پس از اعلام تصویب تفاهمنامه میان ایران و آمریکا در شورای عالی امنیت ملی با اکثریت قاطع آرا، مخالفان تفاهم و مذاکره تلاش کرده اند روایت رسمی از نهایی شدن تفاهم ایران و آمریکا را زیر سوال ببرند. دولت روایت کرده که در جلسه شورای عالی امنیت ملی از ۱۳ نفر، ۱۲ نفر رای موافق به تفاهم داد. اما طیفی با محوریت جبهه پایداری در تلاش است بگوید تفاهمنامه بین ایران و آمریکا تحمیل دولت به نظام بوده. آنها حتی می گویند که اکثریت ترکیب اعضای دولت باعث رای موافق به شعام شده است. حال آنکه اگر رای اعضای دولت به تفاهمنامه را هم نادیده بگیریم، فقط یک نفر که سعید جلیلی است با تفاهم بین تهران و واشنگتن مخالفت کرد.
اینکه جبهه پایداری با این روایت سازی ها دنبال چیست سوالی است که خبرآنلاین آن را از مصطفی هاشمی طبا جویا شده است.
این فعال سیاسی رفتار طیف تندرو برای بر هم زدن بازی را ناشی از شکست آنها در انتخابات می داند و می گوید تندروها از آنجایی که نمی توانند نهادهای زیرمجموعه رهبری را از آن خود کنند تلاش میکنند هر اتفاق مثبتی در دولت را وارونه جلوه دهند و بر گردن دولت بیندازند.
مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با مصطفی هاشمی طبا را در ادامه بخوانید؛
****
* ما از زمانی که شاهد آتشبس بین ایران و آمریکا در جنگ ۴۰ روزه بودیم، یک جریان سیاسی در داخل خیلی تلاش میکند بگوید که مذاکره، آتشبس و تفاهم، اینها همه تصمیم دولت بوده است. وقتی هم که گفته میشود این تصمیم شورای عالی امنیت ملی بوده، آن را متشکل از دولتیها میداند. من میخواستم از خدمت شما بپرسم دلیل اینکه مابقی بخشهای حاکمیتی را نادیده میگیرند یا میخواهند به نوعی سانسور کنند چیست و در واقع چه هدفی دارند؟
هدفشان از قبل مشخص است. اینها در انتخابات شکست خورده بودند و تنها جایی را که میتوانند به صورت قانونی در اختیار داشته باشند و تواناییهای خودشان را در آنجا بگذارند، دولت است؛ چون بالاخره نیروهای دیگر، فرض کنید مثلاً قوه قضاییه یا نیروهای نظامیمان، به رهبری وصل هستند و نفوذ در آنها و مال خود کردن این نهادها عملی نیست. اینها اول به دنبال دولت بودند؛ یعنی پیش آمدند که دولت را بگیرند، اما شکست خوردند. حالا به هر طریق میخواهند هر چیز خوبی را هم برعکس جلوه میدهند و به گردن دولت میاندازند؛ چرا که آرزویشان این است که جانشین دولت شوند.
قبلاً هم به نوعی دیگر، هشت سال دولت در اختیار اینها بود و بلایی سر مملکت آوردند که امروز ما به شدت از آن رنج میبریم. هدفشان این است که دولت را منکوب کنند. حالا بهرغم همه شعارهایی که راجع به جمهوری اسلامی میدهند، همه این حرکات ضدیت با جمهوری اسلامی است. به هر حال میخواهند در دولت - هرچند که الان متأسفانه بعضی از آنها در دولت حضور دارند - نفوذ کنند و دولت را مال خودشان کنند تا به مقاصد خودشان برسند.
* در جلسه شورای عالی امنیت ملی افرادی مثل رئیس قوه قضاییه، فرماندهان نظامی و نیروهای مسلح حضور دارند و اینها نمایندگان غیردولتی در شعام هستند. این جریان با این نهادها و رای آنها میخواهد چهکار کند؟
آنها فعلاً با آن بخش کاری ندارند، دولت را میخواهند؛ یعنی میخواهند این دولت نباشد و خودشان بیایند دولت را بگیرند. آن وقت، وقتی به دولت آمدند، بالاخره یک وزن رسمی پیدا میکنند. آن زمان حالا به نوعی با قوه قضاییه هم برخورد خواهند کرد؛ یعنی کاری نمیتوانند علیه آن به آن معنا انجام دهند، اما به عنوان یک وزنه میتوانند خودشان را مطرح کنند.
* در روایتهای دولتی گفته میشود که در جلسه شورای عالی امنیت ملی، از ۱۳ نفر ۱۲ نفر به تفاهم رأی مثبت دادند، اما جبهه پایداری و تندروها تلاش میکنند استدلالهای دیگری بیاورند که این تصمیم از سمت دولت به نظام تحمیل شده است. گویا اصلاً دولت را جزئی از نظام تلقی نمیکنند...
اینها حرف زدن را از ترامپ یاد گرفتهاند که هرچه دلش میخواهد بگوید، هر اتهامی میخواهد بزند و هر حرف زشتی میخواهد بگوید. اینها هم یاد گرفتهاند که اینطوری عمل کنند. برای آنها مهم نیست که واقعیت چیست و صدق مسئله کجاست؛ هر حرفی را میشود زد، حرف زدن که کاری ندارد. شما هر چیزی را میتوانید با مغلطه، سفسطه و انواع تکنیکهای زبانی به عنوان چیز دیگری جلوه دهید؛ مثل اینکه میگویند: «در باز است، باز هم پرنده است، پس در پرنده است!»
بنابراین، با شگردهای زبانی ممکن است افراد به هر طریقی عمل کنند. حالا آن را به یک نوع دیگری تفسیر و مطرح میکنند؛ اما هیچکدام از اینها حقیقت ندارد. باید از خود افراد شورا پرسید که نظرشان چه بوده است؛ اینها برای چه روایتهای بیخودی مطرح میدهند؟ به هر حال اقداماتی که در سطح اجرایی مملکت انجام می شود، وابسته به تصمیمات کلان کشور است. اینها خودشان را به آن راه میزنند و میگویند دولت این کار را کرده است. با کسی که مغلطه و سفسطه میکند کاری نمیشود کرد. مگر ما با دروغهای ترامپ میتوانستیم کنار بیاییم یا راهنماییاش کنیم یا بگوییم کدامش راست است و کدامش دروغ؟ او یک شب حرفی را میزند، فردایش یک چیز دیگر میگوید. اینها هرچه دلشان بخواهد میگویند. حرف زدن هم که کاری ندارد.
* اما آیا در این شرایط خطیر کنونی که کشور یک جنگ را از سر گذرانده و احتمالا در آستانه جنگ دیگری باشد، این نوع فضاسازیها منطقی است؟
اینها همیشه در زمین دشمن بازی کردهاند. همیشه پاس گل به دشمن دادهاند و همه حرکاتشان این بوده است؛ یعنی از موقعی هم که دولت آقای احمدینژاد آمد و استقرار پیدا کرد، از همان موقع دائم به رژیم صهیونیستی پاس گل میدهند و هرکاری که کردند به نفع آنها بوده است. ظاهراً یک مأموریت خاصی هم دارند به نظر!
* وقتی به قول شما به اسرائیل پاس گل میدهند چرا با این گروه برخورد نمیشود؟
این سؤال خود من هم هست، من هم نمیدانم.