خانه پلاک۱۴ این کوچه از سال ۱۳۴۳تا ۱۳۵۷ محل سکونت رهبر شهید انقلاب بوده و خاطرات بسیاری از سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در آن شکل گرفته است
زهره رنگ آمیز
گروه شهرستان ها: کوچه «سرشور» هنوز عطر و بوی تاریخ میدهد. در میان رفتوآمد زائران و همهمه بازار قدیمی مشهد، در دل محله ثامن،
پلاک ۱۴، خانهای ایستاده است که دیوارهای آجریاش سالهاست روایتگر روزهایی پرالتهاب از تاریخ انقلاب اسلامیاند. خانهای که این روزها با عنوان «خانه موزه انقلاب اسلامی» شناخته میشود؛ همان منزلی که رهبر شهید انقلاب چند سال از زندگی و مبارزات پیش از انقلاب را در آن سپری کردند.
این خانه محل سکونت آیتالله العظمی خامنهای از سال ۱۳۴۳تا ۱۳۵۷بود و خاطرات بسیاری از سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در آن شکل گرفته است.
این خانه با حفظ اصالت معماری سنتی ایرانی، بازسازی شده است؛ در نخستین نگاه، سادگی خانه، چشم را میگیرد؛ سادگیای که از زهد و قناعتی ریشهدار، حکایت دارد. حیاط کوچک خانه با باغچهای ساده و گلدانهای شمعدانی که بر ایوان نشستهاند، حال و هوای خانههای اصیل ایرانی را زنده میکند. دیوارهای آجری، حصیرهای پشت پنجرهها و ایوانی که آفتاب عصرگاهی بر آن میتابد، فضایی ساختهاند که گویی زمان در آن آرامتر حرکت میکند.
با قدم گذاشتن به داخل خانه، طاقچههایی پر از کتاب و وسایل ساده زندگی خودنمایی میکند؛ لوازمی که هرکدام نشانی از سبک زندگی ایرانی و روحیه زاهدانه صاحبخانه دارند.
در آشپزخانه، وسایلی نظیر دیگ زودپز، چراغ گردسوز و دیگر ابزارهای قدیمی هنوز همانگونه باقی ماندهاند؛ گویی صاحبخانه لحظهای دیگر از در وارد خواهد شد. اتاقها، قطیفهها و تشکچههایی که دور تا دور اتاق برای پذیرایی از مهمانان پهن میشد، یادآور مجالسی است که در آن گفتگوها، اندیشهها و امیدها درباره آینده ایران شکل میگرفت.
نگار میرسد
در گوشهای از کتابخانه، قابی آویخته است؛ حکمی که بر آن نام «سیدعلی حسینی خامنهای» نقش بسته است و نشان میدهد که در سال ۱۳۵۸به عنوان سرپرست خدمه آستان قدس رضوی منصوب شدهاند؛ حکمی به امضای آیتالله طبسی. یاد آن روزها زنده میشود؛ روزهایی که هر بار ایشان برای غبارروبی مضجع شریف امام رضا(ع) و سخنرانی نوروزی به مشهد عزیمت می کردند، شهر رنگ دیگری میگرفت و دلها بیقرار میشد.
گویی مصداق همان بیت قدیمی بود که روزنامهها در آن سالها در نسخه های بهاری شان، تیتر می زدند: «آب زنید راه را، هین که نگار میرسد.»
بر میز کوچکی در کنار کتابخانه، چند نسخه از روزنامه اطلاعات قرار دارد؛ روزنامهای که رهبر انقلاب در سالهای زندگی شان، هر صبح آن را ورق میزدند.
سکوت اتاقها اما خاموش نیست؛ در این فضا هنوز میتوان پژواک روزهای پرجنبوجوش مبارزه را شنید. همین اتاقها شاهد دیدارها و گفتگوهایی بودهاند که بعدها در تاریخ انقلاب اسلامی جایگاهی ویژه یافتند؛ دیدارهایی با چهرههایی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید هاشمینژاد و مرحوم آیتالله طبسی.
بر طاقچه اتاق، نوارهایی از تلاوت قاریان مصری دیده میشود؛ یادگاری از علاقه رهبر شهید انقلاب به صوت قرآن. گفتهاند که نهفقط خود به شنیدن این تلاوتها دل میسپردند، بلکه دیگران و مساجد را نیز به بهره مندی از این نغمههای روحانی تشویق میکردند.
این خانه اما پیش از آن نیز جایگاه رفتوآمد عالمان و اهل معرفت بوده است. منزل پدری ایشان( مرحوم آیتالله سیدجواد خامنهای)، سالها مأمن دیدار علمای شهرهای مختلف بود.
خانه نه ؛ محفل علم و معنویت
نقل است که در سفرهای زیارتی به مشهد، بسیاری از بزرگان حوزه سری هم به این خانه میزدند. از جمله علامه سیدحسین طباطبایی که هر بار به دیدار آیتالله سیدجواد خامنهای میآمد. علمایی از تبریز و آذربایجان و دیگر شهرها نیز مهمان این خانه بودند؛ خانهای که در عین سادگی، محفل علم و معنویت بود.آیتالله سیدجواد خامنهای، پدر خانواده، امام جماعت مسجد صدیقیها بود و نماز صبح را در مسجد گوهرشاد اقامه میکرد. زندگی او نیز مانند خانهاش نشانی از زهد داشت؛ خانهای که به گفته برخی از قدیمیها، پس از گذشت دههها هنوز همان سادگی گذشته را حفظ
کرده است.
یکی از علما نقل میکند که در کودکی همراه پدرش به دیدار آیتالله سیدجواد خامنهای آمده و ۴۰سال بعد که دوباره قدم به این خانه گذاشته، گویی زمان در آن متوقف مانده است.
امروز این خانه که روزگاری مأمن خانوادهای روحانی و محل رفتوآمد مبارزان انقلاب بود، به موزهای تبدیل شده است تا روایتگر بخشی از تاریخ معاصر ایران باشد. دیوارهایش خاطرات سالهایی را در خود نگه داشتهاند که در آنها اندیشه، ایمان و مبارزه در هم تنیده بود.
خانه انقلاب، بیش از آن که یک بنای قدیمی باشد، نشانی از سبک زندگی و روحیهای است که در آن سادگی، ایمان و مسئولیت اجتماعی در کنار هم معنا پیدا میکنند؛ خانهای کوچک، اما با تاریخی بزرگ.
شما چه نظری دارید؟