یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر علی دارابی] جنگ ایران و آمریکا در پنج برداشت

آمریکا در طول ۲۵۰ سال موجودیت خود، از سال ۱۷۷۶ تاکنون، فقط کمتر از سه دهه در جنگ نبوده است؛ مابقی عمر خود را در حال جنگ است...

آمریکا در طول ۲۵۰ سال موجودیت خود، از سال ۱۷۷۶ تا کنون، فقط کمتر از سه دهه در جنگ نبوده است؛ مابقی عمر خود را در حال جنگ است. از جنگ‌های داخلی آمریکا تا جنگ با سرخپوستان (۱۸۱۷-۱۸۹۸)، مکزیک (۱۸۴۶-۱۸۴۸)، اسپانیا (۱۸۹۸)، جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸)، جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵)، کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵)، خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱)، افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱)، عراق (۲۰۰۳-۲۰۱۱) و جنگ با ایران ۲۰۲۶ تاکنون.

با همین شناخت تاریخی، می‌توان به برداشت‌های زیر رسید:

۱ـ این جنگ‌ها بیانگر راهبرد «جنگ طلبی، تجاوزگری، استیلا طلبی و برتری جویی» فرهنگ آمریکایی است که به نام «ارزش‌های آمریکایی» و «صدور دموکراسی» در سراسر دنیا صورت گرفته است. فرقی نمی‌کند که جمهوری‌خواهان یا دموکرات‌ها کدام بر مسند قدرت باشند.

۲ـ با اعلام موجودیت رژِیم جعلی اسرائیل تا کنون «راهبرد خاورمیانه ای آمریکا»، «حمایت از اسرائیل» در همه منازعات بوده است. جیمز پرلاف، نویسنده کتاب «سایه‌های قدرت در آمریکا» بر این باور است که کانون سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آمریکا دست «صهیونیست‌ها و لابی قدرتمند اسرائیل» است. سخنی که تا کنون بارها و بارها به اثبات رسیده است. اخیراً جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا اعلام کرد که در جنگ ۲۰۰۳ علیه عراق هم اسرائیل، آمریکا را وادار به جنگ کرد.

۳ـ ترامپ که در جریان مبارزات انتخاباتی «وعده پایان جنگ‌ها» را داده بود، با تحریک و درخواست اسرائیل وارد جنگ با ایران شد. جنگی که هیأت تحریریه نیویورک تایمز نوشت: «رئیس جمهور ترامپ در شروع این جنگ چهارماهه با ایران، اشتباه بزرگی مرتکب شد. او جنگ را به صورت عجولانه و خلاف قانون پیش برد. ایالات متحده از این جنگ ضعیف‌تر بیرون آمده و سال‌ها هزینه استراتژیک خواهد پرداخت.»

۴ـ ترامپ در جنگ علیه ایران به دنبال چه اهدافی بود؟ تسلیم بی قید و شرط ایران، تغییر رژیم، غنی سازی صفر اورانیوم توسط ایران. اما حاصل جنگ چه شد؟ غیر از محدودیت در «رفت و آمد تنگه هرمز»؟ اما این آمریکا است که در جنگ شکست خورده است. چرا که ارتش آمریکا با همراهی ارتش اسرائیل و کشورهای منطقه نتوانستند ایران را شکست دهند و واشنگتن با پذیرش تفاهم‌نامه و صلح ۱۴ ماده‌ای با ایران به «شکست ناپذیری و قدرت ایران» اعتراف کرده است.

۵ـ اما ایران که به دنبال جنگ نبود و مردم و دولت ایران در پی زندگی و تلاش خود بودند، در یک سال (۱۴۰۴) و در دو نوبت خرداد و اسفند مورد تهاجم وحشیانه قرار گرفت. آمریکا به عنوان قدرتمندترین ارتش دنیا و اسرائیل و متحدان منطقه‌ای آنها اکنون دریافته‌اند که با رهبری جوان و هوشمند، ایران قوی، نیروهای مسلح سلحشور و قدرتمند، مردمی بپاخاسته و انقلابی، دولتی خدمتگزار و پای کار طرف هستند. ایرانی که جرأت پیدا کرده است در یک جنگ مستقیم، رو در رو با آمریکا بایستد. حتی چین و روسیه جرأت چنین کاری را نداشتند، بلکه بالعکس در جنگ آمریکا علیه ایران به قدری کناره‌گیری و عافیت طلبی کردند که ترامپ بارها از رؤسای جمهور چین و روسیه به خاطر مواضعی که در جنگ داشته‌اند، تشکر کرد! پرسش کلیدی که بعداً باید بدان پرداخت، این است که سند راهبردی ۲۵ ساله ایران با چین و سند راهبردی ۲۰ ساله با روسیه، به راستی کی و چه زمانی به درد ایران خواهد خورد!؟

درگیری مستقیم ایران با آمریکا در سه جبهه بود: دریایی، هوایی و زمینی. حتی آمریکایی‌ها هلی برن و پیاده سازی نیرو انجام دادند. این شرایط، پاسخگوی این پرسش است که اگر به زعم دونالد ترامپ، ایران فرو پاشیده است و زیر ساخت‌ها، منابع و نیروهای مسلح آن نابود شده‌اند، پس مذاکره و امضای تفاهم‌نامه با ایران چه معنایی دارد؟

برای پاسخ به این پرسش ضروری است تا میدان‌های نبرد را بررسی کنیم. باید عرصه اقتصاد، سیاست و اداره کشور، روایتگری و رسانه، نیروهای مسلح و میدان جنگ، سیاست خارجی و دیپلماسی و سرمایه اجتماعی که مردم هستند را مورد توجه قرار داد.

در کنار دولت پای کار و همه جا حاضر و مشغول خدمت، مردم بزرگترین سرمایه اجتماعی و مهمترین حامی و پشتیبان رزمندگان هستند. نیروهای مسلح غیور و ایثارگر که شجاعانه از مرزهای کشور دفاع می‌کنند، در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی نیز شورای عالی امنیت ملی و دولت، همگی با اتحاد مثال زدنی، تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای را با اقتدار به امضای آمریکا رساندند و همه ما وظیفه داریم که از آنان با تمام قدرت حمایت و پشتیبانی کنیم.

اما در عرصه روایتگری و کار رسانه ای با همه زحمات و کارهایی که صورت می گیرد، ضعف و کاستی‌های مهمی داریم. روایت اول از آن دشمنان است. تصویر شکست و پیروزی در جنگ را آمریکا و اسرائیل و رسانه‌های وابسته به آنها می‌سازند. شخص رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسرائیل، محور «روایتگری، تبلیغات، عملیات روانی و فریبکاری در جنگ» هستند. وحدت فرماندهی در نظام اطلاع رسانی، تبلیغات و روایتگری از سوی ایران، بسیار ضعیف و بعضاً دچار اختلال کارکردی است. به گونه‌ای که گاه برخی تحلیل‌ها، گزارش‌ها و اخبار نادرست از سوی رسانه‌های ما، دستمایه دشمنان می‌شود!

علاوه بر نداشتن وحدت فرماندهی، استراتژی و راهبرد تبلیغات دفاعی هم نداریم. بی تردید «شورای عالی امنیت ملی» در این حوزه مسئولیت دارد و باید بدون تعارف وارد میدان شود. افزون بر این، شایعات مستمر قدرت آفندی و پدافندی، نظام نحیف رسانه ای و اطلاع رسانی ما را هم فشل و سست می کند. «یک جنگ، یک میدان، یک ملت، یک دولت، یک نظام اطلاع رسانی» این کلید موفقیت و پیروزی در جنگ است.

جنگ کنونی آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها علیه ایران، یک جنگ ترکیبی است؛ اعم از جنگ سخت و جنگ نرم. جنگ سخت را نیروهای مسلح دارند مدیریت می‌کنند، در حوزه دریایی، هوایی، زمینی، هوافضا، اما جنگ نرم که ساز و کار اصلی آن در حوزه «رسانه‌ها» است با چالش‌های جدی مواجه است.

اصول و بایسته‌هایی که اکنون در هنگامه نبرد و جنگ با دشمنان توسط رسانه‌ها باید مورد توجه قرار گیرد آن است که:

«متحد و یکپارچه باشند. در تصویر سازی از جنگ، آگاهانه و به دور از بزرگنمایی‌های بی‌مورد، شکست‌ها و پیروزی‌ها را به تصویر بکشند. راوی صادق و اول حوادث در رخدادهای جنگ باشند. حامی و پشتیبان دولت که مسئولیت اصلی اداره کشور، اقتصاد، زیست مردم، سیاست خارجی، ... را بر عهده دارد باشند. هم افزایی بی‌مانند در جبهه رسانه‌ای ایجاد کنند و مرجعیت رسانه‌ای و خبری را بر عهده گیرند.»

امروز مدیران رسانه‌ها چون فرماندهان عالیرتبه خط مقدم جنگ سخت با دشمن هستند. در این رسالت تاریخی و خطیر، مبادا کسی عقب یا جا بماند که ملت بزرگ ایران نه می‌بخشند و نه فراموش خواهند کرد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی