سپرده شده، زمینه دستیابی به نتایجی فراهم آمده است که در نگاه نخست دور از دسترس به نظر میرسیدهاست.
از همین منظر، توسعه شرکتهای دانشبنیان فقط یک برنامه اقتصادی تلقی نمیشد، بلکه بخشی از راهبرد کلان برای افزایش توان داخلی بود. در همین چارچوب، توسعه زیستبوم نوآوری کشور نیز شتاب گرفت. پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، شتابدهندهها، صندوقهای حمایت از فناوری و شرکتهای نوآور، هر یک بخشی از شبکهای شدند که مأموریت آن، تبدیل دانش به فناوری و فناوری به محصول بود. در کنار این مجموعهها، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری با مأموریت سیاستگذاری، هماهنگی و حمایت از توسعه فناوری، بهعنوان یکی از بازوهای اصلی این زیستبوم، برنامههای متعددی برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان، توسعه فناوریهای راهبردی و تسهیل ورود محصولات دانشبنیان به بازار اجرا کرد.
در کنار این تحولات، «ابلاغ سیاستهای کلی علم و فناوری» توسط رهبر شهید در سال ۱۳۹۳ را باید یکی از نقاط عطف این مسیر دانست.
ایشان با ابلاغ این سیاستها و نیز در بیانات مختلف، بارها بر این نکته تأکید کردند که مقاله علمی، اختراع یا دستاورد پژوهشی، زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که بتواند مسألهای از کشور را حل کند؛ خواه در صنعت، خواه در کشاورزی، سلامت، انرژی، محیطزیست یا سایر عرصههای مورد نیاز جامعه.
از همین رو،شهید آیتالله خامنهای بارها از دانشگاهها خواستند ارتباط خود را با صنعت و بخش تولید تقویت کنند و از دستگاههای اجرایی نیز خواستند زمینه استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان را فراهم آورند. در این میان، مفهوم «اعتماد به جوانان» جایگاهی ویژه داشت. در دیدارهای متعدد با نخبگان و پژوهشگران، بارها بر این نکته تأکید کردند که هر موفقیت علمی، پیامی فراتر از یک مقاله یا یک فناوری جدید دارد؛ اینکه جوان ایرانی میتواند در مرزهای دانش حرکت کند و در رقابتهای علمی جهان سهم داشته باشد.
همچنین در سخنان ایشان، شرکتهای دانشبنیان صرفا تولیدکننده کالا یا خدمات نبودند؛ بلکه حاملان یک تغییر رویکرد در اقتصاد کشور بهشمار میرفتند؛ تغییری که تلاش داشت ارزش افزوده را از دانش و نوآوری خلق کند و سهم سرمایه انسانی را در توسعه ملی افزایش دهد.
در این میان، نکته قابل توجه آن است که این مسیر، صرفاً در حد توصیه یا بیان یک آرمان باقی نماند. ابلاغ سیاستهای کلی علم و فناوری، تأکید مستمر بر حفظ شتاب علمی کشور، حمایت از توسعه فناوریهای راهبردی و توجه به نقش شرکتهای دانشبنیان، بستری را فراهم کرد که در سالهای بعد، قوانین، ساختارها و نهادهای متعددی برای پشتیبانی از این زیستبوم شکل بگیرند.
البته این بدان معنا نیست که همه اهداف این مسیر بهطور کامل محقق شدهاند.
رهبر شهید انقلاب نیز در مقاطع مختلف، از کندی تجاریسازی فناوری، ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، بروکراسی اداری، بیاعتمادی برخی دستگاهها به تولیدات داخلی و لزوم حمایت عملی از شرکتهای دانشبنیان سخن گفته و خواستار رفع این موانع شده بودند. همین تأکیدها نشان میدهد که از نگاه ایشان، موفقیت این زیستبوم فقط منوط به ایجاد شرکت یا تصویب قانون نیست، بلکه نیازمند تغییر نگاه در نظام تصمیمگیری و اقتصاد کشور است.
امروز، با نگاهی به مسیر طیشده، میتوان گفت آنچه طی بیش از دو دهه در حوزه علم و فناوری دنبال شد، صرفاً حمایت از چند نهاد یا چند شرکت نبود؛ بلکه تلاش برای شکلگیری یک زیستبوم بود؛ زیستبومی که دانشگاه، پژوهشگاه، شرکت دانشبنیان، سرمایهگذار، صنعت و دستگاه اجرایی را در یک زنجیره واحد تعریف میکرد و از آنها انتظار داشت علم را به فناوری، فناوری را به تولید و تولید را به پیشرفت کشور پیوند بزنند.
اکنون میتوان گفت حوزه علم و فناوری یکی از فصلهای قابل تأمل کارنامه رهبری شهید انقلاب است؛ فصلی که در آن، از «نهضت نرمافزاری» تا «اقتصاد دانشبنیان»، یک ایده بهتدریج به سیاست، قانون، نهاد و زیستبوم تبدیل شد. قضاوت درباره میزان تحقق این اهداف، بر عهده تاریخ و عملکرد نهادهای مسئول خواهد بود؛ اما تردیدی نیست که تأکید مستمر بر نقش علم، فناوری، نخبگان و شرکتهای دانشبنیان، یکی از محورهای ثابت و ماندگار در منظومه فکری و سیاستهای کلانایشان بهشمار میآمد؛ راهبردی که همچنان در اسناد توسعه علم و فناوری کشور و در مسیر حرکت بخش مهمی از زیستبوم نوآوری ایران بازتاب دارد.
شما چه نظری دارید؟